برگردان به زبان ساده
الهی به مستان میخانهات
به عقل آفرینان دیوانهات
هوش مصنوعی: خداوندا، به افرادی که در میخانهات شاد و سرمست هستند، احترام میگذارم و به دیوانههایی که به خاطر عشق تو زندگی را درک میکنند، ارادت میورزم.
به دردی کش لجهٔ کبریا
که آمد به شأنش فرود انّما
هوش مصنوعی: به دریاچهای از بزرگی و عظمت ورود کن که به خاطر جایگاهش فرود آمده است، زیرا تنها به خاطر مقامش است که چنین حالتی پیدا کرده است.
به درّی که عرش است او را صدف
به ساقی کوثر، به شاه نجف
هوش مصنوعی: به گوهری که در عرش قرار دارد، او را در صدفی همچون ساقی کوثر و در مقام شاه نجف میدانند.
به نور دل صبح خیزان عشق
ز شادی به انده گریزان عشق
هوش مصنوعی: در پرتو دلشاد صبحگاهی، عشق به خوشحالی نزدیک است و از اندوه دوری میجوید.
به رندان سر مست آگاه دل
که هرگز نرفتند جز راه دل
هوش مصنوعی: آگاه باش که آدمهای سرمست و آزاد، هرگز به جز مسیر دل و احساسات خود قدم نمیگذارند.
به اندهپرستان بی پا و سر
به شادی فروشان بی شور و شر
هوش مصنوعی: این بیت به افرادی اشاره دارد که همواره در غم و اندوه به سر میبرند و از حال و هوای شادی و هیجان بیبهرهاند. آنها مانند کسانی هستند که نه پای ثابتی دارند و نه سر و سامانی، و نمیتوانند از لذتهای زندگی بهرهمند شوند. در مقابل، کسانی هستند که در شادی و خوشی به سر میبرند اما هیچ شور و خلوص در احساساتشان وجود ندارد. این対比 نشان میدهد که زندگی میتواند به دو صورت کاملاً متفاوت تجربه شود.
کزان خوبرو، چشم بد دور باد
غلط دور گفتم که خود کور باد
هوش مصنوعی: از آن صورت زیبا، چشم حسود دور باد. به اشتباه گفتم که خودم نادیده بمانم.
به مستان افتاده در پای خم
به مخمور با مرگ با اشتلم
هوش مصنوعی: افرادی که زیر تاثیر نوشیدنیهای الکلی هستند، به آرامی در حال سقوط به پای محلی هستند که مشروب وجود دارد و در کنار مرگ، به خاطر شوری زندگی خود را تحمل میکنند.
بشام غریبان، به جام صبوح
کز ایشانست شام و سحر را فتوح
هوش مصنوعی: در دل شب، در میانه جمعیت غریب، نوشیدن شراب صبحگاهی که به خاطر آنها، شب و صبح را فتح میکند.
که خاکم گل از آب انگور کن
سرا پای من آتش طور کن
هوش مصنوعی: مرا به خاک تبدیل کن و از شراب انگور بپوشان، تا تمام وجودم به آتش عشق و شوق تبدیل شود.
خدا را به جان خراباتیان
کزین تهمت هستیم وارهان
هوش مصنوعی: خدا را به جان افرادی که در میخانهها و محافل خوشگذرانی هستند، از این تهمت که ما هم مانند آنها هستیم، نجاتمان بده.
به میخانهٔ وحدتم راه ده
دل زنده و جان آگاه ده
هوش مصنوعی: به من اجازه بده که به مکانی که در آن اتحاد و یکدلی وجود دارد بروم و دل و جانم را زنده و آگاه کنم.
که از کثرت خلق تنگ آمدم
به هر جا شدم سر به سنگ آمدم
هوش مصنوعی: به خاطر فراوانی مردم، دلم تنگ شده و هر جا که میروم، احساس خستگی و ناامیدی میکنم.
بیا ساقیا می بگردش در آر
که دلگیرم از گردش روزگار
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، می را به دور بگردان که از تکرار روزگار دلگیر و غمگینم.
مئی ده که چون ریزیش در سبو
بر آرد سبو از دل آواز هو
هوش مصنوعی: به من شرابی بده که وقتی در پیاله ریخته میشود، پیاله نیز از دلش آواز عشق را به گوش برساند.
از آن می که در دل چو منزل کند
بدن را فروزانتر از دل کند
هوش مصنوعی: اگر بدن در دل جا بگیرد، درخشش و درخود بودنش بیشتر از آنچه در دل است خواهد بود.
از آن می که گر عکسش افتد بباغ
کند غنچه را گوهر شبچراغ
هوش مصنوعی: اگر تصویر او در باغ بیفتد، غنچههای گل مانند گوهرهای شبچراغ خواهند درخشید.
از آن می که گر شب ببیند به خواب
چو روز از دلش سر زند آفتاب
هوش مصنوعی: اگر کسی در شب به خواب برود، روز که میشود، نور و روشنی از دلش نمایان میشود.
از آن می که گر عکسش افتد به جان
توانی به جان دید حق را عیان
هوش مصنوعی: اگر عکس او به جان تو بیفتد، میتوانی حقیقت حق را به وضوح درک کنی.
