برگردان به زبان ساده
همه دردم همه داغم همه عشقم همه سوزم
همه در هم گذرد هر مه و سال و شب و روزم
هوش مصنوعی: تمامی دردها و غمهایم، همچنین عشق و سوزی که در دل دارم، همه این احساسات و تجارب من، با گذر هر ماه، سال و شب و روز به فراموشی سپرده میشوند.
وصل و هجرم شده یکسان همه از دولت عشقت
چه بخندم چه بگریم چه بسازم چه بسوزم
هوش مصنوعی: در عشق تو، جدایی و وصال برای من یکی شده است. دیگر فرقی نمیکند که بخندم یا بگریم، بسازم یا بسوزم.
گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم
حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم
هوش مصنوعی: نمیتوانم بگویم که در غیبت تو چه حالتی دارم، افسوس و صد افسوس که تو از روزگار سخت من باخبر نیستی.
دست و پایم طپش دل همه از کار فکنده
چشم بر جلوهٔ دیدار نیفتاده هنوزم
هوش مصنوعی: دست و پایم به شدت میتپد و دل همهی کارها را رها کرده است، اما هنوز نتوانستهام نگاهم را به زیبایی دیدار معشوق بیندازم.
غصهٔ بیغمیم داغ کند ور نه بگویم
داغ بیدردیم از پا فکند ور نه بسوزم
هوش مصنوعی: غم و اندوه من بیدلیل است و اگر چنین نبود، میتوانستم بگویم که این درد مرا زمینگیر کرده است؛ اما در واقع، من فقط میسوزم و دردم را نمیچشم.
رضیم، جملهٔ آفاق فروزان ز چراغم
همچو مه، چشم به دریوزهٔ خورشید ندوزم
هوش مصنوعی: من به آنچه که دارم راضی هستم، چون مانند ماه درخشان، نور من در تمام زوایا میتابد و به دنبال تأثیر خورشید نیستم.