برگردان به زبان ساده
اگرچه عذر بسی بود روزگار نبود
چنان که بود به ناچار خویشتن بخشود
هوش مصنوعی: اگرچه در طول زمان دلایل و بهانههای زیادی وجود دارد، اما شرایط به گونهای نبود که به راحتی قابل توجیه باشد و بنابراین ناچار شدم خودم را ببخشید.
خدای را بستودم، که کردگار من است
زبانم از غزل و مدح بندگانش نسود
هوش مصنوعی: من خدای خود را ستایش کردم، که خالق من است و زبانم هرگز از سرودن شعر و ستایش بندگان او آرام نگرفته است.
همه به تَنَبُّل و بند است بازگشتن او
شرنگ، نوش آمیغ است و روی زر اندود
هوش مصنوعی: همه چیز به بیتحرکی و نداشتن فعالیت برمیگردد و برگشت او مانند نوشیدن شربتی تلخ و در عین حال زرق و برقی است که روی طلایی دارد.
بنفشههای طری خیل خیل سر بر کرد
چو آتشی که به گوگرد بردوید کبود
بنفشههای شاداب، دسته دسته سر برآوردند؛ مانند شعله کبودی که گوگرد را فرا گرفت.
بیار و هان بده آن آفتاب کهش بخوری
ز لب فرو شود و از رخان برآید زود
هوش مصنوعی: بیا و ببین، اگر خورشید به کام تو بیفتد و از لبانت پایین رود، از چهرهات تابش و درخشش آن به زودی نمایان میشود.