برگردان به زبان ساده
فرخ، صباحِ آن که تو بر وی نظر کنی
فیروز، روزِ آن که تو بر وی گذر کنی
صبح کسی که تو به او توجه کنی، مبارک و خوشیمن است و همچنین روز کسی که تو از کنار او عبور کنی، برایش خوشحالکننده و پربرکت خواهد بود.
آزاد، بندهای که بود در رکاب تو
خرم، ولایتی که تو آن جا سفر کنی
آزاد حقیقی، بندهای است که در کنار تو زندگی میکند. خرم و آباد، سرزمینی است که تو به آن سفر کنی.
دیگر نبات را نخرد مشتری به هیچ
یک بار اگر تَبَسُّمِ همچون شکر کنی
اگر حتی یکبار لبخندی به شیرینی شکر بزنی، دیگر هیچ مشتریای نبات را حتی به ارزان ترین قیمت نیز نخواهد خرید.
ای آفتابِ روشن و ای سایهٔ همای
ما را نگاهی از تو تمام است اگر کنی
ای آفتاب روشن و ای سایه خوشبختی، حتی اگر یک نگاه به ما کنی، برای همیشه ما کافی است.
من با تو دوستی و وفا کم نمیکنم
چندان که دشمنی و جفا بیشتر کنی
حتی اگر دشمنی و جفا نسبت به من را بیشتر کنی، من هرگز از دوستی و وفاداریام نسبت به تو کم نمی کنم.
مقدور من سَریست که در پایت افکنم
گر زآن که التفات بدین مختصر کنی
اگر هدیه مختصر بنده را بپذیری، تنها چیزی که برای جلب توجه و رضایت تو، از دست من بر می آید این است که سرم را به پایت افکنم [ و خود را قربانی تو کنم].
عمریست تا به یاد تو شب روز میکنم
تو خفتهای که گوش، به آه سحر کنی؟
عمری است که من، شب تا به صبح را به یاد تو سپری می کنم، اما تو شب را به این انگیزه به خواب می گذرانی که آه سحر من را بشنوی؟
دانی که رویم از همه عالم به روی توست
زنهار اگر تو روی به رویی دگر کنی
تو خوب می دانی که من از همه عالم روی گردان شده و تمام توجهم معطوف به توست، وای اگر با این وجود، به کسی جز من توجه کنی.
گفتی که دیر و زود به حالت نظر کنم
آری کنی چو بر سر خاکم گذر کنی
تو به من وعده دادی که دیر یا زود، به من توجه می کنی؛ آری، تو قطعا به من توجه خواهی کرد، اما وقتی که از سر قبرم عبور کنی.
شرط است سعدیا که به میدان عشق دوست
خود را به پیش تیر ملامت سپر کنی
سعدی! شرط عشق آن است که [در برابر کسانی که از معشوقه تو بدگویی می کنند، از او دفاع کنی و] خود را سپر ملامت و سرزنش قرار دهی [و با تحمل زخم زبانهای مردم، خود را سپر معشوق قرار دهی].
وز عقل بهترت سپری باید ای حکیم
تا از خدنگ غمزهٔ خوبان حذر کنی
و ای حکیم! برای در امان ماندن از تیر عشوه معشوق، به سپری بهتر از عقل نیاز داری [زیرا عقل برای در امان ماندن از عشق، کافی نیست].