برگردان به زبان ساده
سگی پای صحرانشینی گزید
به خشمی که زهرش ز دندان چکید
سگی به مرد صحرا نشینی حمله کرد و پایش را با نهایت خشم گاز گرفت
شب از درد بیچاره خوابش نبرد
به خیل اندرش دختری بود خرد
هوش مصنوعی: شب به خاطر ناراحتی و درد، او را از خواب محروم کرد. در دل شب، دختری کوچک و زیبا در جمع وجود داشت.
پدر را جفا کرد و تندی نمود
که آخر تو را نیز دندان نبود؟
از پدرش خشمگین شد و عصبانیت رفتار کرد ، که تو مگر دندان آن نداشتی که مقابله به مثل کنی و سگ را گاز بگیری
پس از گریه مرد پراکنده روز
بخندید کای بابک دلفروز
هوش مصنوعی: پس از آنکه مردی گریه کرد، روز دوباره به زیبایی و روشنی خود برگشت و خندید، ای بابک دلنواز.
مرا گرچه هم سلطنت بود و بیش
دریغ آمدم کام و دندان خویش
اگر چه که من دندان داشتم ولی حیفم آمد لب و دهان خود را پای سگی آلوده کنن
محال است اگر تیغ بر سر خورم
که دندان به پای سگ اندر برم
حتی اگر شمشیر پشت گردن من نگه دارند محال است که پای سگی را گاز بگیرم
توان کرد با ناکسان بد رگی
ولیکن نیاید ز مردم سگی
میتوان با افراد نامرد بدقلقی کرد ولی هرگز یک انسان رفتاری مشابه با سگ از خودش نشان نخواهد داد