برگردان به زبان ساده
شنیدم که طی در زمان رسول
نکردند منشورِ ایمان، قبول
شنیدم که در زمان پیامبر، هیچکس از قبیلهٔ طيّ ایمان نیاوردند.
فرستاد لشکر، بشیرِ نذیر
گرفتند از ایشان گروهی اسیر
پیامبر بشیر و نذیر (بشارت دهنده و بیم دهنده) لشکری به سوی آنان فرستاد و لشکریان از آن قبیله گروهی را اسیر کردند.
بفرمود کشتن به شمشیرِ کین
که ناپاک بودند و ناپاک دین
هوش مصنوعی: فرمان داد که با شمشیر انتقام، آنها را بکشند چون ناپاک و بددین بودند.
زنی گفت من دختر حاتمم
بخواهید از این نامور حاکمم
هوش مصنوعی: زنی گفت: من دختر حاتم طائی هستم، از این حاکم معروف درخواست کنید.
کرم کن به جای من ای محترم
که مولای من بود از اهل کرم
لطفاً به من لطف و محبت کن، زیرا مولای من (پدرم) اهل بخشش بود.
به فرمان پیغمبر نیکرای
گشادند زنجیرش از دست و پای
هوش مصنوعی: به دستور پیامبر فرزانه، زنجیر او را از دستان و پاهایش باز کردند.
در آن قوم باقی نهادند تیغ
که رانند سیلابِ خون، بیدریغ
در بقیهٔ آن قوم شمشیر قتل نهادند به گونهای که سیلاب خون جاری گردد.
به زاری به شمشیرزن گفت زن
مرا نیز با جمله، گردن بزن
زن با زاری به شمشیرزن گفت که او را نیز مانند سایرین به قتل برساند.
مروّت نبینم رهایی ز بند
به تنها و یارانم اندر کمند
جوانمردی نیست که من به تنهایی از بند رهایی یابم و اهل قبیلهام در کمند گرفتار باشند.
همیگفت و گریان بر احوال طی
به سمع رسول آمد آوازِ وی
می گفت و بر احوال قبیله طی گریه می کرد. سخن او به گوش پیامبر رسید.
ببخشود آن قوم و دیگر عطا
که هرگز نکرد اصل و گوهر خطا
آن مردم را ببخشید زیرا اصل و جوهر پاک، خطا نمیکند.