از آن می که چون شیشه بر لب زند
لب شیشه تبخاله از تب زند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که با لطافت و ظرافت برخورد میکند، ممکن است با یک مشکل یا خطر مواجه شود. همانطور که شیشه بسیار حساس است و اگر با آن به طور ناگوار برخورد شود ممکن است بشکند، افراد هم میتوانند با برخورد نادرست دچار آسیب شوند. این اشاره به لطافت و آسیبپذیری افراد دارد.
از آن می که گر عکسش افتد به آب
بر آن آب تبخاله افتد جباب
هوش مصنوعی: اگر تصویری از او در آب بیفتد، آن آب هم به نوعی تحت تأثیر قرار میگیرد و تغییراتی در آن به وجود میآید.
از آن می که چون ریزیش در سبو
بر آرد سبو از دل آواز هو
هوش مصنوعی: از آن میفهمم که وقتی شراب در سبو میریزد، سبو آواز میدهد و دل را شاد میکند.
از آن می که در خم چو گیرد قرار
بر آرد خم آتش ز دل همچو نار
هوش مصنوعی: وقتی که میخوردن و نوشیدن در حالتی خاص و آرامش برقرار شود، دل مانند آتش و احساسات مشابه به شعلههای نار میشود.
می صاف ز آلودگی بشر
مبدل به خیر اندر او جمله شر
هوش مصنوعی: آب زلال، آلودگیهای بشر را از بین میبرد و در او، تمام بدیها به خوبی تبدیل میشود.
می معنی افروز صورت گداز
مئی گشته معجون راز و نیاز
هوش مصنوعی: می تواند به زیبایی و جذابیت ببخشد، و حالتی دلپذیر و شگفتانگیز را ایجاد کند. همچنین، این اشعار به ارتباط عمیق و خوشایند میان انسان و معنای نهفته در زندگی اشاره دارد.
از آن آب، کاتش به جان افکند
اگر پیر باشد جوان افکند
هوش مصنوعی: اگر آبی که به آتش میافکند وجود داشته باشد، حتی اگر فردی سالخورده باشد، جوانی را به چالش میکشد.
مئی را کزو جسم جانی کند
بباده، زمین آسمانی کند
هوش مصنوعی: مستی که از شراب به وجود میآید، روح را زنده کرده و زمین را به آسمان تبدیل میکند.
مئی از منی و توئی گشته پاک
شود جان، چکد قطرهای گر به خاک
هوش مصنوعی: نوشیدنی از وجود من و تو خالص شده و جان پاکی پیدا میکند، حتی اگر قطرهای از آن به زمین بیفتد.
به انوار میخانه ره پوی، آه
چه میخواهی از مسجد و خانقاه
هوش مصنوعی: در پرتوهای نورانی میخانه قدم بگذارید، وای، مگر چه نیازی به مسجد و خانقاه دارید؟
بیا تا سری در سر خم کنیم
من و تو، تو و من، همه گم کنیم
هوش مصنوعی: بیایید با هم و در کنار هم به یادهایی بپردازیم و خود را در این لحظه گم کنیم.
بیک قطره می آبم از سر گذشت
به یک آه، بیمار ما درگذشت
هوش مصنوعی: با یک قطره آب از روی سرم گذشت و با یک نفس عمیق، بیمار ما از دنیا رفت.
بزن هر قدر خواهیم، پا به سر
سر مست از پا ندارد خبر
هوش مصنوعی: هرچقدر که بخواهیم، میتوانیم ضربه بزنیم، اما کسی که مست است، از حال و روز خود بیخبر است.
چشی گر از این باده، کو کو زنی
شوی چون ازو مست هو هو زنی
هوش مصنوعی: اگر چشمت از این شراب بنوشد و خود را در حالت مستی غرق کند، مانند کسی خواهی شد که در حال شادی و شور و شوق فریاد میزند.
مئی سر بسر مایهٔ عقل و هوش
مئی بی خم و شیشه، در ذوق و جوش
هوش مصنوعی: میتوان گفت که شراب به نوعی نماد خرد و هوش است و وقتی که انسان به آن میرسد، افکار و احساساتش به طور طبیعی در اوج خود هستند. در واقع، شراب بدون نیاز به ظرف و ابزار خاص، حالتی شگفتانگیز و سرشار از شور و شوق ایجاد میکند.
دماغم ز میخانه بویی شنید
حذر کن که دیوانه، هویی شنید
هوش مصنوعی: بوی مشروبات از میخانه به مشامم رسید، بنابراین مواظب باش چرا که دیوانهای ممکن است با صدای بلندی فریاد کند.
بگیرید زنجیرم ای دوستان
که پیلم کند یاد هندوستان
هوش مصنوعی: ای دوستان، زنجیر مرا بگیرید؛ چرا که خاطرات هندوستان مرا رنج میدهد.
دلا خیز و پائی به میخانه نه
صلائی به مستان دیوانه ده
هوش مصنوعی: ای دل، بیدار شو و قدمی به سوی میخانه بردار، ندا و صفا را به مستان دیوانه ببخش.
خدا را ز میخانه گر آگهی
به مخمور بیچاره، بنما رَهی
هوش مصنوعی: اگر خدا را از حال و هوای میخانه خبر داری، به آن مسکین شرابخور نشان بده که چگونه میتواند راهی پیدا کند.
