برگردان به زبان ساده
یکی پنجهٔ آهنین راست کرد
که با شیر زورآوری خواست کرد
هوش مصنوعی: یک دست آهنین آماده شد تا با قدرت و شجاعت با شیر، نماد قدرت، به مبارزه بپردازد.
چو شیرش به سرپنجه در خود کشید
دگر زور در پنجه خود ندید
هوش مصنوعی: وقتی شیر قدرتش را در خود جمع کرد، دیگر قدرتی در پنجهاش احساس نکرد.
یکی گفتش آخر چه خسبی چو زن؟
به سرپنجه آهنینش بزن
هوش مصنوعی: یکی از افراد از او پرسید که چرا مثل زنان بیحرکت و خسته است؟ او را به چالش کشید و گفت که باید با قدرت و ارادهی قویتری برخیزد.
شنیدم که مسکین در آن زیر گفت
نشاید بدین پنجه با شیر گفت
هوش مصنوعی: شنیدم که فردی بینوا در آنجا گفت که نباید با چنین قدرتی به شیر نزدیک شد.
چو بر عقل دانا شود عشق چیر
همان پنجه آهنین است و شیر
هوش مصنوعی: زمانی که عشق بر عقل دانا غالب شود، همانند چنگ و دندان قوی و مهیب میشود.
تو در پنجه شیر مرد اوژنی
چه سودت کند پنجهٔ آهنی؟
هوش مصنوعی: اگر تو با شیر قوی و دلیر ابهت داری، چه فایدهای دارد که در دستت پنجهای آهنی باشد؟
چو عشق آمد از عقل دیگر مگوی
که در دست چوگان اسیر است گوی
هوش مصنوعی: وقتی عشق به وجود میآید، دیگر درباره عقل صحبت نکن؛ زیرا در این حالت، انسان مانند یک بازیکن چوگان است که در دست او گوی (توپ) قرار دارد و تحت تاثیر عشق و احساساتش قرار دارد.