برگردان به زبان ساده
شمع بخواهد نشست بازنشین ای غلام
روی تو دیدن به صبح روز نماید تمام
هوش مصنوعی: شمع میخواهد خاموش شود و از کارش دست بکشد. ای غلام، دیدن روی تو برایش کافی است و روشنایی صبح روز تمام روز را به او میدهد.
مطرب یاران برفت ساقی مستان بخفت
شاهد ما برقرار مجلس ما بر دوام
هوش مصنوعی: آهنگسازان رفتند و دوستداران سر به خواب رفتند. معشوق ما همچنان در مجلس ما حاضر است و این جلسه همیشه برقرار خواهد بود.
بلبل باغ سرای صبح نشان میدهد
وز در ایوان بخاست بانگ خروسان بام
هوش مصنوعی: پرندهی خوشخوان در باغ صبحگاهی پیامی را به تصویر میکشد و از در ایوان، صدای خروس در صبحگاه به گوش میرسد.
ما به تو پرداختیم خانه و هرچ اندر اوست
هر چه پسند شماست بر همه عالم حرام
هوش مصنوعی: ما برای تو همه چیز را رها کردیم و هر چیزی که در این خانه وجود دارد، هرچه که مورد پسند تو باشد، بر تمام عالم ممنوع است.
خواهیام آزاد کن خواه قویتر ببند
مثل تو صیاد را کس نگریزد ز دام
AI: اگر میخواهی به من آزادی بدهی، این کار را بکن، یا اگر میخواهی من را محکمتر ببندی، همین کار را بکن. اما بدان که هیچکس به دام صیاد نخواهد افتاد. (تصحیح AI: اگر میخواهی به من آزادی بدهی، این کار را بکن، یا اگر میخواهی من را محکمتر ببندی، همین کار را بکن. اما بدان که هیچکس از دام صیادی مانند تو نخواهد گریخت.)
هر که در آتش نرفت بیخبر از سوز ماست
سوخته داند که چیست پختن سودای خام
هوش مصنوعی: هر کسی که تجربه تلخی نداشته باشد، از درد و رنج ما بیخبر است. تنها کسانی که در آتش جانسوز عشق سوختهاند، میدانند که چگونه باید احساسات ناپخته و خام را پروراند و به نتیجه رساند.
اولم اندیشه بود تا نشود نام زشت
فارغم اکنون ز سنگ چون بشکستند جام
هوش مصنوعی: من ابتدا در اندیشه بودم تا نام زشت و ناپسندی برایم باقی نماند، اما اکنون پس از آنکه در سختیها و چالشها مانند سنگ شکستهام، به حقیقتی دست یافتهام.
سعدی اگر نام و ننگ در سر او شد چه شد؟
مرد ره عشق نیست کهاش غم ننگ است و نام
هوش مصنوعی: به نظر سعدی، اگر کسی به دنبال نام و شهرت باشد، نباید به عشق واقعی نزدیک شود. انسانهای عاشق واقعی نمیتوانند نگران سرافکندگی و اعتبار خود باشند. عشق در نظر آنها از همه چیز مهمتر است و بیاعتنایی به مسائل ظاهری را میطلبد.