برگردان به زبان ساده
ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی
همچون شمنی شیفته بر صورت فرخار
هوش مصنوعی: ای عاشق دلی که در این مکان قرار گرفته، همچون مجذوبی که به زیبایی چهره معشوق خیره شدهاست.
امروز به اقبال تو، ای میر خراسان
هم نعمت و هم روی نکو دارم و سیار
هوش مصنوعی: امروز به لطف و شانس تو، ای فرمانده خراسان، هم نعمتهای فراوانی دارم و هم چهرهای زیبا و دلنشین.
درواز و دریواز فرو گشت و بر آمد
بیمست که یکبار، فرود آید دیوار
هوش مصنوعی: دیوار و دروازه خراب شد و دوباره برپا شد. بیم آن میرود که دیوار یک بار دیگر پایین بیفتد.
دیوار کهن گشته بپرداز بادیز
یک روز همه پست شود، رنجش بگذار
هوش مصنوعی: دیوار قدیمی به خاطر وزش بادها فرسوده شده است، روزی تمام آن ضعیف میشود، حالا جای نگرانی نیست.
آن خجش ز گردنش درآویخته گویی
خیکیست پر از باد، درو ریخته از بار
هوش مصنوعی: او شرم و خجالتش را به گردن آویخته، مانند کیسهای پر از باد است که بر اثر سنگینیاش پر شده و حالا از آن پر شده میبارد.
آن کن که درین وقت همی کردی هر سال
خز پوش و به کاشانه رو از صُفه و فروار
هوش مصنوعی: در این زمان همانی را انجام بده که هر سال انجام میدادی؛ لباس گرم بپوش و به خانهات برو، از بالای صفه (سکو) پایین بیا.
یاد آری و دانی که تویی زیرک و نادان
ور یاد نداری تو سگالش کن و یاد آر
هوش مصنوعی: اگر به یاد داشته باشی و بدانی، تو هم عاقل و هم نادان هستی. اما اگر به یاد نیاوری، آن را دوباره به خود یادآوری کن و به خاطر بسپار.