برگردان به زبان ساده
به نام خداوندِ جانآفرین
حکیمِ سخن در زبانآفرین
به نام خداوندی که آفریننده جان است؛ خدای دانا و حکیمی که آفریننده سخن در زبان است.
خداوند بخشندهٔ دستگیر
کریم خطابخش پوزشپذیر
خداونده بخشنده مهربان؛ بخشاینده و آمرزشگر و عفوکننده
عزیزی که هر کز درش سر بتافت
به هر در که شد هیچ عزّت نیافت
عزیزی (خداوند) که هر کس از وی (خداوند) روی گردان شد ، هیچ احترام و عزتی نمیبیند.
سر پادشاهان گردنفراز
به درگاه او بر زمینِ نیاز
هوش مصنوعی: پادشاهان با مقام والای خود در برابر او به احترام و نیاز در حالت سجده و تواضع قرار میگیرند.
نه گردنکشان را بگیرد به فور
نه عذرآوران را براند به جور
نه گردنکشان و طاغیان را با شتاب تنبیه میکند و نه توبهکنندگان را با جفا و جور از درگاه خود میراند.
وگر خشم گیرد ز کردارِ زشت
چو بازآمدی ماجرا درنوشت
اگر از رفتار زشت تو خشمگین شود، وقتی از کار خود پشیمان شوی و به راه درست برگردی،او نیز فراموش میکند!
اگر با پدر جنگ جوید کسی
پدر بیگمان خشم گیرد بسی
هوش مصنوعی: اگر کسی با پدرش درگیر شود، قطعاً پدر بسیار خشمگین خواهد شد.
وگر خویش راضی نباشد ز خویش
چو بیگانگانش براند ز پیش
حتی اگر بین دو خویشاوند عدم رضایت و دلخوری وجود داشته باشد یکدیگر را طوری از خود میرانند که انگار دو غریبه هستند
وگر بنده چابک نباشد به کار
عزیزش ندارد خداوندگار
و اگر کسی برای کار و تلاش همت نکند و چابک نباشد، خداوند او را دوست نمیدارد
وگر بر رفیقان نباشی شفیق
به فرسنگ بگریزد از تو رفیق
اگر با دوستانت مهربان نباشی، حتی دوستانت هم از تو دور خواهند شد.
وگر ترکِ خدمت کند لشکری
شود شاهِ لشکرکُش از وی بری
اگر یک جنگاور و لشکری ترک خدمت کند فرمانده و شاه لشکر بهاو مزد نمیدهد و از او پشتیبانی نمیکند.
ولیکن خداوندِ بالا و پست
به عصیان، درِ رزق بر کس نبست
اما خداوند آسمانها و زمین و صاحب بالا و پست، در برابر نافرمانی، درهای روزی را به روی کسی نمیبندد.
دو کونش یکی قطره از بحرِ علم
گنه بیند و پرده پوشد به حلم
تمام دو جهان (دنیا و آخرت) یک قطره از دریای علم او هستند و همهچیز را میداند و گناهان را میبیند و با بزرگواری چشمپوشی میکند.
ادیمِ زمین، سفرهٔ عام اوست
بر این خوان یغما چه دشمن چه دوست
هوش مصنوعی: زمین مانند یک سفره بزرگ برای همه انسانها است و در این سفره، چه دشمن و چه دوست، همه میتوانند از نعمتهای آن بهرهمند شوند.
اگر بر جفاپیشه بشتافتی
که از دست قهرش امان یافتی؟
اگر در مجازات ستمگر شتاب میکرد، آیا کسی زنده میماند؟
بری ذاتش از تهمتِ ضد و جنس
غنی، ملکش از طاعتِ جن و انس
از داشتن مثل و ضد مبراست و فرمانرواییاش بینیاز از عبادت و بندگی جن و انسان است.
پرستارِ امرش همه چیز و کس
بنیآدم و مرغ و مور و مگس
هوش مصنوعی: پرستار کار او، همه موجودات و مخلوقات را شامل میشود؛ از انسانها گرفته تا پرندگان، حشرات و حتی مگسها.
چنان پهن خوان کرم گسترد
که سیمرغ در قاف قسمت خورد
هوش مصنوعی: چنان سفرهای از کرم گسترده شد که سیمرغ، پرندهای افسانهای، هم از آن بهرهمند شد.
لطیف کرمگستر کارساز
که دارای خَلق است و دانای راز
هوش مصنوعی: موجودی نیکوکار و مهربان که در کارها مؤثر است و دارای اخلاق نیکویی است و به اسرار آگاهی دارد.
