برگردان به زبان ساده
به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش
به دست برق سپردیم آشیانهٔ خویش
هوش مصنوعی: ما در برابر سیل، مسیر خانهمان را باز کردیم و آشیانهامان را به دست برق سپردیم.
مرا چه حد که زنم بوسه آستین ترا
همین قدر تو مرانم ز آستانهٔ خویش
هوش مصنوعی: من چه اندازه میتوانم آستین تو را ببوسم، همین قدر که تو من را از درگاه خود دور نکنی.
به جز تو کز نگهی سوختی دل ما را
به دست خویش که آتش زند به خانهٔ خویش
هوش مصنوعی: به جز تو کسی نیست که با یک نگاهش دل ما را بسوزاند، خودت که آتش به خانهات میزنی.
مخوان حدیث رهایی که الفتی است مرا
به ناله سحر و گریه شبانهٔ خویش
هوش مصنوعی: نخوان داستان رهایی را، چرا که من به صدای دلنشین صبح و اشکهای شبانگاه خودم وابستهام.
ز رشک تا که هلاکم کند به دامن غیر
چو گل نهد سر و مستی کند بهانهٔ خویش
هوش مصنوعی: از حسادت تا حدی به نابودیام میانجامد که مانند گلی که در دامان دیگری جای دارد، سر خود را برمیافرازد و خود را مست و سرمست نشان میدهد تا دلیلی برای وجود خود به دست آورد.
رهی به ناله دهی چند دردسر ما را؟
بمیر از غم و کوتاه کن فسانهٔ خویش
هوش مصنوعی: چند بار باید با ناله و شکایت به تو بگویم که درد و رنج ما را کم کن؟ بگذار از غم و اندوه بمیریم و داستانمان را به پایان برسان.