برگردان به زبان ساده
شیخ ابوعلی نام داشته، ملقب به قلندر بوده. از کُمَّلمین اهل سلوک و طریقت و واصلین مقام حقیقت و از معاصرین شیخ شمس الدین تبریزی و مولوی معنوی بوده. سالها با ایشان مصاحبت و معاشرت نموده. اصل آن جناب از ولایات عراق و در کمالات، مشهور آفاق بوده. به هندوستان رفته. گاهی در پانی پت و گاهی در قریهٔ کرنال میآسوده. باری در طریقت، انتساب به سلسلهٔ علیهٔ چشتیه داشته و به سه واسطه به قطب الدین کاکی میرسد. از اولیاء کرام و مجاذیب عظام، سرش پر شور و دلش پرنور. منشرح الصدر و رفیع القدر، عارج معارج ایمان و ناهج مناهج ایقان. عارف لاهوت و واقف مواقف جبروت. سینهاش رشک سینا و دیدهاش به نور توحید بینا. مزارش در آن ولایت مشهور و این چند بیت از آن جناب است:
هوش مصنوعی: شیخ ابوعلی، که به قلندر معروف بود، از اهل سلوک و طریقت و افرادی بود که به درجات عالی حقیقت رسیده بودند. او همعصر با شیخ شمسالدین تبریزی و مولوی معنوی بود و سالها با آنها ارتباط نزدیک داشته است. او اهل یکی از نواحی عراق بوده و در کمالات علمی و عرفانی خود مشهور بوده است. به هندوستان سفر کرده و در مکانهای مختلفی مانند پانی پت و قریه کرنال زندگی کرده است. در زمینه طریقت، به سلسله چشتیه تعلق داشته و به شیخ قطبالدین کاکی منتسب میشود. او از اولیاء کرام و افرادی با روحیات بسیار بالا بوده و قلبش مملو از نور و شور بوده است. او از لحاظ شناخت مقامهای معنوی دارای بینش عمیق و آگاهی بوده و به عنوان عارفی با سینهای پر از عشق الهی و چشمی بینا به نور توحید شناخته میشود. مزار او در آن ولایت معروف است و اشعاری نیز از او به یادگار مانده است.
ره سلامت و رندی بود نشیب و فراز
تو پای شوق نداری به کوی دوست متاز
هوش مصنوعی: راه رسیدن به سلامت و شادمانی پر از بالا و پایین است، اما تو با شور و اشتیاق به سمت کوی دوست نرو.
هر مشقت که آیدت در عشق
سر بنه وز سرور خه خه زن
هوش مصنوعی: هر زحمتی که در عشق به تو برسد، با کمال آرامش و شادی آن را تحمل کن و از خوشحالی بخند.
ورنه ای مرد، گردِ عشق مگرد
چون مخنث ز دور وه وه زن
هوش مصنوعی: ای مرد! در عشق مانند یک فرد بیهویت و سست نشو، بلکه با شجاعت و عزت به پیش برو.
چو من هرکس ازین می خورد جامی
نمیداند حلالی از حرامی
هوش مصنوعی: هر کس که مانند من از این می نوشد، نمیداند چه چیزی حلال است و چه چیزی حرام.
ز ننگ کفر و ایمان درگذشتم
نهادم خوش برون از هردو گامی
هوش مصنوعی: از خجالت کفر و ایمان عبور کردم و با شادی از هر دو دنیا خارج شدم.
گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی و شنودی
هوش مصنوعی: اگر عشق و غم عشق وجود نداشت، به این اندازه کلمات زیبا که تو گفتی و شنیدی، وجود نمیداشت.
ور باد نبودی که سرِ زلف ربودی
رخسارهٔ معشوق به عاشق که نمودی
هوش مصنوعی: اگر نسیم سحری نبود که زلف معشوق را بگشاید، چهره زیبای او چه حاصل برای عاشق بود؟
آوازهٔ عشق ما به هر خانه رسید
دود دل ما به خویش و بیگانه رسید
هوش مصنوعی: محبت ما به تمام جاها و همه افراد شناخته شده است و درد و رنج دل ما به خودمان و دیگران منتقل شده است.
از درد غم عشق به هرجا که رویم
گویند ز ره دور که دیوانه رسید
هوش مصنوعی: از شدت غم و درد ناشی از عشق، هر جا که میروم، همه میگویند که دیوانهای از دور آمده است.