برگردان به زبان ساده
ای یار ناسامان من! از من چرا رنجیدهای؟
وی درد و ای درمان من! از من چرا رنجیدهای؟
هوش مصنوعی: ای دوست غمگین من، چرا از من دلخور هستی؟ ای درد و ای درمان من، چرا از من ناراحتی؟
ای سرو خوشبالای من! ای دلبر رعنای من!
لعل لبت حلوای من! از من چرا رنجیدهای؟
هوش مصنوعی: ای سرو خوشبالای من، ای معشوق زیبا روی من، لبهای قشنگت به مانند شیرینی است، چرا از من دلخور شدهای؟
بنگر ز هجرت چون شدم، سرگشته چون گردون شدم
وز ناوکت پرخون شدم، از من چرا رنجیدهای؟
هوش مصنوعی: به خاطر هجرتی که داشتم، حالا گمگشته و سرگردان شدهام مثل گردون (چرخش دنیا) و از اشکها و زخمهای قلبم میسوزم. پس چرا از من دلخور شدهای؟
گر من بمیرم در غمت، خونم بُتا در گردنت
فردا بگیرم دامنت، از من چرا رنجیدهای؟
اگر از غم [دوری] تو بمیرم، خونم به گردنت میافتد (بِتا = بگذار تا، باشد که). [به همین خاطر] در قیامت (فردا) تو را بازخواست میکنم که چرا از من رجیدهای.
من سعدیِ درگاه تو، عاشق به روی ماه تو
هستیم نیکوخواه تو، از من چرا رنجیدهای؟
هوش مصنوعی: من، سعدی، به درگاه تو آمدهام و عاشق زیبایی چهرهات هستم. نیکوکار و مهربان توام. چرا از من دلگیر شدهای؟