برگردان به زبان ساده
یکی از پادشاهان عابدی را پرسید که عِیالان داشت: اوقاتِ عزیز چگونه میگذرد؟ گفت: همه شب در مناجات و سحر در دعایِ حاجات و همه روز در بند اِخراجات.
معنی اِخراجات: هزینهها (در حقیقت یعنی بیرون آوردن وجه و صرف کردن آن)
ملِک را مضمونِ اشارتِ عابد معلوم گشت. فرمود تا وجهِ کَفافِ وی معیّن دارند و بارِ عِیال از دلِ او برخیزد.
(«مضمونِ اشارتِ عابد»: معنیِ ایما و سخنِ مرموزِ عابد / معنی «وجه کفاف»: پولی که مرد را از درخواست بینیاز کند.)
ای گرفتارِ پای بندِ عیال
دیگر آسودگی مبند خیال
ای اسیر زن و فرزند، از این پس تصّور آسایش نیز نتوانی کرد؛
غمِ فرزند و نان و جامه و قوت
بازت آرد ز سِیر در مَلَکوت
تیمارِ فرزند و غمِ فراهم آوردن نان و لباس و خوراک، روح بلندپرواز تو را از گردش در جهانِ معنی (ملکوت) بازمیدارد و در این خاکدان گرفتار میسازد.
همه روز اتّفاق میسازم
که به شب با خدای پردازم
تمام روز عزم استوار میدارم که شبانگاه دل به ذکر حق مشغول دارم
شب چو عَقدِ نماز میبندم
چه خورد بامداد فرزندم؟
شبهنگام چون به اقامت نماز بر میخیزم در اندیشه و نگران آنم که بامدادان فرزندان من چیزی برای خوردن ندارند و گرسنه میمانند.