برگردان به زبان ساده
اگر هوشمندی به معنی گرای
که معنی بماند ز صورت به جای
اگر انسان باهوشی هستی به دنبال باطن هر چیز و معنای آن باش که از صورت و ظاهر هر چیز، فقط معنی آن باقی میماند.
که را دانش و جود و تقوی نبود
به صورت درش هیچ معنی نبود
هر کس که دانش، بخشندگی و تقوا ندارد، در ظاهر میماند و هیچ راهی به دنیای معنا ندارد.
کسی خسبد آسوده در زیر گل
که خسبند از او مردم آسوده دل
کسی آسوده مرده، در گور خوابیده و آرامش دارد که مردم در زمان حیات او، از او به آرامش و آسایش رسیدهباشند.
غم خویش در زندگی خور که خویش
به مرده نپردازد از حرص خویش
در زندگی، تو باید فقط غمخوار خودت باشی و نه غمخوار خویشاوندان و نزدیکان. زیرا که پس از مرگ تو، دیگران از روی طمع و توقعشان، به انسانی که وفات یافتهاست توجهی نمیکنند.
زر و نعمت اکنون بده کان تست
که بعد از تو بیرون ز فرمان تست
.پول، طلا و ثروتت را همین حالا ببخش. زیرا که پس از مرگ تو، فرمان دهی به اینها (کنترل اینها) از دستورات تو خارج میشود
نخواهی که باشی پراکنده دل
پراکندگان را ز خاطر مهل
اگر نمیخواهی که فردی نگران و آشفته بشوی، باید کمک به افراد رنجدیده و پریشان را فراموش نکنی و آنها را ناآرام نکنی.
پریشان کن امروز گنجینه چست
که فردا کلیدش نه در دست تست
همین حالا، مقدار اضافی اموالی که در انبار (محل نگهداری اموال) جمعآوری کردهای را ببخش. زیرا که در آینده توانایی مدیریت و سکان آن انبار در دست تو نخواهد بود.
تو با خود ببر توشه خویشتن
که شفقت نیاید ز فرزند و زن
تا وقتی زنده هستی توشهٔ آخرتت را جمع کن. زیرا که وقتی وفات یافتی همسر و فرزند برای تو دل نمی سوزانند.
کسی گوی دولت ز دنیا برد
که با خود نصیبی به عقبی برد
کسی در بین جهانیان پیشتازتر است و از بقیه سبقت میگیرد که از این دنیا بهره بردهباشد و به آن را جهان آخرت ببرد.
به غمخوارگی چون سرانگشت من
نخارد کس اندر جهان پشت من
هیچ چیز و کس در جهان مانند ناخن انگشت من، پشت مرا نمیخارد و برای من دلسوزی نمیکند. (ناخن انگشت من استعاره از خود من. پشت خاریدن کنایه از انجام دادن کارهای شخصی.)
مکن، بر کف دست نه هر چه هست
که فردا به دندان بری پشت دست
هیچوقت کاری نکن که فرصتت را از دست بدهی و در آینده بخواهی، بر پشت دستت بزنی و پشیمان از این اتفاق، دستت را جلوی دهانت بگیری.
به پوشیدن ستر درویش کوش
که ستر خدایت بود پرده پوش
بکوش که اگر کسی اشتباه کوچکی کرد، تو پرده پوشی کنی و آن را پنهان کنی تا اگر تو هم مرتکب اشتباه کوچکی شدی، خداوند هم اشتباه تو را بپوشاند و پنهان کند.
مگردان غریب از درت بی نصیب
مبادا که گردی به درها غریب
غریبهها را از در خانهات ناامید نکن (غریبهها را به خانهات راه بده)، برای اینکه یکروز اگر خودت نیاز به کمک و رفتن به خانهای داشتی، هرگز این نشود که دیگران تو را غریبه و بیگانه بخوانند و جا و راهت ندهند.
بزرگی رساند به محتاج خیر
که ترسد که محتاج گردد به غیر
آدمهای بزرگ به فقیران و نیازمندان خوبی میکنند که میترسند روزی خودشان به دیگران نیازمند شوند.
به حال دل خستگان در نگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر
به حال دل کسانی که رنج دیدهاند، آزرده خاطرند، غم دیدهاند و ... توجه کن و به آنها کمک کن، چون ممکن است، روزی تو هم در وضعیت دلخستگی قرار بگیری و به کمک و توجه دیگران نیاز پیدا کنی.
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
در دل بیچارگان، خستگان، درماندگان و افراد ناتوان، شادی ایجاد کن و به یاد آنها باش که چه روزهایی را با بیچارگی، خستگی، درماندگی و در عجز و ناتوانی، گذراندهاند.
نه خواهندهای بر در دیگران؟
به شکرانه خواهنده از در مران
نمیخواهی که دستت را بر در دیگران دراز کنی و به دیگران محتاج باشی؟ اگر نمیخواهی، پس برای شکرگزاری، کسی که از تو درخواستی میکند را از در خانه خود دور و بیرون نکن.