برگردان به زبان ساده
شبی خفته بودم به عزم سفر
پی کاروانی گرفتم سحر
هوش مصنوعی: یک شب به خاطر سفر، خوابیده بودم و در صبح زود به دنبال کاروانی راهی شدم.
که آمد یکی سهمگین باد و گرد
که بر چشم مردم جهان تیره کرد
هوش مصنوعی: یک باد قوی و طوفانی برخاست که چشمهای مردم دنیا را تیره و تار کرد.
به ره در یکی دختر خانه بود
به معجر غبار از پدر میزدود
هوش مصنوعی: در مسیر، دختری بود که با روسریاش غباری را که بر پدرش نشسته بود، پاک میکرد.
پدر گفتش ای نازنین چهر من
که داری دل آشفتهٔ مهر من
هوش مصنوعی: پدر به فرزندش میگوید: ای عزیزم، تو که دل من را به آرامش و عشق میآوری.
نه چندان نشیند در این دیده خاک
که بازش به معجر توان کرد پاک
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید اجازه داد خاک و آلودگی زیاد مدت زمانی در چشم بماند، زیرا میتوان به راحتی آن را با یک پوشش یا حجاب پاک کرد. به عبارتی، نباید خود را در آلودگیها غرق کنیم، زیرا همیشه راهی برای پاکی و بهبود وجود دارد.
بر این خاک چندان صبا بگذرد
که هر ذره از ما به جایی برد
هوش مصنوعی: زمانی که نسیم بر این خاک بگذرد، هر ذره از ما به مکانی خواهد رفت.
تو را نفس رعنا چو سرکش ستور
دوان میبرد تا سر شیب گور
هوش مصنوعی: تو به اندازهای زیبا و جذاب هستی که همچون اسب سرکش و شوقانگیز، تو را به سمت سرنوشت و پایان زندگی میبرد.
اجل ناگهت بگسلاند رکیب
عنان باز نتوان گرفت از نشیب
هوش مصنوعی: زمان مرگ تو ناگهان به سراغت میآید و نمیتوان از این سراشیبی زندگی جلوتر رفت و به گذشته بازگشت.