دلم خون شد از کلفت مدرسه
خدا را خلاصم کن از وسوسه
هوش مصنوعی: دلم از سختیها و مشکلاتی که در مدرسه دارم، به شدت ناراحت و آزاریده شده است. خداوند، لطفاً مرا از فکر و دغدغههایی که آزارم میدهد، نجات بده.
چو ساقی همه چشم فتان نمود
به یک نازم، از خویش عریان نمود
هوش مصنوعی: ساقی با ناز و کرشمهاش همهکسی را مجذوب کرد و با یک اشاره، من را بدون هیچ پوششی از خودم بینصیب گذاشت.
پریشان دماغیم، ساقی کجاست
شراب ز شب مانده باقی کجاست
هوش مصنوعی: ما بیقرار و نگران هستیم، ای ساقی! از کجا میتوانیم شرابی که از شب به جا مانده را پیدا کنیم؟
بیا ساقیا، می بگردش در آر
که می خوش بود خاصه در بزم یار
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، شراب را در گردشی به ما بده که نوشیدن آن لذتبخش است، بهخصوص در مجالس دوستان.
مئی بس فروزانتر از شمع و روز
می و ساقی و بادهٔ جام سوز
هوش مصنوعی: مستی و شادابی که در شراب وجود دارد، بسیار بیشتر از نور شمع و روشنایی روز است. وجود می و ساقی و شراب، روح را گرم و شاداب میکند.
می صاف ز الایش ما سوی
ازو یک نفس تا بعرش خدا
هوش مصنوعی: به گونهای زندگی کن که تمام اعمال و افکارت، خالص و آزاد از آلودگیها باشد، طوری که در یک لحظه بتوانی به خداوند نزدیک شوی.
مئی کو مرا وارهاند ز من
ز آئین و کیفیت ما و من
هوش مصنوعی: مرا از شراب بیرون بیاور و از ویژگیها و حالتهای خودم رها کن.
از آن می حلال است در کیش ما
که هستی وبال است در پیش ما
هوش مصنوعی: در دین و مکتب ما، نوشیدن آن نوشیدنی مجاز است، زیرا وجود و هستی برای ما به نوعی بار و گرانباری به شمار میآید.
از آن می حرام است بر غیر ما
که خارج مقام است در سیر ما
هوش مصنوعی: نوشیدنی حرام است بر کسانی که مانند ما در مسیر سیر و سلوک نیستند و از مقام ما دور هستند.
مئی را که باشد در او این صفت
نباشد بغیر از می معرفت
هوش مصنوعی: اگر میخواهید مایعی را بنوشید که دارای خاصیتهای خاصی باشد، این ویژگیها فقط در میشراب معرفت یافت میشود.
به این عالم ار آشنائی کنی
ز خود بگذری و خدائی کنی
هوش مصنوعی: اگر با این دنیا آشنایی پیدا کنی، به خودت بیاعتنا میشوی و خداگونه میگردی.
کنی خاک میخانه گر توتیا
خدا را ببینی بچشم خدا
هوش مصنوعی: اگر تو موفق به دیدن خداوند با چشم خود شوی، آن وقت حتی گرد و غبار میخانه هم برایت ارزشمند خواهد بود.
به میخانه آی و صفا را ببین
مبین خویشتن را خدا را ببین
هوش مصنوعی: به میخانه برو و شادی و آرامش را ببین، اما به خودت نگاه نکن، بلکه به خدا توجه کن.
تودر حلقهٔ میپرستان در آ
که چیزی نبینی بغیر خدا
هوش مصنوعی: به جمع افرادی بپیوند که در دلشان جز محبت خدا چیزی نمیبیند.
بگویم که از خود فنا چون شوی
ز یک قطره زین باده مجنون شوی
هوش مصنوعی: اگر بگویم که چگونه خود را نابود کنی، باید گفت که با یک قطره از این شراب، دیوانه میگردی.
بشوریدگان گر شبی سر کنی
از آن می که مستند لب تر کنی
هوش مصنوعی: اگر در شبی به یاد بشوریدگان فکر کنی، از آن شرابی بنوش که لبهای تو را به مستی بکشاند.
جمال محالی که حاشا کنی
ببندی دو چشم و تماشا کنی
هوش مصنوعی: زیباییای که وجود ندارد و نمیتوانی آن را انکار کنی، حتی اگر چشمانت را ببندی، باز هم باید آن را مشاهده کنی.
نیاری تو چون تاب دیدار او
ز دیدار رو کن به دیوار او
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی او را ببینی، پس بهتر است روی خود را به دیوار برگردانی تا از دیدار او دست بکشی.
قمر درد نوش است از جام ما
سحر خوشه چین است از شام ما
هوش مصنوعی: ماه نورانی که در دل شب میدرخشد، درد و رنج را از دلمان دور میکند و سرمستی و شعف را به ما میدهد. خوشهچینی که در سحرگاه به خوشی میپردازد، نتیجهٔ زحمات و تلاشهای ماست که از شبهای گذشته نشأت میگیرد.
مغنی نوای دگر ساز کن
دلم تنگ شد مطرب آواز کن
هوش مصنوعی: خواننده، آهنگی جدید بنواز که دلم گرفته است، ای نوازنده، برایم آواز بخوان.