مر او را رسد کبریا و منی
که ملکش قدیم است و ذاتش غنی
هوش مصنوعی: او را مقام بزرگی میرسد و من که ملکش همیشه وجود داشته و خودش بینیاز است.
یکی را به سر بر نهد تاج بخت
یکی را به خاک اندر آرد ز تخت
هوش مصنوعی: یکی به اوج مقام و خوشبختی میرسد و دیگری به فرو افتادن و ذلت دچار میشود.
کلاهِ سعادت یکی بر سرش
گلیمِ شقاوت یکی در برش
هوش مصنوعی: سعادت و خوشبختی بر سر او قرار دارد، اما در عوض، بدبختی و شقاوت را به دوش میکشد.
گلستان کند آتشی بر خلیل
گروهی به آتش بَرَد ز آب نیل
آتش را بر خلیل(اشاره به حضرت ابراهیم(علیه السلام)) مانند گلستان میکند و گروهی را از آتش به سوی نیل میبرد(اشاره به داستان حضرت موسی(علیه السلام))
گر آن است، منشورِ احسان اوست
ور این است، توقیعِ فرمان اوست
معنی این بیت به بیت قبل برمیگردد؛ اگر خداوند آتش را به گلستان تبدیل میکند از روی لطف و عنایت و نیکویی اوست ، و اگر لشکریان فرعون را در آب نیل غرق میکند و آنها را به آتش دوزخ می اندازد این هم از روی قهر و خشم و تحت فرمان خودش است.
پسِ پرده بیند عملهای بد
هم او پرده پوشد به آلای خَوْد
خداوند اعمال ناپسند را میبیند و با نیکویی خود آن را مخفی نگه می دارد.
به تهدید اگر برکشد تیغِ حکم
بمانند کروبیان صُمّ و بکم
هوش مصنوعی: اگر حکم مانند شمشیری تهدیدآمیز بیرون کشیده شود، مردم به مانند موجودات کر و لال بیحرکت و ساکت میشوند.
وگر دردهد یک صلای کرم
عزازیل گوید نصیبی برم
هنگامی که خداوند سفرهی نعمت خودش رو از روی کرم و بزرگواری پهن میکند، شیطان نیز خواهد گفت که من هم سهمی از این نعمت میخواهم بردارم.
به درگاهِ لطف و بزرگیش بر
بزرگان نهاده بزرگی ز سر
هوش مصنوعی: با احترام به مقام و بزرگی او، کسانی که بزرگ هستند نیز باید مقام خود را از سر بگذارند.
فروماندگان را به رحمت قریب
تضرعکنان را به دعوت مجیب
هوش مصنوعی: کسانی که در سختی و مشکل هستند، از رحمت خدا نزدیک شوند و کسانی که با تضرع و درخواست به سراغ او میآیند، دعوت میشوند که پاسخشنان را بشنوند.
بر احوالِ نابوده، علمش بصیر
به اسرارِ ناگفته، لطفش خبیر
کارهای انجام نشده را پیشاپیش میبیند و از رازهای گفته نشده آگاهی دارد.
به قدرت، نگهدارِ بالا و شیب
خداوندِ دیوانِ روزِ حسیب
این بیت به قدرت و توانایی خداوند اشاره دارد که خداوندی که صاحب دفتر حساب روز قیامت است با قدرت و توانایی خود آسمان و زمین را نگهداری و محافظت می کند.
نه مستغنی از طاعتش پشت کس
نه بر حرف او جای انگشت کس
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از عبادت و طاعت او بینیاز باشد و هیچکس نمیتواند بر سخنان او تأثیر بگذارد یا در آنها دخل و تصرفی کند.
قدیمی نکوکارِ نیکی پسند
به کلک قضا در رحم نقشبند
خداوند نیکوکاری که از روز ازل و از قدیم پروردگار جهان و جهانیان است و نیکی و خوبی و نیکوکاران را دوست دارد با قلم تقدیر چهرههای زیبا را در رحم مادر نقاشی و تصویرگری میکند.
ز مشرق به مغرب مه و آفتاب
روان کرد و بنهاد گیتی بر آب
خورشید و ماه از سمت شرق تا غرب در حال حرکتند و جهان خاکی را بر روی آب بنا نهاد.(نظریهی فیلسوفان زمان سعدی بوده است)
زمین از تبِ لرزه آمد ستوه
فروکوفت بر دامنش میخِ کوه
زمین از زلزلزههای بوجود آمده بشدت به لرزش در میآیند و خداوند برای حفاظت از زمین کوهها را بمانند میخی در زمین کوفته است.(نظر فیلسوفان قدیم)
دهد نطفه را صورتی چون پری
که کردهست بر آب صورتگری؟
نطفه را به مانند پری صورت نگاری میکند، تا به حال چه کسی را دیدهاید که بتواند بر روی آب تصویر بکشد یا به عبارتی روی آب بتواند نقاشی بکشد؟
نهد لعل و پیروزه در صلبِ سنگ
گل لعل در شاخ پیروزه رنگ
هوش مصنوعی: در دل سنگی سخت، گوهرهای زیبا و باارزشی نهفته است. مانند گل سرخی که در شاخسار سبز و رنگین میروید.
