برگردان به زبان ساده
یکی را چو سعدی دلی ساده بود
که با ساده رویی در افتاده بود
هوش مصنوعی: یک نفر مانند سعدی، دلش ساده و بیآلایش بود و به خاطر سادگی خود، در مشکلات و چالشها گرفتار شده بود.
جفا بردی از دشمن سختگوی
ز چوگان سختی بخستی چو گوی
هوش مصنوعی: تو از دشمن سختگوی خود رنج و جفا زیادی دیدی، اما مانند گوی که از ضربه چوگان آسیب میبیند، تحمل کردی و نالیدی.
ز کس چین بر ابرو نینداختی
ز یاری به تندی نپرداختی
تو از کسی نرنجیدی،ناراحت نشدی ،چین به ابرو ننداختی و از روی عشق و محبت و دوست داشتن با هیچ کس تند خویی نمی کنی .
یکی گفتش آخر تو را ننگ نیست؟
خبر زین همه سیلی و سنگ نیست؟
هوش مصنوعی: یک نفر از او پرسید: آیا برایت شرمآور نیست که در مقابل همه این ضربهها و سختیها هیچ واکنشی نشان نمیدهی؟
تن خویشتن سغبه دونان کنند
ز دشمن تحمل زبونان کنند
هوش مصنوعی: انسانها با ناپسندیدن دیگران و تحمل بدیها، سعی میکنند از خودشان دفاع کنند و به نوعی از شرایط سخت دور بمانند.
نشاید ز دشمن خطا درگذاشت
که گویند یارا و مردی نداشت
هوش مصنوعی: نباید از دشمنان خطاها را نادیده گرفت، زیرا اگر این کار را بکنیم، دیگران خواهند گفت که شما دوستی و مردانگی ندارید.
بدو گفت شیدای شوریده سر
جوابی که شاید نبشتن به زر
هوش مصنوعی: شیدای عاشق به معشوق خود پاسخ میدهد که شاید بتوان کلامش را با طلا نوشت.
دلم خانه یِ مهرِ یار است و بس
از آن مینگنجد در او کین کس
هوش مصنوعی: دل من تنها جایگاه محبت محبوبم است و هیچ کس دیگر در آن جا نمیگیرد.
چه خوش گفت بهلول فرخنده خوی
چو بگذشت بر عارفی جنگجوی
هوش مصنوعی: بهلول با روحیه خوش و شاداب خود، به عارفی که دلیر و مبارز بود، گفت: وقتی که از کنار او گذشت، احساس سرزندگی و خوشحالی کرد.
گر این مدعی دوست بشناختی
به پیکار دشمن نپرداختی
هوش مصنوعی: اگر این مدعی را به عنوان دوست میشناختی، هرگز با دشمن به جنگ نمیپرداختی.
گر از هستی حق خبر داشتی
همه خلق را نیست پنداشتی
هوش مصنوعی: اگر از واقعیت وجود خداوند آگاهی داشتی، در آن صورت همه موجودات را بیاهمیت میپنداشتی.