بگو زاهدان اینقدر تن زنند
که آهن ربائی بر آهن زنند
هوش مصنوعی: به زاهدان بگو که چرا اینقدر سختی و سختی میکشند؛ گویی آهن به آهن جلب میشود و به یکدیگر جذب میشوند.
بس آلودهام آتش می کجاست
پر آسودهام نالهٔ نی کجاست
هوش مصنوعی: من به شدت دچار آلودگی و پریشانی هستم، اما در عین حال احساس آرامش میکنم؛ صدای ناله نی کجا به گوش میرسد؟
به پیمانه، پاک از پلیدم کنید
همه دانش و داد و دیدم کنید
هوش مصنوعی: همهی آگاهیها و حقایق من را با دقت و پاکی بررسی کنید و آنچه نیاز است را از من بزدایید.
چو پیمانه از باده خالی شود
مرا حالت مرگ حالی شود
هوش مصنوعی: وقتی پیمانه خالی از نوشیدنی باشد، احساس میکنم که به مرگ نزدیک شدهام.
همه مستی و شور و حالیم ما
نه چون تو همه قیل و قالیم ما
هوش مصنوعی: ما همه در حال شادی و سرخوشی هستیم، اما تو فقط درگیر حرف و بحث هستی.
خرابات را گر زیارت کنی
تجلی بخروار غارت کنی
هوش مصنوعی: اگر به میخانه سر بزنی و آنجا را زیارت کنی، به زیباییهای آنجا نگاه و دل را تسخیر خواهی کرد.
چه افسردهای رنگ رندان بگیر
چرا مردهای آب حیوان بگیر
هوش مصنوعی: چرا اینقدر غمگینی؟ رنگ و بوی شادابی را بپذیر و زندگی تازهای بگیر تا دوباره زنده شوی.
زنی در سماعی، ز می سرخوشی
سزد گر ازین غصه خود را کشی
هوش مصنوعی: زنی در حال رقص و شادی است و این جا جایی برای غم و غصه نیست. بنابراین، اگر از این مشکلات و ناراحتیها خود را رها کند، کار خوبی کرده است.
توانی اگر دل، دریا کنی
تو آن دُر یکتای پیدا کنی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی دل را به وسعت دریا کنی، آن گاه میتوانی گوهری یکتا و بینظیر را پیدا کنی.
ندوزی چو حیوان نظر بر گیاه
بیابی اگر لذت اشک و آه
هوش مصنوعی: اگر به مانند حیوان به گیاه نگاه کنی، میتوانی لذت اشک و آه را پیدا کنی.
بیا تا بساقی کنیم اتفاق
درونها مصفا کنیم از نفاق
هوش مصنوعی: بیا تا با هم به شادی و میگساری بپردازیم و دلهایمان را از نفاق و کینه پاک کنیم.
بیائید تا جمله مستان شویم
ز مجموع هستی پریشان شویم
هوش مصنوعی: بیایید همه با هم شاد و دلخور از مشکلات زندگی شویم و از تمام چیزهایی که ما را نگران کرده کنارهگیری کنیم.
چو مستان بهم مهربانی کنیم
دمی بیریا زندگانی کنیم
هوش مصنوعی: اگر مثل مستان با هم مهربان باشیم و لحظهای بدون هیچگونه خیالی از زندگی لذت ببریم، زندگی به ما خوش میگذرد.
بگرییم یکدم چو باران بهم
که اینک فتادیم یاران زهم
هوش مصنوعی: برای یک لحظه مانند باران بگرییم، زیرا اکنون دوستانمان از هم جدا شدهاند.
جهان منزل راحت اندیش نیست
ازل تا ابد، یکنفس بیش نیست
هوش مصنوعی: دنیا جایی برای آرامش خیال نیست، از ابتدای تاریخ تا همیشه، فقط یک لحظه به حساب میآید.
سراسر جهان گیرم از توست بس
چه میخواهی آخر از این یکنفس
هوش مصنوعی: تمامی جهان از توست، پس چه میخواهی از این نفس واحد؟
فلک بین که با ما جفا میکند
چها کرده است و چها میکند
هوش مصنوعی: به آسمان نگاه کن که چگونه با ما بدرفتاری میکند و چه کارهایی کرده و همچنان میکند.
برآورد از خاک ما گرد و دود
چه میخواهد از ما سپهر کبود
هوش مصنوعی: از خاک ما غبار و دود برمیخیزد، آسمان آبی چه توقعی از ما دارد؟
نمیگردد این آسیا جز بخون
الهی که برگردد این سرنگون
هوش مصنوعی: این آسیاب فقط با خون الهی حرکت میکند تا این سرنگونی به پایان برسد.
من آن بینوایم که تا بودهام
نیاسایم ار یکدم آسودهام
هوش مصنوعی: من فردی هستم که همیشه در زحمت بودهام و هیچگاه آرامش نداشتهام. حتی اگر برای یک لحظه هم آرامش یابم، به من دیر یا زود باز میگردد.
رسد هر دم از همدمانم غمی
نبودم غمی گر بدم همدمی
هوش مصنوعی: هر لحظه از دوستانم به من غمی میرسد، اما اگر دچار غم هم باشم، باز هم دوستی ندارم.
در این عالم تنگتر از قفس
به آسودگی کس نزد یک نفس
هوش مصنوعی: در این دنیا که به اندازه یک قفس تنگ و محدود است، هیچکس نمیتواند به راحتی و بدون دغدغه زندگی کند.