ز ابر افکند قطرهای سویِ یَم
ز صلب افکند نطفهای در شکم
هوش مصنوعی: از ابر، قطرهای به سوی دریا میافتد، مانند اینکه نطفهای از پدر به درون رحم منتقل میشود.
از آن قطره لولوی لالا کند
وز این، صورتی سروبالا کند
معنی این بیت برمیگردد به بیت قبل؛ از آن قطره مروارید زیبا در کف دریا و در دل صدف بوجود میآید و از این نطفه، چهرهای خوشفرم و زیبا شکل میگیرد.
بر او علم یک ذره پوشیده نیست
که پیدا و پنهان به نزدش یکیست
هوش مصنوعی: او هیچ چیزی را از علم و دانش نمیشناسد که برایش پنهان باشد؛ در نظر او، آنچه پیدا و آنچه ناپیداست، هیچ تفاوتی ندارد.
مهیاکنِ روزیِ مار و مور
اگر چند بیدستوپایاند و زور
هوش مصنوعی: اگرچه مار و مور (موریانه) توانایی و قدرت چندانی ندارند، اما همواره در جستجوی روزی و تأمین معیشت خود هستند. پس باید به آنها کمک کرد تا زندگی کنند.
به امرش وجود از عدم نقش بست
که داند جز او کردن از نیست، هست؟
هوش مصنوعی: به فرمان او، وجود از عدم به وجود آمد که آیا کسی جز او میداند که از عدم، چیزی به وجود آوردن ممکن است یا نه؟
دگر ره به کتمِ عدم در برد
وز آنجا به صحرای محشر برد
هوش مصنوعی: راهی دیگر به دنیای ناپدید شده ببر و از آنجا به میدان محشر وارد شو.
جهان مُتَّفِق بر الهیتش
فرومانده از کُنهِ ماهیتش
هوش مصنوعی: جهان به وجود خداوند اعتراف دارد، اما در فهم ذات او ناتوان است.
بشر ماورای جلالش نیافت
بصر منتهای جمالش نیافت
هوش مصنوعی: انسان نتوانسته است به درک کامل عظمت و شکوه او برسد و نتوانسته است زیبایی بینظیر او را به طور کامل ببیند.
نه بر اوجِ ذاتش پرد مرغِ وهم
نه در ذیلِ وصفش رسد دستِ فهم
هوش مصنوعی: نه عقل و فهم انسان قادرند به اوج و عرش وجودش برسند، و نه میتوانند به عمق صفات او دست یابند.
در این ورطه کشتی فرو شد هزار
که پیدا نشد تختهای بر کنار
معنی این بیت برمیگردد به بیت قبل؛در این مسیر سخت و دشوار که شناخت ذات خداوند منظور است، بسیاری در برابر این امر مشکل غرق شدند و هیچ کمک یا راه نجاتی برای آنها پیدا نشد.
چه شبها نشستم در این سِیر، گم
که دِهشَت گرفت آستینم که قُم
شبهای زیادی را در این مسیر شناخت ذات حق نشستم و در افکارم گم شده بودم، تا اینکه اسرگشتگی و اضطراب دستم را گرفت و به من گفت از این افکار برون شو و برخیز.
محیط است علم مَلِک بر بسیط
قیاس تو بر وی نگردد محیط
علم خداوند، چون سلطانی بر گسترهٔ سرزمین حکمفرما است و شما نمیتوانید با قیاس و مقایسه بر او احاطه یابید یا او را به چالش بکشید.
نه ادراک در کُنهِ ذاتش رسید
نه فکرت به غورِ صفاتش رسید
هوش مصنوعی: نه ذهن انسانی به عمق ذات او دست پیدا کرد و نه تفکر توانست به عمق ویژگیهای او برود.
توان در بلاغت به سَحبان رسید
نه در کُنهِ بیچون سُبحان رسید
سخن در فصاحت و شیوایی به حد سحبان وائل (خطیب معروف عرب) رسیده است و به بهترین شکل بیان میشود، اما کسی تا بحال به عمق ذات و وجود مطلق و بینقص خداوند منزه و پاک نتوانسته است دست یابد و آن را بشناسد.
