برگردان به زبان ساده
نبایستی هم اول مهر بستن
چو در دل داشتی پیمان شکستن
هوش مصنوعی: نباید در آغاز مهر، پیمان بستی در حالی که در دل قصد شکستن آن را داشتی.
به ناز وصل پروردن یکی را
خطا کردی به تیغ هجر خستن
هوش مصنوعی: با محبت و لطافت به دوستی کسی نگاه کردن، اشتباه کردی و این اشتباه با درد جدایی او را آزرده کرده است.
دگربار از پری رویان جماش
نمیباید وفای عهد جستن
هوش مصنوعی: دیگر نباید از زیباییهای پریچهره وفای به عهد و راستگویی انتظار داشت.
اگر کنجی به دست آرم دگر بار
منم زین نوبت و تنها نشستن
هوش مصنوعی: اگر فرصتی دیگر به دست بیاورم، دوباره تنها نشستهام و باید با خودم مواجه شوم.
ولیکن صبر تنهایی محال است
که نتوان در به روی دوست بستن
هوش مصنوعی: اما تحمل تنهایی دشوار است و نمیتوان درِ دل را به روی دوست بست.
همیگویم بگریم در غمت زار
دگر گویم بخندی بر گرستن
تصحیح AI: من میگویم که در غم تو باید بگریم و نالان باشم، اما بعد از مدتی به خودم میگویم که تو بر گریستن من خواهی خندید. (AI: من میگویم که در غم تو باید بگریم و نالان باشم، اما بعد از مدتی به خودم میگویم که بهتر است بخندم و از گریه دست بردارم.)
گر آزادم کنی ور بنده خوانی
مرا زین قید ممکن نیست جستن
هوش مصنوعی: اگر مرا آزاد کنی یا اینکه به عنوان بندهات بخوانی، هیچکدام از این وضعیتها نمیتواند من را از این قید و بند رهایی بخشد.
گرم دشمن شوی ور دوست گیری
نخواهم دستت از دامن گسستن
هوش مصنوعی: اگر با من دشمنی کنی یا با من دوستانه رفتار کنی، هرگز دلم نمیخواهد که از رابطهام با تو جدا شوم.
قیاس آن است سعدی کز کمندش
به جان دادن توانی باز رستن
هوش مصنوعی: سعدی میگوید که اگر کسی به دام محبت او بیفتد، حتی اگر جانش را هم بدهد، نمیتواند از آن دام فرار کند.