برگردان به زبان ساده
در وصف نیاید که چه شیریندهن است آن
این است که دور از لب و دندان من است آن
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که شیرینی و زیبایی چیزی یا کسی به قدری زیاد است که حتی نمیتوان به طور کامل آن را وصف کرد. این زیبایی به دلیل فاصلهای که از من دارند، بهتر و با ارزشتر به نظر میرسد.
عارض نتوان گفت که دور قمر است این
بالا نتوان خواند که سرو چمن است آن
هوش مصنوعی: نتوان گفت که اینجا دور قمر است و نمیتوان خواند که درخت سرو، سبز و زیباست.
در سرو رسیدهست ولیکن به حقیقت
از سرو گذشتهست که سیمینبدن است آن
هوش مصنوعی: درخت سرو به ما رسیده، اما در واقع از آن هم فراتر رفته است، چون بدن او از نقره تشکیل شده است.
هرگز نبود جسم بدین حسن و لطافت
گویی همه روح است که در پیرهن است آن
هوش مصنوعی: هیچگاه جسمی به این زیبایی و نرمی وجود نداشته است، انگار تمام روح در این لباس نهفته است.
خال است بر آن صفحه سیمین بناگوش
یا نقطهای از غالیه بر یاسمن است آن
هوش مصنوعی: بر روی صفحهای نقرهای، یک خال وجود دارد یا مانند نقطهای از عطر بر روی گل یاسمن جلوهگری میکند.
فیالجمله قیامت تویی امروز در آفاق
در چشم تو پیداست که باب فتن است آن
هوش مصنوعی: به طور خلاصه، تو امروز در سراسر جهان نماد قیامت هستی و در نگاه تو، نشانههای فتنهها به وضوح دیده میشود.
گفتم که دل از چنبر زلفت برهانم
ترسم نرهانم که شکن بر شکن است آن
هوش مصنوعی: گفتم که از بند زلف تو رها شوم، اما میترسم که نتوانم، چون هر بار جدا شدن از تو تنها به درد و شکنجه بیشتر میانجامد.
هر کس که به جان آرزوی وصل تو دارد
دشوار برآید که محقر ثمن است آن
تصحیح AI: هر کسی که آرزوی رسیدن به تو (در ازای جانش) را در دل دارد، باید بداند که این خواسته بسیار سخت و دشوار است؛ زیرا به نظر میرسد که ارزش و بهای آن (جان) ناچیز است.
مردی که ز شمشیر جفا روی بتابد
در کوی وفا مرد مخوانش که زن است آن
هوش مصنوعی: مردی که از طعنه و ظلم دیگران فرار میکند و به دنبال صداقت و وفا نیست، شایستهی لقب مردانگی نیست.
گر خستهدلی نعره زند بر سر کویی
عیبش نتوان گفت که بیخویشتن است آن
هوش مصنوعی: اگر کسی با دل خسته و غمگین در میانهی خیابان فریاد بزند، نمیتوان او را سرزنش کرد، زیرا او در حالتی است که خود را گم کرده و از خودش بیخبر است.
نزدیک من آن است که هر جرم و خطایی
کز صاحب وجه حسن آید حسن است آن
هوش مصنوعی: هر چیزی که از کسی که خوب و زیبایى دارد، به وجود بیاید، آن چیز نیز زیبا و نیکو است.
سعدی سر سودای تو دارد نه سر خویش
هر جامه که عیار بپوشد کفن است آن
هوش مصنوعی: سعدی کاملاً مجذوب محبت و یاد توست و به خود توجهی ندارد. هر لباسی که بر تن کند، برای او به مانند کفنی است که نشاندهنده مرگ و جدایی از توست.