برگردان به زبان ساده
یکی تشنه میگفت و جان میسپرد
خنک نیکبختی که در آب مرد
هوش مصنوعی: یک نفر در حال تشنگی میگفت و جانش را به خاطر این مشکل دشوار میداد. خوش به حال کسی که در آب غرق شد و از این درد رهایی یافت.
بدو گفت نابالغی کای عجب
چو مُردی چه سیراب و چه خشک لب
هوش مصنوعی: یک نوجوان به او گفت: عجب است که وقتی مردی، لبهایت چه زنده و پرآباند و چه خشک!
بگفتا نه آخر دهان تر کنم
که تا جان شیرینش در سر کنم؟
هوش مصنوعی: او گفت که نمیخواهم بگذارم دهانم تر شود تا بتوانم جان شیرینش را در ذهنم نگهدارم.
فتد تشنه در آبدان عمیق
که داند که سیراب میرد غریق
هوش مصنوعی: به عمق آبی میپرد که تشنه است و نمیداند آیا میتواند از آن آب بنوشد یا در آن غرق شود.
اگر عاشقی دامن او بگیر
وگر گویدت جان بده، گو بگیر
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، به محبوب خود نزدیک شو و اگر او از تو خواست که جانت را بدهی، آن را بپذیر و به او بده.
بهشتِ تنآسانی آنگه خوری
که بر دوزخ نیستی بگذری
هوش مصنوعی: بهشت لذت و خوشی را زمانی تجربه میکنی که از عذاب و رنج در دوزخ عبور کرده باشی.
دل تخمکاران بود رنجکش
چو خرمن برآید بخسبند خوش
هوش مصنوعی: دل کشاورزان به سختی شاداب میشود، زمانی که حاصل کار خود را درو کنند و پس از آن با آرامش استراحت کنند.
در این مجلس آنکس به کامی رسید
که در دور آخر به جامی رسید
هوش مصنوعی: در این جمع، تنها کسی به موفقیت دست یافت که در آخرین دور، جامی به دست آورد.