برگردان به زبان ساده
ملکزادهای گنج فراوان از پدر میراث یافت. دستِ کَرَم برگشاد و دادِ سخاوت بداد و نعمتِ بیدریغ بر سپاه و رعیّت بریخت.
شاهزادهای از پدرش ثروت زیادی به ارث برد. او با دلی بزرگ به بخشش پرداخت و از ثروتش بدون هیچ دریغی به سربازان و مردمش بخشید.
نیاساید مَشام از طبلهٔ عود
بر آتش نِه، که چون عنبر ببوید
بینی از صندوقچهٔ عود لذت نمییابد مگر آنکه پارهای از عود را بر آتش بگذاری تا چون عنبر بوی خوش دهد،
بزرگی بایدت بخشندگی کن
که دانه تا نیفشانی نروید
اگر تو دنبال بزرگی هستی، دست بخشش بگشا زیرا تا زمانی که دانه را بر زمین نیفشانی، نمیروید.
یکی از جُلَسایِ بیتدبیر نصیحتش آغاز کرد که «ملوکِ پیشین مر این نعمت را به سعی اندوختهاند و برای مصلحتی نهاده. دست از این حرکت کوتاه کن که واقعهها در پیش است و دشمنان از پس؛ نباید که وقت حاجت فرومانی.»
یکی از مشاوران بیتدبیر شروع به نصیحت کردن او کرد و گفت: «پادشاهان گذشته این ثروت را با تلاش به دست آوردهاند و برای هدف خاصی حفظ کردهاند. بهتر است که از این کار دست برداری، زیرا مشکلات و خطراتی در راه است و نباید در زمان نیاز درمانده شوی»
اگر گنجی کنی بر عامیان بخش
رسد هر کدخدایی را برنجی
اگر گنجی بر همگان تقسیم کنی به هر یک فقط یک برنج میرسد.
چرا نستانی از هر یک جوی سیم
که گرد آید تو را هر وقت گنجی؟
چرا از هر نفر یک جو (مقداری کم) نقره نمیگیری؟ تا هروقت برای تو جمع شود و گنجی گردد.
ملک روی از این سخن به هم آورد و مر او را زجر فرمود و گفت: مرا خداوند، تَعالیٰ مالکِ این مملکت گردانیده است تا بخورم و ببخشم نه پاسبان که نگاه دارم.
شاه از این سخن خشمگین شد و را تنبیه کرد و گفت: «خداوند مرا شاه این مملکت کرده تا بخورم و به دیگران ببخشم نه اینکه جمع کنم.»
قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت
نوشینروان نمرد که نامِ نکو گذاشت
قارون هلاک و نابود شد درحالی که چهل خانه پر از گنج داشت؛ اما انوشیروان زنده است زیرا از خود نام نیکو به یادگار گذاشت.