برگردان به زبان ساده
گر به رخسار چو ماهت صنما مینگرم
به حقیقت اثر لطف خدا مینگرم
هوش مصنوعی: اگر به چهرهات مانند ماه نگاه میکنم، در واقع به رحمت و لطف خداوند نظر میاندازم.
تا مگر دیده ز روی تو بیابد اثری
هر زمان صد رهت اندر سر و پا مینگرم
هوش مصنوعی: چشمم دائماً در جستجوی نشانهای از چهرهات است و من هر لحظه به راه و حالت تو خیره میشوم.
تو به حال من مسکین، به جفا مینگری
من به خاک کف پایت، به وفا مینگرم
هوش مصنوعی: تو با بیرحمی به حال من درمانده نگاه میکنی، در حالی که من با احترام و وفاداری به پاهای تو مینگرم.
آفتابی تو و من ذرهٔ مسکین ضعیف
تو کجا و من سرگشته کجا مینگرم!
هوش مصنوعی: تو مانند آفتاب میدرخشی و من تنها یک ذره کوچک و ضعیف هستم. تو در اوج بلندیها و من در سرگشتگی و بیهدفی، چه تفاوتی بین ما وجود دارد!
سر زلفت ظلمات است و لبت آب حیات
در سواد سر زلفت به خطا مینگرم
هوش مصنوعی: موهای تو مانند تاریکی است و لبهای تو طراوت و زندگی را به همراه دارد. در میان آن تاریکی، من به اشتباه به چیزی دیگر نگاه میکنم.
هندوی چشم، مبیناد رخ تُرک تو باز
گر به چینِ سر زلفت به خطا مینگرم
سیاهی چشمم اگر به خطا به سر زلفت نگاه کند، الهی که دیگر چهرهٔ زیبای تو را نبیند.
راه عشق تو دراز است ولی سعدیوار
میروم وز سر حسرت به قفا مینگرم
هوش مصنوعی: عشق تو مسیر طولانی و دشواری دارد، اما من با شجاعت و متانت ادامه میدهم و هر از گاهی با حسرت به گذشتهام نگاه میکنم.