که خاصان در این ره فَرَس راندهاند
به لااحصیٖ از تک فروماندهاند
خاصان درگاه حق در مسیر شناخت خداوند، با اسب اندیشه تاخته و کوشیدهاند در حالی که از عهده ثنا و ستایش خداوند نتواستهاند برآیند از این مسیر عقب ماندهاند.
نه هر جای مرکب توان تاختن
که جاها سپر باید انداختن
هر مکانی برای پیشرفت و موفقیت مناسب نیست و گاهی اوقات نیاز است که در صورت نیاز تسلیم تقدیر شویم.
وگر سالکی مَحرمِ راز گشت
ببندند بر وی در بازگشت
هوش مصنوعی: اگر سالکی به درک عمیق و رازهای حقیقی رسید، در بازگشتش در را به روی او میبندند.
کسی را در این بزم ساغر دهند
که داروی بیهوشیاش دَردهند
در این میهمانی، تنها کسی حق نوشیدن باده عشق حقیقی را دارد که از درد و رنج خود رها شود و به حالت بیخبری فرو برود.
یکی باز را دیده بردوختهست
یکی دیدهها باز و پر سوختهست
باز شکاریی که بال و پر دارد چشم او بسته است و نمی بیند . و بازی که چشمش باز است و بیناست پر و بالش سوخته و توانایی پریدن ندارد
کسی ره سوی گنج قارون نَبُرد
وگر بُرد، ره باز بیرون نبرد
هیچکس گنج قارون(شناخت ذات خداوند) را نتوانسته است بدست آورد و اگر کسی هم به آن برسد، هیچگاه نمیتواند آنرا خارج شود.
بمردم در این موج دریای خون
کز او کس نبردهست کشتی برون
من در این امواج خون(دریای شناخت خدا) غرق میشوم و هیچکس نتوانسته از آن خارج شود.
اگر طالبی کاین زمین طی کنی
نخست اسبِ بازآمدن پی کنی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به هدفی برسی و به مقصدی بیابی، ابتدا باید به بازگشت و درستی انتخابهایت فکر کنی.
تأمل در آیینهٔ دل کنی
صفایی بهتدریج حاصل کنی
هوش مصنوعی: اگر به درون خود نگاهی عمیق و دقیق بیندازی و در افکارت تأمل کنی، به تدریج میتوانی آرامش و清ایی در وجود خود ایجاد کنی.
مگر بویی از عشق مستت کند
طلبکارِ عهدِ الستت کند
آیا بویی از عشق تو را مجذوب و دلبسته نمیکند و نسبت به پیمانی که در آغاز وجودت بسته شده(عهد الست)، طلبکار نمیشود؟
به پای طلب ره بدان جا بری
وز آنجا به بالِ محبت پری
برای رسیدن به مقصد دلخواه، باید تلاش کنی و در نهایت از آنجا به آغوش عشق و محبت خداوند وارد شوی.
بِدَرَّد یقین پردههای خیال
نماند سراپرده إلّا جلال
هنگامی که به یقین مرسی، دیگر هیچ پردهای از خیال باقی نماند و جلوهای از جلال و عظمت خداوند در برابر شما آشکار می شود.
دگر مرکبِ عقل را پویه نیست
عنانش بگیرد تَحَیَّر که بیست
هوش مصنوعی: دیگر عقل توان پیش رفتن ندارد و نمیتواند مسیرش را مدیریت کند. در این حالت، حیرت و سردرگمی بر او حاکم شده است.
در این بحر جز مردِ راعی نرفت
گم آن شد که دنبال داعی نرفت
هوش مصنوعی: در این دریا جز مردی که به راه خود آگاه بود، غرق نشد. او به خاطر اینکه به دعوتکنندهای توجه نکرد، گم شد.
کسانی کز این راه برگشتهاند
برفتند بسیار و سرگشتهاند
هوش مصنوعی: افرادی که از این مسیر بازگشتهاند، تعداد زیادی هستند و در سردرگمی به سر میبرند.
خلاف پیمبر کسی ره گزید
که هرگز به منزل نخواهد رسید
هوش مصنوعی: کسی که از راه پیامبر منحرف شود، هرگز به مقصد نخواهد رسید.
مپندار سعدی که راه صفا
توان رفت جز بر پی مصطفی
هوش مصنوعی: نپندار که برای رسیدن به صفا و پاکی، میتوان غیر از راه پیامبر (محمد) قدم برداشت.