برگردان به زبان ساده
نشنیدهام که ماهی، بر سر نَهَد کُلاهی
یا سرو با جوانان، هرگز رَوَد به راهی
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که چیزی غیرطبیعی و دور از انتظار است. ماهی به طور طبیعی بر روی زمین یا در جاهایی که مخصوص او نیست، نمیتواند کلاهی بگذارد، یا درخت سرو که نماد زیبایی و استواری است، هرگز با جوانان در مسیرهای ناپایدار و نامناسب نمیگردد. به عبارتی، هر چیز در جای خود معنا و درستی دارد و نباید از آنچه که برایش مقدر شده، خارج شود.
سروِ بلندِ بُستان، با این همه لطافت
هر روزش از گریبان، سر بَرنَکرد ماهی
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا در باغ، با این همه لطافت و ظرافت، هر روز از درون خود نوری نمیافشاند.
گر من سخن نگویم، در حسنِ اعتدالت
بالات خود بگوید، زین راستتر گواهی
هوش مصنوعی: اگر من چیزی نگویم، در زیبایی اعتدالت خود، دیگران خواهند گفت و این بهترین گواهی است.
روزی چو پادشاهان، خواهم که برنشینی
تا بشنوی ز هر سو، فریادِ دادخواهی
هوش مصنوعی: روزی به مانند پادشاهان، آرزو دارم که بر تخت سرفراز بنشینم تا از هر گوشه بشنوم که مردم برای حق و عدالت فریاد میزنند.
با لشکرت چه حاجت، رفتن به جنگِ دشمن؟
تو خود به چشم و ابرو، بر هم زنی سپاهی
هوش مصنوعی: با داشتن زیبایی و جذبهات، نیازی به لشکر برای جنگیدن با دشمنان نیست. با یک نگاه و ابرویت میتوانی لشکری بزرگ را به حرکت درآوری.
خیلی نیازمندان، بر راهت ایستاده
گر میکنی به رحمت، در کُشتگان نگاهی
هوش مصنوعی: بسیاری از نیازمندان در طول مسیر تو ایستادهاند. اگر به آنها رحم کنی و نگاهی به کشتهشدگان بیندازی، میتوانی به آنها کمک کنی.
ایمن مَشو که رویات، آیینهایست روشن
تا کی چُنین بماند، وز هر کناره آهی؟
هوش مصنوعی: بیخیال نباش که چهرهات مانند آیینهای پرتابکننده نور است، اما نگران باش که این حالت چه زمانی دوام خواهد داشت و از هر گوشهای صدای آهی به گوش میرسد.
گویی چه جرم دیدی، تا دشمنم گرفتی؟
خود را نمیشناسم، جز دوستی گناهی
هوش مصنوعی: چرا به من ستم میکنی و با من دشمنی میکنی؟ من هیچ کار بدی نکردهام و تنها چیزی که دارم، دوستی است.
ای ماهِ سرو قامت! شکرانهٔ سلامت
از حالِ زیردستان، میپرس گاه گاهی
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا و بلندقد، هر از گاهی حال زیردستانت را بپرس و شکرگزار سلامتیات باش.
شیری در این قَضیَّت، کهتر شده ز موری
کوهی در این ترازو، کمتر شده ز کاهی
هوش مصنوعی: در این شرایط، قدرت و بزرگی یک شیر به اندازهای کم شده که مانند یک مور نسبت به کوهی در ترازوی مقایسه قرار گرفته است و این نشاندهندهی کاهش اهمیت و جایگاه اوست.
ترسم چو بازگردی از دست رفته باشم
وز رُستَنی نبینی، بر گورِ من گیاهی
هوش مصنوعی: میترسم زمانی که به سوی من برگردی، دیگر نتوانم برگردم و از من هیچ نشانی نمانده باشد، به طوری که حتی روی قبرم نیز گیاهی دیده نشود.
سعدی به هر چه آید، گردن بنه که شاید
پیشِ که داد خواهی، از دستِ پادشاهی؟
هوش مصنوعی: سعدی میفرماید به هر چیزی که به تو میرسد، تسلیم شو و آن را بپذیر؛ زیرا چه بسا زمانی به درگاه یکی از بزرگانی بروی و از او کمک یا نیکی بخواهی؛ بنابراین بهتر است با توجه به جوی که داری، خود را آماده و راضی نگهداری.