برگردان به زبان ساده
هر که را باغچهای هست به بستان نرود
هر که مجموع نشستهست پریشان نرود
معنی: هر کس باغچهای برای گشایش دل
داشته باشد، به باغ و بستان نمیرود و هر کس با خاطری آسوده آرام گرفته باشد،
پریشان نمیشود. - منبع: شرح غزلهای سعدی
آن که در دامنش آویخته باشد خاری
هرگزش گوشهٔ خاطر به گلستان نرود
/ معنی: هر کس که خار غم
عشق به دامنش خلیده و او را گرفتار کرده باشد، دلش هوای بستان نمیکند. - منبع: شرح غزلهای سعدی
سفر قبله دراز است و مجاور با دوست
روی در قبلهٔ معنی به بیابان نرود
معنی: سفر مکه راه درازی است و کسی
که به حقیقت و معنی که چونان قبلهای است روی کرده و در کنار معشوق نشسته است هرگز
به بیابانهای کعبه گام
نمینهد. / قبله: ۸۵٫۲
گر بیارند کلیدِ همه درهای بهشت
جانِ عاشق به تماشاگه رضوان نرود
هوش مصنوعی: اگر همه درهای بهشت را به رویش بگشایند، جان عاشق هرگز به تماشای جایی که رضوان در آن است، نخواهد رفت.
گر سرت مست کند بوی حقیقت روزی
اندرونت به گل و لاله و ریحان نرود
هوش مصنوعی: اگر وقتی سر تو شوری و حال خوشی ایجاد کند، بوی حقیقت روزی در دل تو نمیگذارد که در عشق گل و لاله و ریحان غرق شوی.
هر که دانست که منزلگه معشوق کجاست
مدّعی باشد اگر بر سرِ پیکان نرود
مدعی: ۱۸٫۲ / معنی: آن کس که بداند
سر منزل معشوق کجاست، اگر در برابر پیکان او سینه سپر نکند، لافزنی بیش نیست. - منبع: شرح غزلهای سعدی
صفتِ عاشقِ صادق به درستی آن است
که گَرَش سر برود از سر پیمان نرود
هوش مصنوعی: عاشق راستین کسی است که حتی اگر جانش را هم فدای عشق کند، از وعده و قولی که داده است، دست نمیکشد.
به نصیحتْگرِ دلشیفته میباید گفت
برو ای خواجه که این درد به درمان نرود
هوش مصنوعی: به فردی که نصیحت میکند و دلش درگیر عشق است، باید گفت که برو، چون این مشکل هیچ راه حلی ندارد و به درمان نمیرسد.
به ملامت نبرند از دلِ ما صورتِ عشق
نقش بر سنگ نبشتهست به طوفان نرود
هوش مصنوعی: محبت و عشق حقیقی در دل ما جاودانه است و هیچکس نمیتواند به ما انتقاد کند. این عشق همانند نقشی است که بر سنگ حک شده و هیچ طوفانی نمیتواند آن را محو کند.
عشق را عقل نمیخواست که بیند لیکن
هیچ عیّار نباشد که به زندان نرود
تقابل عقل و عشق: -> ۱۳۶٫۶ /
عیّار: ۴۹٫۲ / معنی: عقل نمیخواست که عشق را بنگرد؛ اما همانطور که هیچ عیّاری
نیست که کارش به بند و زندان نکشد، عشق هم به زندان عقل افتاد. - منبع: شرح غزلهای سعدی / دکتر محمدرضا برزگر خالقی / دکتر تورج عقدایی
سعدیا گر همه شب شرح غمش خواهی گفت
شب به پایان رَوَد و شرح به پایان نرود
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر بخواهی هر شب درباره درد و غمهایش صحبت کنی، شب به پایان میرسد اما داستان غمها هیچگاه تمام نخواهد شد.