برگردان به زبان ساده
چنان خوب رویی بدان دلربایی
دریغت نیاید به هر کس نمایی
هوش مصنوعی: تو آنقدر زیبایی و دلربا هستی که باید از زیباییات مراقبت کنی و آن را به هر کسی نشان ندهی.
مرا مصلحت نیست لیکن همان به
که در پرده باشی و بیرون نیایی
هوش مصنوعی: برای من بهتر است که در خفا و دور از چشم مردم باقی بمانم و به هیچ وجه خود را نشان ندهیم.
وفا را به عهد تو دشمن گرفتم
چو دیدم مرا فتنه تو بیوفایی
هوش مصنوعی: به خاطر وفاداریات، دوستی را دشمن فرض کردم، چون وقتی دیدم که تو به عهدت وفا نمیکنی، با خودم گفتم که این کار تو نوعی فتنه است.
چنین دور از خویش و بیگانه گشتم
که افتاد با تو مرا آشنایی
هوش مصنوعی: اینقدر از خود و آشناهای خود دور شدهام که حالا با تو که بیگانه هستی، احساس آشنایی میکنم.
اگر نه امید وصال تو بودی
ز دیده برون کردمی روشنایی
هوش مصنوعی: اگر امیدی به رسیدن به تو نبود، نور زندگی را از دیدگانم دور میکردم.
نیاید تو را هیچ غم بیدل من
کسی دید خود عید بیروستایی
هوش مصنوعی: هیچ کسی در غم تو نیست جز من، که در روز عید، بیروزی و بیدل بودنم را به وضوح حس میکنم.
من و غم ازین پس که دور از رخ تو
چه باشد اگر یک شبی پیشم آیی؟
هوش مصنوعی: من و غم، از این به بعد دیگر چه اهمیتی دارد که بدون روی تو باشم، اگر فقط یک شب پیش من بیایی؟