برگردان به زبان ساده
یکی متفق بود بر منکری
گذر کرد بر وی نکو محضری
هوش مصنوعی: شخصی که در یک کار نادرست و ناشایست با من همراه بود، ناگهان با فردی نیکو و محترم برخورد کرد.
نشست از خجالت عرق کرده روی
که آیا! خجل گشتم از شیخ کوی!
هوش مصنوعی: خجالت باعث شد که او عرق کند و نتواند به سادگی روی خود را نشان دهد، چون احساس گناه و شرم از پیش کسی که در کوی و زندگیاش حضور دارد، او را در مضیقه قرار داده است.
شنید این سخن پیر روشن روان
بر او بر بشورید و گفت ای جوان
هوش مصنوعی: پیر با خرد و دانا از این سخن شنید و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به جوان گفت:
نیاید همی شرمت از خویشتن
که حق حاضر و شرم داری ز من؟
هوش مصنوعی: آیا از خودت شرم نمیکنی وقتی که خداوند همیشه حاضر است و تو از من شرم داری؟
نیاسایی از جانب هیچ کس
برو جانب حق نگه دار و بس
هوش مصنوعی: از هیچکس ناامید نشو و فقط به سوی حق متمرکز باش.
چنان شرم دار از خداوند خویش
که شرمت ز بیگانگان است و خویش
هوش مصنوعی: از خداوند خود به اندازهای شرم داشته باش که این شرم حتی بیشتر از آن باشد که از بیگانگان و دیگران حس میکنی.