برگردان به زبان ساده
لاله دیدم روی زیبای توام آمد به یاد
شعله دیدم سرکشیهای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از زیبایی و جذابیت چهره محبوبش سخن میگوید. هنگامی که لالهای را میبیند، به یاد درخشش و هیاهوی عشق و دلبستگیاش به محبوب میافتد. این یادآوری، او را به احساسات عمیق و شعلهور عشقش میکشاند.
سوسن و گل آسمانی مجلسی آراستند
روی و موی مجلسآرای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: سوسن و گلهای آسمانی مجلس زیبایی را تزیین کردهاند و من به یاد تو آمدم که زیبا و دلنواز هستی.
بود لرزان شعله شمعی در آغوش نسیم
لرزش زلف سمنسای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: شعله شمعی در آغوش نسیم میلرزد و این لرزش مرا به یاد زلفهای پر پیچ و خم تو میاندازد.
در چمن پروانهای آمد ولی ننشسته رفت
با حریفان قهر بیجای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: یک پروانه در چمن ظاهر شد، اما نتوانست بماند و رفت. او با دوستانش از روی بیدلی، به یاد تو آمده بود.
از بر صیدافکنی آهوی سرمستی رمید
اجتناب رغبتافزای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: اگر تو با ناز و عشوه دل به سراغ من بیاوری، همانطور که آهو از دام میگریزد، من هم از عشق تو فرار میکنم و این یاد توست که باعث افزایش شوق و اشتیاق من شده است.
پای سروی جویباری زاری از حد برده بود
هایهای گریه در پای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در کنار درخت سرو، جویباری با صدای بلند و اشکآلود گریه میکرد و من نیز در پای تو به یاد آن چه گذشته است، به شدت گریم میکردم.
شهر پرهنگامه از دیوانهای دیدم رهی
از تو و دیوانگیهای توام آمد به یاد
هوش مصنوعی: در یک شهر شلوغ و پرهیاهو، به واژههای یک دیوانه گوش کردم که مرا به یاد تو و دیوانگیهایت انداخت.