برگردان به زبان ساده
بندهام گر به لطف میخوانی
حاکمی گر به قهر میرانی
هوش مصنوعی: من غلام توام؛ اگر با محبت مرا فرا میخوانی، حاکم منی و اگر با خشم و غضب مرا دور میکنی، نیز با من به گونهای رفتار میکنی که من بنده تو هستم.
کس نشاید که بر تو بگزینند
که تو صورت به کس نمیمانی
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند بر تو برتری یابد، زیرا تو شبیه هیچکس دیگری نیستی.
ندهیمت به هر که در عالم
ور تو ما را به هیچ نستانی
هوش مصنوعی: به هر کسی در این دنیا توجه کن، اما ما را از هیچ چیزی محروم نکن.
گفتم این درد عشق پنهان را
به تو گویم که هم تو درمانی
هوش مصنوعی: به تو میگویم که این درد و رنجی که از عشق در دل دارم را، زیرا میدانم تو خود دارو و درمان آنی.
باز گفتم «چه حاجت است به قول؟»
که تو خود در دلی و میدانی
هوش مصنوعی: باز پرسیدم چه نیازی به کلام است وقتی که تو در دل دیگران هستی و خودت همه چیز را میدانی.
نفْس را عقل تربیت میکرد
کز طبیعت عنان بگردانی
هوش مصنوعی: عقل در حال پرورش نفس است تا بتواند کنترل او را از طبیعت خارج کند و به سمت هدفهای بالاتر هدایت کند.
عشق دانی چه گفت تقوا را؟
«پنجه با ما مکن که نتوانی»
هوش مصنوعی: عشق به تقوا چه میگوید؟ با ما درگیر نشو، چون از عهدهاش برنمیآیی.
چه خبر دارد از حقیقت عشق؟
پایبند هوای نفسانی
هوش مصنوعی: چه کسی میداند عشق واقعی چیست، در حالی که گرفتار خواستههای دنیوی است؟
خودپرستان نظر به شخص کنند
پاکبینان به صنع ربانی
هوش مصنوعی: خودپرستان فقط به ظاهر افراد نگاه میکنند، در حالی که افرادی که پاکنهادند به آفرینش و قدرت خداوند توجه دارند.
شب قدری بود که دست دهد
عارفان را سماع روحانی
هوش مصنوعی: شبی فرا رسید که عارفان بتوانند در آن تجربهای از حال روحانی و حسی عمیق داشته باشند.
رقص وقتی مسلمت باشد
کآستین بر دو عالم افشانی
هوش مصنوعی: رقص زمانی زیبا و دلنشین خواهد بود که تو انرژی و شوق خود را در برابر دنیا به نمایش بگذاری و احساساتت را به همه نشان دهی.
قصهٔ عشق را نهایت نیست
صبر پیدا و درد پنهانی
هوش مصنوعی: داستان عشق پایانی ندارد؛ صبر به دست میآید و درد دل پنهان میماند.
سعدیا دیگر این حدیث مگوی
تا نگویند قصه میخوانی
هوش مصنوعی: ای سعدی، دیگر از این داستانها صحبت نکن، تا مردم نگویند که تو در حال داستانگویی هستی.