برگردان به زبان ساده
یکی برد با پادشاهی ستیز
به دشمن سپردش که خونش بریز
هوش مصنوعی: شخصی با یک پادشاه درگیر شد و او را به دشمن سپرد تا جانش گرفته شود.
گرفتار در دست آن کینه توز
همی گفت هر دم به زاری و سوز
هوش مصنوعی: او در دست کسی که کینه و دشمنی دارد، در حال ناله و گریه میگوید.
اگر دوست بر خود نیازردمی
کی از دست دشمن جفا بردمی؟
هوش مصنوعی: اگر دوست بر من آسیبی نرساند، دیگر از ظلم و آزار دشمن چه غمی دارم؟
بتا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
هوش مصنوعی: ای محبوب، دشمن سرسختی که به تو آسیب میزند، مانند پوستی است که بر دوش رفیقی سنگین است که به خاطر عشق و دوستی خود را رنج میدهد.
تو از دوست گر عاقلی بر مگرد
که دشمن نیارد نگه در تو کرد
هوش مصنوعی: اگر با دوستی عاقل هستی، به او پشت نکن، زیرا دشمنان نمیتوانند به خوبی او به تو توجه کنند.
تو با دوست یکدل شو و یک سخن
که خود بیخ دشمن برآید ز بن
هوش مصنوعی: با دوستت بدین شکل صمیمی و با یک زبان سخن بگو که این اتحاد و دوستی میتواند ریشههای بدیها و دشمنیها را از بین ببرد.
نپندارم این زشت نامی نکوست
به خشنودی دشمن آزار دوست
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که این نام زشت به خوبی میآید، وقتی که برای خشنودی دشمن و آزار دوست است.