برگردان به زبان ساده
آموخت ما را آن زلف و گردن
زنار بستن، بت سجده کردن
هوش مصنوعی: ما یاد گرفتیم که چگونه زلف و گردن را به زنار ببندیم و مانند بتها به سجده بیفتیم.
آن مار گیسو بر گردن او
هر کس که بیند خونش بگردن
هوش مصنوعی: هر کسی که آن مار گیسو را بر گردن او ببیند، خونش بر گردن او خواهد بود.
بس دلفریبند آن چشم و آن زلف
آن یک به شادی وین یک به شیون
هوش مصنوعی: چشم و موهای آن یار به قدری زیبا و دلنشین هستند که یکی از آنها باعث شادمانی میشود و دیگری به اندوه و زاری.
گر از تو بندم دل بر دو گیتی
ای حیف از دل ای وای بر من
هوش مصنوعی: اگر دل من به تو وابسته باشد، وای به حال من، که از این دنیا و آن دنیا چیزی برایم نخواهد ماند.
تا چند باشی همچون قلیواچ
در راه عرفان نه مرد و نه زن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی در زمینه عرفان مانند یک قلیواچ (اشاره به نوعی غذا که معمولاً در وسط سفر یا در حالت ناپخته گاه مناسب است) بمانی و نه به عنوان مرد و نه به عنوان زن، یعنی همچنان در حالت ناپخته و بلاتکلیفی باقی بمانی؟
عمر مسیحا پیشش نیرزد
روزی بسر با دلدار کردن
هوش مصنوعی: عمر طولانی مسیحا به پای یک روز عاشقانه و دلنشین کنار معشوق نمیرسد.
یاری که پنهان از جسم و جان است
در دیدهٔ دل دارد نشیمن
هوش مصنوعی: یار و دوست که از جسم و دنیا جداست، در دل و روح ما جایگاه خاص و ویژهای دارد.
بارم گران است بر دوش گردون
روزی که افتد کارم به گردن
هوش مصنوعی: باری که بر دوش آسمان است، به زودی بر دوش من میافتد و روزی فرا میرسد که مسئولیتها و کارهایم به گردن من خواهد افتاد.
با ما چه حاصل از عقل گفتن
ما را چه لازم دیوانه کردن
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که صحبت کردن با عقل و منطق برای ما هیچ فایدهای ندارد، زیرا در نهایت، دیوانه شدن و نادانی به سرنوشت ما وابسته است. به عبارتی دیگر، برای ما مهم نیست که دیگران منطقی صحبت کنند، چرا که در نهایت، مهمترین چیز این است که از شادی و جنون زندگی لذت ببریم.
خون کسی نیست بر گردن ما
از ما مپرهیز ای پاک دامن
هوش مصنوعی: ما هیچ گناهی بر گردن نداریم، پس ای کسی که پاکدامن هستی، از ما دوری نکن.
هر چند خواریم بر درگه دوست
یک مشت خاکیم در چشم دشمن
هوش مصنوعی: ما هرچند در نظر دوست بیارزش و خوار به حساب میآییم، اما در چشم دشمنان تنها یک تکه خاک و بیاهمیت هستیم.
دنیا و عقبی نبود رضی را
ساقی تو می ده مطرب تو نی زن
هوش مصنوعی: دنیا و آخرت برای رضای خدا مهم نیستند، ساقی به تو شراب میدهد و نوازندهی ساز هم بنوازد.