برگردان به زبان ساده
شورش دوشین ما از می و ساغر نبود
هیچ هوائی به جز وصل تو در سر نبود
هوش مصنوعی: شور و هیجان ما به خاطر می و نوشیدنی نبود؛ هیچ اندیشهای جز وصال تو در ذهن ما نبود.
داروی بیهوشیم مایه بیجوشیم
ساقی دیگر نداد، مطرب دیگر نبود
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و تنهایی شاعر اشاره دارد. شاعر از یک نوع بیحوصلگی و بیتحرکی صحبت میکند که به خاطر فقدان نعمتها و لذتهای زندگی به وجود آمده است. او به وضعیت ناامیدی و فقدان دلخوشیهای گذشته اشاره میکند و احساس میکند که دیگر کسی برای او نمینوازد یا نمینوشد، و این باعث افزایش احساس تنهایی و کدری او شده است.
نیک و بد کائنات بر محک دل زدیم
هیچ غمی با غم دوست برابر نبود
هوش مصنوعی: ما خوب و بد دنیا را بر اساس احساسات خود اندازهگیری کردیم و هیچ کدام از غمهای دنیا به اندازه غم دوست قابل مقایسه نبود.
بوی تو دیوانهام ساخت مگر هیچکس
موی معطر نداشت، طره معنبر نبود
هوش مصنوعی: بوی تو مرا دیوانه کرده است، اما هیچکس دیگری بوی خوش ندارد و موهای فریبندهات نیز وجود ندارد.
خوب بسی بود لیک هیچکسی همچو تو
جام مجسم نداشت روح مصور نبود
هوش مصنوعی: هرچند افراد خوب زیادی وجود دارند، اما هیچکس همچون تو، تصویری از زیبایی و کمال نداشته است و روح تو، مانند یک تصویر زنده و واقعی است.
داشت امیدی رضی کز تو بسی برخورد
لیک میسر نگشت آنچه مقدر نبود
هوش مصنوعی: امید داشتم که از جانب تو بسیاری از آرزوهایم برآورده شود، اما نتوانستم به آنچه مقدر شده بود دست یابم.