مرا چشم ساقی چو از هوش برد
چه کارم به صاف و چه کارم به درد
هوش مصنوعی: وقتی که چشم ساقی مرا به حالتی دیوانهوار میبرد، اصلاً برایم مهم نیست که حالات جوهر پاک چیست یا درد و رنج چه معنایی دارد.
نه در مسجدم ره، نه در خانقاه
از آن هر دو در هر دو، رویم سیاه
هوش مصنوعی: نه در مسجد میتوانم به آرامش برسم، نه در خانقاه. از هر دو مکان، دلگیر و ناامید هستم.
نمانده است در هیچکس مردمی
گریزان شده آدم از آدمی
هوش مصنوعی: در هیچکس دیگر نشانی از انسانیت و محبت باقی نمانده و آدمها از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
گروهی همه مکر و زرق و حیل
همه مهربان، بهر جنگ و جدل
هوش مصنوعی: گروهی هستند که با مهربانی ظاهری خود، فقط به دنبال فریب دادن و نقشه کشیدن برای دعوا و نزاع هستند.
همه متفق با هم اندر نفاق
به بدخوئی اندر جهان جمله طاق
هوش مصنوعی: همه در کنار هم در حالت نفاق هستند و به بدی در دنیا به سر میبرند.
همه گرگ مانا همه میش پوست
همه دشمنی کرده در کار دوست
هوش مصنوعی: در اینجا به ما میگوید که در میان افراد، حتی کسانی که ظاهر دوستداشتنی دارند، ممکن است در باطن نیتهای بدی داشته باشند. همه در ظاهر میتوانند دوستان خوبی به نظر بیایند، اما در حقیقت ممکن است دشمنان و فریبکارانی باشند که برای رسیدن به هدفهای خود از دیگران سوءاستفاده کنند.
شب آلودگی، روز شرمندگی
معاذ الله از اینچنین زندگی
هوش مصنوعی: زندگی در شرایطی پر از فساد و ناپاکی میتواند انسان را به شدت شرمنده و ناراحت کند. چنین وضعیتی واقعاً غیرقابل تحمل است و نباید کسی در شرایطی اینچنینی زندگی کند.
اگر مرد راهی؟ ز دانش مگو
که او را نداند کسی غیر او
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر زندگی جدی و مصمم است، از دانش و آگاهیش سخن مگو، زیرا هیچ کس غیر از او نمیتواند آن را به درستی درک کند.
برو کفر و دین را وداعی بکن
به وجد اندر آ و سماعی بکن
هوش مصنوعی: برو و از کفر و دین وداع کن، با شادی و شوق به وجد بیا و به خوشحالی بپرداز.
مکن منعم از باده ای محتسب
که مستم من از جام لا یحتسب
هوش مصنوعی: خود را از نعمت شراب محروم نکن، ای نگهبان، زیرا من از جامی بیحساب و کتاب مست هستم.
چو ما زین می، ار مست و نادان شوی
ز دانائی خود پشیمان شوی
هوش مصنوعی: اگر مانند ما از این می بنوشی و مست و نادان شوی، سپس از دانایی خود پشیمان خواهی شد.
خوری باده، خورشید رخشان شوی
چه دنبال لعل بدخشان شوی
هوش مصنوعی: اگر باده بنوشی، به همچون خورشید درخشان خواهی شد؛ پس چرا به دنبال سنگهای قیمتی باشی؟
صبوح است ساقی برو می بیار
فتوح است مطرب دف و نی بیار
هوش مصنوعی: صبح است و ای ساقی، باده بیاور که زمان خوشی است. ای نی زن و دف نواز، ساز و آواز را به همراه بیاورید.
از ان می که در دل اثر چون کند
قلندر بیک خرقه قارون کند
هوش مصنوعی: اگر می که در دل تأثیر بگذارد روحی زاهد و پارسا را میتواند به ثروتی بزرگ تبدیل کند.
نوای مغنی چه تأثیر داشت
که دیوانه نتوان به زنجیر داشت
هوش مصنوعی: صدای خواننده چنان تأثیری دارد که حتی دیوانه هم نمیتواند به زنجیر و قید درآید.
مغنی سحر شد خروشی بر آر
ز خامان افسرده جوشی بر آر
هوش مصنوعی: خواننده آواز سحرگاه، صدای خود را بشارت ده تا شور و شوقی در دلهای غمگین ایجاد کند.
که افسردهٔ صحبت زاهدم
خراب می و ساغر و شاهدم
هوش مصنوعی: افسردگی حاصل از گفتگو با زاهد مرا به نوشیدن می و استفاده از ساغر جذب کرده و شاهد این تحول هستم.
سرم در سر میپرستان مست
که جزمی فراموششان هر چه هست
هوش مصنوعی: سرم در حالی است که در کنار کسانی هستم که دلداده به می و مستی هستند و هر چیزی جز عشق و جنون را فراموش کردهاند.
به می گرم کن جان افسرده را
که می زنده دارد تن مرده را
هوش مصنوعی: دل خسته و غمگین را با می تازه کن، زیرا که نوشیدنی، زندگی را به تن بیروح میبخشد.
