برگردان به زبان ساده
بزرگ دولت آن کز درش تو آیی باز
بیا بیا که به خیر آمدی کجایی باز
هوش مصنوعی: قدرتمند و مهم آن کسی است که هر بار که به خانهاش میروی، با خوشحالی و خیر مقدم از تو استقبال کند. پس برگرد و بیا، چرا که تو با نیت خوب و خوشرفتی به او آمدهای.
رخی کز او متصور نمیشود آرام
چرا نمودی و دیگر نمینمایی باز
هوش مصنوعی: چهرهای که تصور آرامش او ممکن نیست، چرا برای مدتی خود را نمایان کردی و حالا دیگر خود را نشان نمیدهی؟
در دو لختی چشمان شوخ دلبندت
چه کردهام که به رویم نمیگشایی باز
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس دلشکستگی و ناامیدی خود اشاره میکند. او از محبوبش میخواهد که دوباره به او توجه کند و از خود محبت نشان دهد. شاعر در اینجا به وضعیت غمگین و تنهایی خود پرداخته و از محبوبش خواسته که به او محبت کند و در دل خود را برایش باز کند.
اگر تو را سر ما هست یا غم ما نیست
من از تو دست ندارم به بیوفایی باز
هوش مصنوعی: اگر تو در زندگیام حضور داری یا اینکه غم و اندوه من برایت اهمیتی ندارد، من هرگز از تو جدا نخواهم شد و به بیوفایی و ناپایداری روی نمیآورم.
شراب وصل تو در کام جان من ازلیست
هنوز مستم از آن جام آشنایی باز
هوش مصنوعی: شراب وصل تو که جان مرا سیراب میکند، همیشه در وجودم باقیست و هنوز از آن پیالهای که آشنایی تو را در من زنده میکند، مست و سرخوشم.
دلی که بر سر کوی تو گم کنم هیهات
که جز به روی تو بینم به روشنایی باز
هوش مصنوعی: دل من که در کوچههای تو گم شده است، هرگز نمیتواند نوری جز زیبایی تو را ببیند.
تو را هر آینه باید به شهر دیگر رفت
که دل نماند در این شهر تا ربایی باز
AI: برای اینکه دلت را نتوانند از تو بربایند، باید به شهر دیگری بروی و دیگر در این شهر نمانی. (تصحیح AI: باید به شهر دیگری بروی و دیگر در این شهر نمانی، چون دلی نمانده در این شهر تا بربایی.)
عوام خلق ملامت کنند صوفی را
کز این هوا و طبیعت چرا نیایی باز
هوش مصنوعی: مردم عادی صوفی را سرزنش میکنند که چرا از این دنیا و خصوصیات آن کنار نمیکشی و به حالتی دیگر نمیروی.
اگر حلاوت مستی بدانی ای هشیار
به عمر خود نبری نام پارسایی باز
هوش مصنوعی: اگر مزهی شادی و مستی را بشناسی، ای فرد باهوش، هرگز نام پارسایی و خودداری را بر زبان نیاور.
گرت چو سعدی از این در نوالهای بخشند
برو که خو نکنی هرگز از گدایی باز
AI: اگر مانند سعدی به تو لقمهای نیکو بدهند، برو و از آن بهرهمند شو، ولی هرگز نباید از گدایی و درخواست کمک دست بکشی. [تصحیح AI: اگر مانند سعدی به تو لقمهای نیکو بدهند از این در، برو و از آن بهرهمند شو، ولی دیگر هرگز نخواهی توانست از گدایی و درخواست کمک (از این آستان) دست بکشی.]