برگردان به زبان ساده
گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
روی خلاص نیست به جهد از کمند او
هوش مصنوعی: به عقل گفتم که میخواهم از بند و زنجیر تو رها شوم، اما متوجه شدم که چارهای ندارم و نمیتوانم از چنگال او نجات پیدا کنم.
مستوجب ملامتی ای دل که چند بار
عقلت بگفت و گوش نکردی به پند او
هوش مصنوعی: ای دل، سزاوار سرزنش هستی، زیرا چندین بار عقل به تو گفت و تو به حرفهای او توجه نکردی.
آن بوستان میوهٔ شیرین که دست جهد
دشوار میرسد به درخت بلند او
هوش مصنوعی: درختانی که میوههای شیرین دارند، به راحتی قابل دستیابی نیستند و برای رسیدن به آنها باید تلاش و کوشش زیادی کرد.
گفتم عنان مرکب تازی بگیرمش
لیکن وصول نیست به گَرد سمند او
هوش مصنوعی: گفتم که افسار اسب تندرو را بگیرم، اما نمیتوانم به گرد پای او هم برسم.
سر در جهان نهادمی از دست او ولیک
از شهر او چگونه رود شهربند او؟
هوش مصنوعی: من به خاطر او در این دنیا زندگی میکنم، اما چگونه میتوانم از شهری که او در آن است و من را در آن وابسته کرده، دور شوم؟
چشمم بدوخت از همه عالم به اتفاق
تا جز در او نظر نکند مستمند او
هوش مصنوعی: چشمم را به همه چیز دوختم تا فقط به او نگاه کنم و غیر او به هیچ چیز دیگر توجه نکنم.
گر خود به جای مروحه شمشیر میزند
مسکین مگس کجا رود از پیش قند او؟
تصحیح AI: اگر او برای راندن مگس به جای بادبزن، شمشیر میزند، مگس بیچاره از شیرینی او چگونه دور شود؟ (AI: اگر خود شمع برای خود دارای شعله و نور است، چه جای نگرانی است که مگس بیچاره از شیرینی او دور شود؟)
نومید نیستم که هم او مرهمی نهد
ور نه به هیچ به نشود دردمند او
هوش مصنوعی: من ناامید نیستم که او شاید دارویی برای دردهایم پیدا کند، و اگر هم نه، دردی نخواهد ماند که او را به زحمت بیندازد.
او خود مگر به لطف خداوندیای کند
ور نه ز ما چه بندگی آید پسند او؟
هوش مصنوعی: این شخص تنها با لطف خداوند میتواند کاری کند، وگرنه از ما چه چیزی میتواند او را راضی کند یا در خور پذیرش او باشد؟
سعدی چو صبر از اوت میسر نمیشود
اولیتر آن که صبر کنی بر گزند او
هوش مصنوعی: اگر از تو صبر و تحمل حاصل نمیشود، بهتر است که بر آسیب و سختی او صبر کنی.