مگو تلخ و شور آب انگور را
که روشن کند دیدهٔ کور را
هوش مصنوعی: نگو که طعم تلخ و شور آب انگور چه حالی دارد، زیرا این احساس نمیتواند به کسی که نابینا است، بینش و روشنایی بخشد.
بده ساقی آن آب آتش خواص
که از هستیم زود سازد خلاص
هوش مصنوعی: بده به من آن آب آتشین را که بتواند به سرعت من را از وجودم رها کند.
بمن عشوه چشم ساقی فروخت
که دین و دل و عقل را جمله سوخت
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و فریبنده ساقی، به من عشوه و ناز کردند و همه وجودم را، از دین و دل و عقل، ویران کردند.
ازین دین به دنیا فروشان مباش
بجز بندهٔ بادهنوشان مباش
هوش مصنوعی: از این دین کسانی که برای دنیا ارزش قائل هستند و آن را به بهای دینشان میفروشند، نباش. جز آنهایی که به خوشگذرانی و نوشیدن شراب مشغولند، با هیچ کس دیگری ارتباط برقرار نکن.
کدورت کشی از کف کوفیان
صفا خواهی، اینک صف صوفیان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از کدورت و زشتیهای مردم کوفه رهایی یابی و به صفای دل برسید، اینک به جمع صوفیان بپیوند.
چو گرم سماعند هر سو صفی
حریفان اصولی ندیمان کفی
هوش مصنوعی: وقتی که حریفان در حال رقص و شادی هستند و هر سو را پر کردهاند، دوستان و یاران نیز در کنارشان به خوبی و خوشی مشغولاند.
چه درماندهٔ دلق و سجادهای
مکش بار محنت، بکش بادهای
هوش مصنوعی: مغتنم دان که در حالتی ناامید و پریشان هستی، بار سنگین غم و درد را از دوش خود برکن و به جای آن، از لذتهای زندگی بهرهبرداری کن.
ز قطره سخن پیش دریا مکن
حدیث فقیهان بر ما مکن
هوش مصنوعی: سخن از قطره را در برابر دریا مطرح نکن و ما را به گفتار فقیهان ارجاع نده.
مکن قصهٔ زاهدان هیچ گوش
قدح تا توانی بنوشان و نوش
هوش مصنوعی: به هیچوجه داستان زاهدان را نسرای؛ هر زمان که ممکن است، شراب بنوش و لذت ببر.
سحر چون نبردی به میخانه راه
چراغی به مسجد مبر شامگاه
هوش مصنوعی: در صبح زود، اگر به میخانه بروی، چراغی برای مسجد نبر؛ وقتی که شب فرامیرسد.
خراباتیا، سوی منبر مشو
بهشتی، بدوزخ برابر مشو
هوش مصنوعی: ای کسانی که در خراباتی زندگی میکنید، به سمت جایگاه دینی نروید و خود را بهشتی ندانید، زیرا در حقیقت، به دوزخ نزدیکتر هستید.
بزن ناخن و نغمهای بر دلم
دمار کدورت بر آر از گلم
هوش مصنوعی: به من کمک کن تا غم و اندوهم را از بین ببرم و شادابی را به قلبم برگردان.
بکش باده تلخ و شیرین بخند
فنا گرد و بر کفر و بر دین بخند
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب تلخ و شیرین را امتحان کن و بر روی گذرای زندگی بخند، خواه به کفر و خواه به دین، بخند.
که نور یقین در دلم جوش زد
جنون آمد و بر صف هوش زد
هوش مصنوعی: نور یقین در دل من شعلهور شد و این حالت شادی و شگفتی موجب شد که عقل و هوش خود را از دست بدهم.
قلم بشکن و دور افکن سبق
بسوزان کتاب و بشویان ورق
هوش مصنوعی: قلم را بشکن و دور بینداز، دفتر را بسوزان و کتاب را بشوی.
تعالی اللّه از جلوهٔ آن شراب
که بر جملگی تافت چون آفتاب
هوش مصنوعی: عظمت خداوند از نور و زیبایی آن شراب نمایان است که مثل آفتاب بر همه چیز درخشش دارد.
تو زین جلوه از جا نرفتی کهای
تو سنگی، کلوخی، جمادی، چهای
هوش مصنوعی: تو به خاطر این زیبایی و جلوهات از جا و جایگاه خودت حرکت نکردی، که تو در واقع مانند یک سنگ یا خاک و غیره هستی، چه موجودی هستی!
رخ ای زاهد از می پرستان متاب
تو در آتش افتادهای من در آب
هوش مصنوعی: ای زاهد، رویت را از میپرستان برگردان؛ تو در آتش شور و هیجان گرفتار شدهای، اما من در آرامش و سکون هستم.
که گفته است چندین ورق را ببین
بگردان ورق را و حق را ببین
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که به مطالب مختلف توجه کنیم و آنها را با دقت بررسی کنیم. با وارونه کردن صفحاتی که برای ما ارائه شده، میتوانیم حقیقتها را بهتر درک کنیم و به واقعیتهایی برسیم که شاید در نگاه اول دیده نشوند.
مگو هیچ با ما ز آئین عقل
که کفر است در کیش ما دین و عقل
هوش مصنوعی: هیچ چیزی درباره روشهای عقلانی با ما نگویید، زیرا در مذهب ما این نوع تفکر نادرست و به نوعی کفر محسوب میشود.
