برگردان به زبان ساده
شکایت کند نوعروسی جوان
به پیری ز داماد نامهربان
هوش مصنوعی: نوعروسی جوان از رفتار بیرحمانه و نامهربان همسرش شکایت میکند و از زندگیاش گلهمند است.
که مپسند چندین که با این پسر
به تلخی رود روزگارم به سر
هوش مصنوعی: این بیت نشان میدهد که نارضایتی از شرایط زندگی و همراهی با فردی خاص، باعث تلخی و سختی در زندگی شده است. شخص احساس میکند که در کنار این پسر، روزهای ناخوشایندی را تجربه میکند و ترجیح میدهد بهجای این وضعیت، شرایط بهتری را انتخاب کند.
کسانی که با ما در این منزلند
نبینم که چون من پریشان دلند
هوش مصنوعی: افرادی که در اینجا با من هستند، نمیبینم که مثل من دلbroken و بیقرار باشند.
زن و مرد با هم چنان دوستند
که گویی دو مغز و یکی پوستند
هوش مصنوعی: زن و مرد به قدری با هم ارتباط عاطفی و پیوند نزدیک دارند که انگار دو روح در یک جسم هستند.
ندیدم در این مدت از شوی من
که باری بخندید در روی من
هوش مصنوعی: در این مدت که با هم هستیم، هیچ وقت از شوهرم ندیدم که یک بار هم به روی من بخندد.
شنید این سخن پیر فرخنده فال
سخندان بود مرد دیرینه سال
هوش مصنوعی: پیر و خوشیمن که همیشه نیکو میگوید، این سخن را شنید و او انسانی با تجربه و سالخورده است.
یکی پاسخش داد شیرین و خوش
که گر خوبروی است بارش بکش
هوش مصنوعی: یکی با لحن زیبا و شیرین به او پاسخ داد که اگر کسی زیباست، باید او را به سوی خود جلب کرد.
دریغ است روی از کسی تافتن
که دیگر نشاید چنو یافتن
هوش مصنوعی: غصه و افسوس است که از کسی روی برگردانیم که دیگر پیدا کردن مثل او ممکن نیست.
چرا سر کشی زان که گر سر کشد
به حرف وجودت قلم در کشد؟
هوش مصنوعی: چرا از حرف و سخن بزرگتر از خودت سرپیچی میکنی، در حالی که اگر این کار را بکنی، وجودت مانند قلمی در دستانش خواهد بود؟
یکم روز بر بندهای دل بسوخت
که میگفت و فرماندهش میفروخت
هوش مصنوعی: روزی کسی به خاطر دلسوزی برای یک بنده، احساس عاطفی شد، چون او مطالبی را میگفت و مالک یا رهبرش به او ظلم میکرد.
تو را بنده از من به افتد بسی
مرا چون تو دیگر نیفتد کسی
هوش مصنوعی: من به تو وابستهام و کسی مثل تو برایم پیدا نمیشود.