برگردان به زبان ساده
بنالید درویشی از ضعف حال
برِ تندرویی خداوند مال
هوش مصنوعی: یک درویش از ناتوانی و وضعیت بد خود به شخصی پولدار و پرتوان شکایت میکند.
نه دینار دادش سیهدل، نه دانگ
بر او زد به سر باری از طیر، بانگ
هوش مصنوعی: نه کسی دینی به او داد، نه بخششی به او رسید؛ او فقط به خاطر زحماتی که کشیده و تلاشهایی که کرده، صدای خوبی از خود به گوش دیگران میرساند.
دل سائل از جور او خون گرفت
سر از غم بر آورد و گفت ای شگفت
هوش مصنوعی: دل دردمند از ظلم و ناراحتی او به درد آمده و از غم و اندوه خود سر بلند کرده و با تعجب گفت، چقدر عجیب است.
توانگر ترش روی، باری، چراست؟
مگر مینترسد ز تلخی خواست؟
هوش مصنوعی: چرا فرد ثروتمندی که حالتی عبوس دارد، اینگونه رفتار میکند؟ آیا از تلخی خواستههایش نمیترسد؟
بفرمود کوته نظر تا غلام
براندش به خواری و زجر تمام
هوش مصنوعی: فرمان داد که افراد کمعمق و نادان، با بدبختی و آزار، غلام خود را برانند تا به ذلت بیاویزد.
به ناکردن شکر پروردگار
شنیدم که برگشت از او روزگار
هوش مصنوعی: شنیدم که اگر شکر خداوند را به جا نیاوریم، روزگار از ما روی برمیگرداند و دچار مشکل خواهیم شد.
بزرگیش سر در تباهی نهاد
عطارد قلم در سیاهی نهاد
هوش مصنوعی: عظمت او به گمراهی کشیده شد و عطارد (سیاره) قلم را در تاریکی قرار داد.
شقاوت برهنه نشاندش چو سیر
نه بارش رها کرد و نه بارگیر
هوش مصنوعی: شقاوت بدون هیچ پوششی او را در وضعیت بدی قرار داد؛ همانطور که بعد از سیری نه به باران اجازه رفتن داد و نه بار را برداشت.
فشاندش قضا بر سر از فاقه خاک
مشعبد صفت، کیسه و دست پاک
هوش مصنوعی: سرنوشت بر او همچون باران از آسمان نازل میشود، در کنار خاکی که به صفاتی خوب معروف است، او کیسهای پر از نعمت و دستی پاک دارد.
سراپای حالش دگرگونه گشت
بر این ماجرا مدتی بر گذشت
هوش مصنوعی: حالت او به طور کامل تغییر کرده است و پس از گذشت مدتی از این ماجرا، او دگرگون شده است.
غلامش به دست کریمی فتاد
توانگر دل و دست و روشن نهاد
هوش مصنوعی: یک جوان خدمتگزار، به دست شخص محترمی افتاد که دل و دستش پر از ثروت و نیکویی است و او را به روشنی و خوبی هدایت کرد.
به دیدار مسکین آشفته حال
چنان شاد بودی که مسکین به مال
هوش مصنوعی: تو آنقدر خوشحال و شاداب با مسکین آشفته حال ملاقات کردی که انگار او ثروت زیادی دارد.
شبانگه یکی بر درش لقمه جست
ز سختی کشیدن قدمهاش سست
هوش مصنوعی: یک شب، فردی برای غذا به در خانهای رفت، اما به خاطر سختیهایی که در زندگی تجربه کرده بود، قدمهایش ضعیف و ناتوان شده بود.
بفرمود صاحب نظر بنده را
که خشنود کن مرد درمنده را
هوش مصنوعی: یک نفر که صاحب نظر و تجربه است به من گفت که باید تلاش کنم تا فردی نیازمند و بیبضاعت را خوشحال کنم.
چو نزدیک بردش ز خوان بهرهای
برآورد بی خویشتن نعرهای
هوش مصنوعی: وقتی او را نزدیک سفره آوردند، از بهر آنچه به دست آورد، بیاختیار فریادی زد.
شکسته دل آمد بر خواجه باز
عیان کرده اشکش به دیباجه راز
هوش مصنوعی: دل شکسته دوباره به سوی خواجه آمد و اشکش را که به مانند پردهای از دیباست، راستینی از رازهایش را آشکار کرد.
بپرسید سالار فرخنده خوی
که اشکت ز جور که آمد به روی؟
هوش مصنوعی: سالار خوشبخت از او پرسید: چرا اشکهایت به خاطر ظلم و سختی به چهرهات آمده است؟
بگفت اندرونم بشورید سخت
بر احوال این پیر شوریده بخت
هوش مصنوعی: در دل من به شدت در حال جوش و خروش است به خاطر وضعیت این پیرمرد نیکوکار که تقدیرش ناپسند شده است.
که مملوک وی بودم اندر قدیم
خداوند املاک و اسباب و سیم
هوش مصنوعی: من در گذشته بنده و زیر دست او بودم، او صاحب املاک و داراییهای زیاد و مال و ثروت بود.
چو کوتاه شد دستش از عز و ناز
کند دست خواهش به درها دراز
هوش مصنوعی: وقتی شأن و جلال او کاهش پیدا کند، خواستههایش را با التماس و درخواست به در دیگران میبرد.
بخندید و گفت ای پسر جور نیست
ستم بر کس از گردش دور نیست
هوش مصنوعی: او با خنده گفت: ای پسر، ظلم و ستم بر کسی نیست که از گردش زمان در امان نباشد.
نه آن تندروی است بازارگان
که بردی سر از کبر بر آسمان؟
هوش مصنوعی: آیا تو آن تاجر مغروری نیستی که به خاطر تکبرش سرش را به آسمان برده؟
من آنم که آن روزم از در براند
به روز منش دور گیتی نشاند
هوش مصنوعی: من کسی هستم که در آن روز خاص، به خاطر خوبیهای خودم از دنیا جدا میشوم و در روز دیگر، در جایگاهی والا و دور از مشکلات زندگی قرار میگیرم.
نگه کرد باز آسمان سوی من
فرو شست گرد غم از روی من
هوش مصنوعی: نگاه آسمان به من افتاد و غم از چهرهام زدوده شد.
خدای ار به حکمت ببندد دری
گشاید به فضل و کرم دیگری
هوش مصنوعی: اگر خداوند به دلیل حکمتش دری را ببندد، به لطف و کرم خود در جای دیگری دری را برای شما باز میکند.
بسا مفلس بینوا سیر شد
بسا کار منعم زبر زیر شد
هوش مصنوعی: بسیاری از فقرا و نیازمندان شکم سیر شدند و در مقابل، بسیاری از ثروتمندان و نعمتداران به نداری و فقر افتادند.