برگردان به زبان ساده
ابوحفص عمر نام دارند و سهرورد از توابع کلات است و تا مهنه چهار فرسخ مسافت دارد و مقبرهٔ مشایخ در آنجاست و سلسلهٔ مشایخ سهروردیه از شعب سلسلهٔ معروفی است و شیخ از مشاهیر فضلا و علما و مرید عمّ شیخ نجیب سهروردی است. غرض، شیخ را تصانیف بسیار و رسالات عالی مقدار است. من جمله عوارف و رشف النصایح و اعلام التقی و اعلام الهدی و جناب شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی اخلاص و ارادت به ایشان داشته. همچنین کمال الدین اسماعیل اصفهانی مدایح وی را نگاشته. مجملاً شیخ از اکابر این طایفه است و نود و سه سال عمر یافته. در سنهٔ ۵۸۷ در بغداد به جنت شتافته. گاهی خیال نظمی میفرموده و این ابیات منسوب بدوست:
هوش مصنوعی: ابوحفص عمر، شخصیت مهمی است که در منطقه سهرورد واقع در کلات زندگی کرده و فاصلهای چهار فرسخی با مهنه دارد. در این منطقه مقبرهی مشایخ قرار دارد و سلسله سهروردیه از زیرمجموعههای یک سلسله مشهور به شمار میرود. شیخ، یکی از شخصیتهای برجسته علمی و ادبی بوده و مرید عمّ شیخ نجیب سهروردی است. او آثار متعددی از جمله کتابهای ارزشمندی مانند "عوارف"، "رشفت النصایح"، "اعلام التقوی" و "اعلام الهدی" تألیف کرده است. شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی نسبت به او عاطفه و ارادت داشت و کمال الدین اسماعیل اصفهانی نیز مدایحی در وصف او نوشته است. بهطور کلی، شیخ از بزرگان این طایفه به شمار میآید و در سن نود و سه سالگی در سال ۵۸۷ در بغداد درگذشت. او گاهی به سرایش شعر نیز میپرداخته و اشعاری به او نسبت داده شده است.
ذرهای از نور روی من چوبرمنصور تافت
همچو قندیلی ز دارش سرنگون آویختم
هوش مصنوعی: برای من که همچون منصور نور بر میتابد، ذرهای از این نور کافیست تا مانند چراغی از دارم آویزان شوم.
بخشای بر آنکه بخت یارش نبود
جز خوردن غمهای تو کارش نبود
هوش مصنوعی: کسی که شانس و اقبال به او روی نکرده است، جز اینکه غمهای تو را بخورد، کاری از او ساخته نیست.
در عشق تو حالتیش باشد که در آن
هم با تو و هم بی تو قرارش نبود
هوش مصنوعی: در عشق تو حالتی وجود دارد که نه میتوانم بدون تو آرامش پیدا کنم و نه با تو.
ای از غم دیدن رخت حیران، من
وندر طلب وصل تو سرگردان، من
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر دیدن چهرهات دچار حیرت و غم شدهام، من در جستجوی وصالت به حالتی سرگردان و آشفتهام.
بودن به تو مشکل است ونابودن آه
سرگردان من، بی سر و بی سامان، من
هوش مصنوعی: وجود تو برای من سخت و دشوار است و نبودنت، آه، مرا در سردرگمی و بیسامانی قرار داده است.
ای دوست وجود و عدمت اوست همه
سرمایهٔ شادی و غمت اوست همه
هوش مصنوعی: دوست عزیز، وجود و عدم تو همهچیز است؛ تمام خوشیها و غمهای تو به او وابسته است.
تو دیده نداری که ببینی او را
ورنه ز سرت تا قدمت اوست همه
هوش مصنوعی: تو قدرت دیدن او را نداری، وگرنه او از سر تا پا در وجود تو جاری است.