برگردان به زبان ساده
یکی پر طمع پیش خوارزمشاه
شنیدم که شد بامدادی پگاه
هوش مصنوعی: یک نفر که بسیار حریص و طماع بود، به سمت خوارزمشاه رفت و شنید که در آغاز صبح، بامدادی طلوع کرده است.
چو دیدش به خدمت دوتا گشت و راست
دگر روی بر خاک مالید و خاست
هوش مصنوعی: وقتی او را دید، به سرعت دو زانو نشست و سپس صورتش را به خاک مالید و برخاست.
پسر گفتش ای بابک نامجوی
یکی مشکلت میبپرسم بگوی
هوش مصنوعی: پسر به پدرش گفت: ای پدر بزرگوار، میخواهم از تو در مورد یک مشکل سوالی بپرسم، لطفا پاسخ بده.
نگفتی که قبلهست سوی حجاز
چرا کردی امروز از این سو نماز؟
هوش مصنوعی: چرا امروز از این سو نماز خواندی، در حالی که نگفتی قبله به سمت حجاز است؟
مبر طاعت نفس شهوت پرست
که هر ساعتش قبلهٔ دیگر است
هوش مصنوعی: نفس خود را که به خواستههای دنیوی و شهوتپرستی مشغول است، نادیده نگیر؛ زیرا هر لحظه به سمتی دیگر کشیده میشود.
مبر ای برادر به فرمانش دست
که هر کس که فرمان نبردش برست
هوش مصنوعی: ای برادر، دست به اطاعت او نزن که هر کسی که از فرمان او سرپیچی کند، به عذابش گرفتار خواهد شد.
قناعت سرافرازد ای مرد هوش
سر پر طمع بر نیاید ز دوش
هوش مصنوعی: قناعت و رضایت باعث بلندمرتبه شدن انسان میشود، ای مرد خردمند، سنگینی طمع و آرزوهای بیش از حد، بر دوش انسان نمیتواند تحمل شود.
طمع آبروی توقر بریخت
برای دو جو دامنی در بریخت
هوش مصنوعی: طمع به آبروی تو به خاطر دو تا پول ناچیز از بین رفت.
چو سیراب خواهی شدن ز آب جوی
چرا ریزی از بهر برف آبروی؟
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از آب جوی سیراب شوی، چرا آب را به خاطر برف هدر میدهی؟
مگر از تنعم شکیبا شوی
وگرنه ضرورت به درها شوی
هوش مصنوعی: شاید لازم باشد که در برابر راحتیها و آسایشها صبر و تحمل به خرج بدهی، وگرنه مجبور میشوی که به سراغ درها و چالشهای سختتری بروی.
برو خواجه کوتاه کن دست آز
چه میبایدت ز آستین دراز؟
هوش مصنوعی: برو و دست خود را از آز و طمع کوتاه کن، چرا که نباید چیزی از دیگران بخواهی یا طلب کنی.
کسی را که درج طمع در نوشت
نباید به کس عبد و خادم نبشت
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر طمع و امید به چیزی، خود را در خدمت دیگران قرار میدهد، نباید به افرادی دیگر وابسته و خدمتگزار بنویسد.
توقع براند ز هر مجلست
بران از خودش تا نراند کست
هوش مصنوعی: از هر مجلسی توقع نداشته باش که تو را از خودت براند، بلکه خودت باید از درون خودت را دور کنی تا کسی دیگر نتواند تو را طرد کند.