برگردان به زبان ساده
من اگر نظر حرام است بسی گناه دارم
چه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم
اگر دیدن رخسار معشوق کاری غلط و حرام باشد پس گناه من بسیار است چراکه چگونه می توانم نگاه خودم را(در برابر دیدن زیبایی های معشوق) حفظ کنم؟
ستم از کسیست بر من که ضرورت است بردن
نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم
هوش مصنوعی: ستم از کسی است که بر من میتازد و من هم ناگزیر از تحمل این سختیها هستم. نه میتوانم درد خود را فراموش کنم و نه فرصتی برای آه کشیدن دارم.
نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن
نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم
هوش مصنوعی: من نه زمانی برای آرامش دارم، نه توانایی برای رفتن، نه جایی برای ایستادن و نه جایی برای فرار.
نه اگر همینشینم نظری کند به رحمت
نه اگر همیگریزم دگری پناه دارم
هوش مصنوعی: اگر در کنار او بنشینم، امیدی به نگاه رحمتش ندارم و اگر هم از او فرار کنم، در جایی دیگر پناهی نخواهم داشت.
بسم از قبول عامی و صلاح نیکنامی
چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم
AI: من از پذیرش مردم و نیکی نامی خوشحال هستم، زیرا وقتی که به چیزهای بیارزش اهمیت نمیدهم، دیگر هیچ نگران کلاهی (مقام یا عنوان) نیستم. (تصحیح AI: برای من دیگر پذیرش مردم و صلاح و نیکنامی کافی است، زیرا وقتی که به سر اهمیت نمیدهم، غم کلاه هم نمیخورم.)
تن من فدای جانت سر بنده وآستانت
چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم
هوش مصنوعی: بدن من فدای جان توست و من همچون بندهای در آستانت ایستادهام. چه چیزی از گدایی بهتر است وقتی که تو پادشاه من هستی؟
چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد
نه مروت است اگر من نظر تباه دارم
AI: وقتی تو به این بزرگی و عظمت هستی، رفتار ناپسند و ناشایست مناسب نیست، اگر من از تو غافل باشم و بر تو توجه نکنم. (تصحیح AI: وقتی تو به این بزرگی و عظمت هستی، رفتار پسندیده و شایسته داری، اگر من نگاهم آلوده باشد، از جوانمردی بهدور است.)
چه شب است یا رب امشب که ستارهای برآمد
که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم
هوش مصنوعی: امشب چه شبی است که ستارهای درخشان ظاهر شده و من دیگر نه عشق خورشید را دارم و نه به محبت ماه توجهی میکنم.
مکنید دردمندان گله از شب جدایی
که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از دردمندان میخواهد که در مورد مشکلات و درد جدایی خود شکایت نکنند. او بیان میکند که در حال حاضر در روز روشنی زندگی میکند و از شب تاریکی که پیشتر تجربه کرده، فاصله گرفته است. بنابراین، به نوعی نشاندهنده امید و روشنایی پس از سختیهاست.
که نه روی خوب دیدن گنه است پیش سعدی
تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم
هوش مصنوعی: دیدن روی خوب عیب و گناه نیست، اما تو ای سعدی، فکر کردی که من به خاطر این احساس گناهکارم.