برگردان به زبان ساده
جوانی سر از رای مادر بتافت
دل دردمندش به آذر بتافت
هوش مصنوعی: جوانی که از نظر مادر سرپیچی کرد، دل بیمار و رنجورش به آتش عشق دچار شد.
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد
که ای سست مهر فراموش عهد
هوش مصنوعی: وقتی او در شرایط بدی قرار گرفت، مادرش به سراغش آمد و گفت: ای بیوفا، یاد قول و قراری که داشتیم را فراموش کردهای.
نه گریان و درمانده بودی و خرد
که شبها ز دست تو خوابم نبرد؟
هوش مصنوعی: نه تو گریان و ناتوان بودی و نه دلbroken، بلکه شبها به خاطر تو خوابم نمیبرد.
نه در مهد نیروی حالت نبود
مگس راندن از خود مجالت نبود؟
هوش مصنوعی: در دوران کودکی، توانی برای نگهداری از خود نداشتی و حتی برای دور کردن مگس از خود نیز به راحتی نمیتوانستی اقدام کنی.
تو آنی کز آن یک مگس رنجهای
که امروز سالار و سرپنجهای
هوش مصنوعی: تو آن شخصی هستی که با یک مگس ناراحت میشوی، در حالی که امروز مقامدار و قدرتمندی.
به حالی شوی باز در قعر گور
که نتوانی از خویشتن دفع مور
هوش مصنوعی: به حالتی دچار خواهی شد که در عمق خاک، حتی نتوانی از خودت دفاع کنی.
دگر دیده چون برفروزد چراغ
چو کرم لحد خورد پیه دماغ؟
دیگر چشم، چگونه چراغ بینایی را برافروزد و توانایی دیدن داشته باشد زمانی که کرم لحد مغز را خورده باشد.
چو پوشیده چشمی ببینی که راه
نداند همی وقت رفتن ز چاه
هوش مصنوعی: وقتی که چشم پوشیدهای را ببینی که نمیداند چگونه باید برود، در آن زمان وقت رفتن از چاه است.
تو گر شکر کردی که با دیدهای
وگر نه تو هم چشم پوشیدهای
هوش مصنوعی: اگر تو شکرگزار هستی که با چشمانت میبینی، خوب است؛ و اگر نه، تو نیز از دیدن بعضی چیزها چشم پوشیدهای.
معلم نیاموختت فهم و رای
سرشت این صفت در نهادت خدای
هوش مصنوعی: معلم به تو دانش و درک را نیاموخت، بلکه این ویژگی در وجود تو به طور طبیعی و الهی وجود دارد.
گرت منع کردی دل حق نیوش
حقت عین باطل نبودی به گوش
هوش مصنوعی: اگر تو دل را از حق منع کنی، گوش دادن به حق باعث نمیشود که حقیقت بدل به باطل شود.