برگردان به زبان ساده
سه کس را شنیدم که غیبت رواست
وز این درگذشتی چهارم خطاست
شنیدهام که غیبت سه کس اشکال ندارد، از این سه کس بیشتر و فراتر خطاست؛
یکی پادشاهی ملامت پسند
کز او بر دل خلق بینی گزند
یکی حاکم و پادشاه ظالم که به مردم ظلم میکند و دل مردم از ستم او دردمند است.
حلال است از او نقل کردن خبر
مگر خلق باشند از او بر حذر
از ظلمها و ستمهای او گفتن، حلال است تا که مردم از وی برحذر باشند و از او دوری کنند.
دوم پرده بر بیحیایی متن
که خود میدرد پرده بر خویشتن
دوم، تو در آبرومند کردن کسی که (خود در ملأ عام) بیحیایی میکند و آبروی خود را میبرد، مکوش.
ز حوضش مدار ای برادر نگاه
که او میدرافتد به گردن به چاه
که خود نتیجهاش را که در چاه افتادن (و پشیمان شدن است) خواهد دید.
سوم کژ ترازوی ناراست خوی
ز فعل بدش هرچه دانی بگوی
سوم، گرانفروش بدکردار که (هر چه از گرانفروشی او) میدانی مردم را آگاه کن. (تا فریب نخورند) (کجترازو یعنی کمفروش، گرانفروش، متقلب)