ز ما دست ای شیخ مسجد بدار
خراباتیان را به مسجد چکار
هوش مصنوعی: ای شیخ، از ما دست بردار! خراباتیها به مسجد نیازی ندارند.
ردا کز ریا بر زنخ بستهای
بینداز دورش که یخ بستهای
هوش مصنوعی: لباسی که به خاطر ریا بر شانهات انداختهای را دور بینداز، چون به شدت سرد و یخزده شدهای.
فزون از دو عالم تو در عالمی
بدینسان چرا کوتهی و کمی
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه تو از هر دو جهان باارزشتری، اینگونه خودت را کوچک و کمارزش میپنداری؟
تو شادی بدین زندگی عار کو
گشودند گیرم درت بار کو؟
هوش مصنوعی: تو شادی زندگی را به دست آوردهای، پس چرا به عار و ننگ فکر میکنی؟ اگر در این دنیا بار سنگینی بر دوش داری، به جای آن، شادی را در خود بپروران.
نماز ار نه از روی مستی کنی
به مسجد درون بتپرستی کنی
هوش مصنوعی: اگر نماز را به خاطر هوش و حواس صحیح و با تمرکز نخوانی، در واقع در دام بتپرستی و خرافات خواهی افتاد.
به مسجد رو و قتل و غارت ببین
به میخاه آی و فراغت ببین
هوش مصنوعی: به مسجد برو و نگاهی به کشتار و غارتها بینداز، سپس به میخانه برو و از آرامش و راحتی لذت ببر.
به میخانه آی و حضوری بکن
سیه کاسهای کسب نوری بکن
هوش مصنوعی: به میخانه بیا و به جمع ما ملحق شو، تا سیاهروشن کن و از نور و روشنی بهرهمند شو.
چو من گر ازین می تو بی من شوی
بگلخن درون رشک گلشن شوی
هوش مصنوعی: اگر من از این می بیتو بیخبر شوم، در دنیای گل و بویش، به درختان گل حسادت خواهم کرد.
چه میخواهد از مسجد و خانقاه
هر آنکو به میخانه برده است راه
هوش مصنوعی: هر کسی که به حقیقت و عشق دست یافته، با وجود مکانهایی مثل مسجد و خانقاه، به سمت میخانه رفته است و این نشاندهندهی روحیهی اوست.
نه سودای کفر و نه پروای دین
نه ذوقی به آن و نه شوقی به این
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فرد نه به فکر کفر و بیدینی است و نه نگرانی از دین و مذهبی دارد. او نه از عقاید مذهبی لذت میبرد و نه به دلایل دینی اشتیاقی دارد. این نشاندهنده نوعی بیتفاوتی یا عدم تعلق به هر دو سوی موضوع است.
برونها سفید و درونها سیاه
فغان از چنین زندگی آه، آه
هوش مصنوعی: زندگی ظاهری روشن و زیبا دارد، اما درونش پر از درد و رنج است، که باید از این وضعیت ناامیدکننده افسوس خورد.
همه سر برون کرده از جیب هم
هنرمند گردیده در عیب هم
هوش مصنوعی: همه افراد به نوعی از مشکلات و عیوب خود خارج شدهاند و نشان دادهاند که در مواجهه با این عیوب، به نوعی هنری در بروز و حل آنها دست یافتهاند.
خروشیم بر هم چو شیر و پلنگ
همه آشتیهای بدتر ز جنگ
هوش مصنوعی: ما با تمام قدرت و صدا بر هم میزنیم، مانند شیر و پلنگ. تمام آشتیهایی که از جنگ بدترند را رد میکنیم.
فرو رفته اشک و فرا رفته آه
که باشند بر دعوی ما گواه
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده است که اشکها در دل فرو رفتهاند و آهها از دل بلند شدهاند؛ این احساسات درد و اندوه ما بر حقانیت ادعای ما گواهی میدهند.
بفرمای گور و بیاور کفن
که افتادهام از دل مرد و زن
هوش مصنوعی: بیزحمت قبر را آماده کن و کفن را بیاور، زیرا من به شدت دیوانهوار از دل مردان و زنان افتادهام.
دلم گه از آن گه ازین جویدش
ببین کاسمان از زمین جویدش
هوش مصنوعی: دل من گهگاه از این دنیا و گهگاه از آن دنیا خواستههایی دارد، ببین که آسمان چگونه از زمین خواستههایی میجوید.
به می هستی خود فنا کردهایم
نکرده کسی آنچه ما کردهایم
هوش مصنوعی: ما برای سیراب کردن روح خود، به می و زندگی با نشاط وابستهایم و هیچکس مانند ما چنین حسی را تجربه نکرده است.
دگر طعنهٔ باده بر ما مزن
که صد بار زن بهتر از طعنه زن
هوش مصنوعی: دیگر به ما طعنه نزن که بارها بهتر است از اینکه طعنهزن باشی.
نبردست گویا به میخانه راه
که مسجد بنا کرده و خانقاه
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که نمیتوان به سادگی از میخانه و مسجد جدا شد، زیرا هر دو در نوعی مبارزه هستند. این به این معناست که جبهههای مختلفی در زندگی وجود دارد، و به نظر میرسد هر دو مکان، یعنی میخانه و مسجد، به نوعی نقش مهمی در زندگی انسانها ایفا میکنند.
