برگردان به زبان ساده
یکی از وزرا به زیردستان رحم کردی و صلاحِ ایشان را به خیر توسّط نمودی.
یکی از وزیران به زیر دستانش رحم کرد و برای اصلاح و رفع اختلاف میان همگنان واسطه ی خیر شد.
اتفاقاً به خطابِ ملِک گرفتار آمد.
از قضا پادشاه عذر او را خواست.
همگنان در مَواجِبِ استخلاصِ او سعی کردند و مُوَکَّلان در مُعاقبتش ملاطفت نمودند و بزرگانْ شکرِ سیرتِ خوبش به اَفواه بگفتند تا ملک از سرِ عتابِ او درگذشت.
دوستان او برای خلاص شدن و نجات او تلاش کردند و موکلان ( مأموران زندان ) در مجازات کردن او با ملایمت برخورد کردند همچنین اشخاصِ صاحب کرامت از سیرت خوبِ او به دیگران گفتند و نتیجه این شد که پادشاه از مجازات و سرزنش او گذشت.
صاحبدلی بر این اطّلاع یافت و گفت:
شخصی با درک و بینش از این موضوع مطلع شد و بیان کرد:
ﺗﺎ دلِ دوﺳﺘﺎن ﺑﻪ دﺳﺖ ﺁری
ﺑﻮﺳﺘﺎنِ ﭘﺪر ﻓﺮوﺧﺘﻪ ﺑﻪ
برای اینکه دلِ دوستان را به دست بیاوری حتی می ارزد باغ و بوستان پدری ( که به تو به ارث رسیده ) را بفروشی و به آنها کمک کنی.
پختنِ دیگِ نیکخواهان را
هر چه رختِ سراست سوخته به
دیگ در اینجا با علاقه حال و محل به معنای طعام به کار رفته است یعنی برای پختن طعام در دیگ نیکخواهان شایسته و بهتر است که حتی رخت و لوازم خانه را سوزاند و با آن آتشی ایجاد کرد.
ﺑﺎ ﺑﺪاﻧﺪﻳﺶ هم ﻧﻜﻮﻳﻰ کن
دهنِ ﺳﮓ ﺑﻪ ﻟﻘﻤﻪْ دوﺧﺘﻪ ﺑﻪ
به شخص بدخواه و بد نیت هم خوبی کن زیرا دهانِ سگ ( شخص بدخواه) همان بهتر که با لقمه ای ( نکویی) دوخته و بسته شود.