برگردان به زبان ساده
من چون تو به دلبری ندیدم
گلبرگ، چنین طری ندیدم
هوش مصنوعی: من مانند تو در زیبایی کسی را ندیدهام، همچنین لطافت گلبرگ را هم هیچگاه تجربه نکردهام.
مانند تو آدمی در آفاق
ممکن نبود، پری ندیدم
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو در دنیا وجود ندارد و من هرگز موجودی مانند تو را در عالم ندیدهام.
وین بوالعجبی و چشمبندی
در صنعت سامری ندیدم
هوش مصنوعی: این حالت شگفتانگیز و فریبندگی را که در هنر سامری وجود دارد، هرگز ندیدهام.
با روی تو ماه آسمان را
امکان برابری ندیدم
هوش مصنوعی: من هرگز ندیدم که ماه در آسمان بتواند با زیبایی تو رقابت کند.
لعلی چو لب شکرفشانت
در کلبهٔ جوهری ندیدم
هوش مصنوعی: گویی مانند لبهای شکری او در خانهی جواهری، زیباییای را ندیدهام.
چون دُرِّ دو رستهٔ دهانت
نظمِ سخنِ دَری ندیدم
به زیبایی دو رشته مرواریدی که در دهان داری (دندانهایت)، در شعر زبان دری ندیدم.
مه را که خَرَد که من به کرّات
مه دیدم و مشتری ندیدم
چه کسی خریدار ماه است (در مقابل تو)، چون من بارها ماه را دیدم ولی خریداری ندیدم.
وین پردهٔ راز پارسایان
چندان که تو میدری، ندیدم
هرگز این پردهدری که تو از راز زاهدان و پارسایان میکنی (و آنان را وادار به عشقورزی میکنی)، ندیدهام.
دیدم همه دلبران آفاق
چون تو به دلاوری ندیدم
هوش مصنوعی: من در تمام دنیا دلبرانی مانند تو را دیدم، اما از لحاظ دلاوری و شجاعت هیچکدام را به اندازه تو نیاریدم.
جوری که تو میکنی در اسلام
در ملت کافری ندیدم
هوش مصنوعی: من هرگز ندیدم که کسی در دین خود به این شیوه و با این شدت رفتار کند که تو در اینجا انجام میدهی.
سعدی! غم عشق خوبرویان
چندان که تو میخوری ندیدم
هوش مصنوعی: غم عشق معشوقان زیبا به اندازهای که تو میخوری، من هیچگاه ندیدهام.
دیدم همه صوفیان آفاق
مثل تو قلندری ندیدم
هوش مصنوعی: همه زاهدان و عارفان را در دنیا دیدهام، اما هیچکس را مانند تو که اینقدر بیپروا و آزاداندیش باشد، ندیدهام.