چه میخواهد از مسجد و خانقاه
هر آنکو به میخانه بردست راه
هوش مصنوعی: هر کسی که راهی به میخانه پیدا کرده، دیگر از عبادتگاهها و مکانهای مذهبی چیزی نمیخواهد.
روان پاک سازیم از آب تاک
که آلودهٔ کفر و دین است پاک
هوش مصنوعی: باید روح خود را از آلودگیهای کفر و دین پاک کنیم مانند اینکه آب را از کثافت پاک میسازیم.
ندانم چه گرمیست با این شراب
که آتش خورم گویی از جام آب
هوش مصنوعی: نمیدانم این شراب چه خاصیتی دارد که احساس میکنم با نوشیدنش آتش میزنم، در حالی که انگار فقط یک لیوان آب مینوشم.
به می صاحب تخت و تاجم کنید
پریشان دماغم، علاجم کنید
هوش مصنوعی: به من که در حال پریشانی و آشفتگی هستم، کمک کنید تا آرام شوم و به سلامت برگردم. من به مشروباتی که از طرف صاحب قدرت و مقام تهیه شده، نیاز دارم تا حال و روزم عوض شود.
جسد دادم و جان گرفتم ازو
چه میخواستم، آن گرفتم ازو
هوش مصنوعی: من جسم خود را به او تقدیم کردم و از او روح و جان گرفتم. از او چه چیزی میخواستم که تمام آنچه نیاز داشتم را به دست آوردم.
بینداز این جسم و جان شو همه
جسد چیست؟ روح روان شو همه
هوش مصنوعی: خود را از قید جسم و جان رها کن و ببین که حقیقت وجود چیست. باید به عمق روح و روان خود پی ببری و آنرا درک کنی.
گدائی کن و پادشاهی ببین
رهاکن خودی و خدائی ببین
هوش مصنوعی: اگر از خودخواهی و خودپسندی بگذری و به humble بودن و درخواست از دیگران بپردازی، زیبایی و عظمت الهی را تجربه خواهی کرد.
تکلف بود مست از می شدن
خوشا بیخود از نالهٔ نی شدن
هوش مصنوعی: بیمکلفی و بیقید و شرط از لذّت نوشیدن شراب خوشتر است، چرا که مستی و خوشی واقعی در غرق شدن در احساسات و آوای نی نهفته است.
درون خرابات ما شاهدیست
که بدنام ازو هر کجا زاهدیست
هوش مصنوعی: در میخانه ما گواهی وجود دارد که به خاطر شهرت بدش، هر جا که زاهدی باشد، او را میشناسند.
بخور می که در دور عباس شاه
به کاهی ببخشند کوهی گناه
هوش مصنوعی: لذت ببر و از زندگی استفاده کن، چرا که در زمان عباس شاه، ممکن بود به خاطر یک اشتباه کوچک، گناهی بزرگ به حساب بیاید.
سکندر توان و سلیمان شدن
ولی شاه عباس نتوان شدن
هوش مصنوعی: سکندر میتواند قدرت و سلطنت مانند سلیمان داشته باشد، اما شاه عباس هرگز نمیتواند به آن درجه از عظمت و شکوه برسد.
که آئین شاهی از آن ارجمند
نشسته است برطرف طاق بلند
هوش مصنوعی: آیین پادشاهی به خاطر ارزش و مقامش در بالای یک سازه مرتفع قرار دارد.
یکی از سواران رزمش هزار
یکی از گدایان بزمش بهار
هوش مصنوعی: یک نفر از سواران جنگیاش به اندازه هزار نفر قوی است، اما یکی از گدایانی که در میهمانیاش حاضر است برایش مثل بهار است.
سگش بر شهان دارد از آن شرف
که باشد سگ آستان نجف
هوش مصنوعی: سگی که در دروازه نجف است، از آنجا که در کنار شخصیتهای بزرگ قرار دارد، به مقام و شرافتی دست یافته است که حتی یک شاه نیز نمیتواند به آن دست یابد.
الهی به آنان که در تو گمند
نهان از دل و دیدهٔ مردمند
هوش مصنوعی: خداوندا، به کسانی که در تو وجود دارند و از نظر دل و چشم مردم پنهاناند، توجه کن.
نگه دار این دولت از چشم بد
بکش مد اقبال او تا ابد
هوش مصنوعی: این بیت خواستار این است که این موقعیت و نعمت حفظ شود و از آسیبدیدن در امان بماند. همچنین به امید این است که این خوشبختی و فرصت برای همیشه ادامه داشته باشد.
همیشه چو خور گیتی افروز باد
همه روز او عید نوروز باد
هوش مصنوعی: همیشه مانند آفتاب که دنیا را روشن میکند، باشد که هر روز برای ما عید نوروز باشد.
شراب شهادت بکامش رسان
بجد علیه السلامش رسان
هوش مصنوعی: بادهای که انسان را به مقام شهادت میرساند، به او بنوشان و به او کمک کن تا به این حالتی که شایستهاش است، دست یابد.
رضی روز محشر علی ساقی است
مکن ترک می تا نفس باقی است
هوش مصنوعی: در روز قیامت، علی به عنوان ساقی نوشیدنی خواهد بود، پس تا زمانی که نفس در بدن داری، از می نوشیدن دست برندار.