برگردان به زبان ساده
با بنفشه، لاله گفت ای بیخبر
طرف گلشن را منظم کردهاند
هوش مصنوعی: لاله به بنفشه گفت: «ای ناآگاه، خبر داری که در باغ گلها را مرتب کردهاند؟»
از برای جلوه، گلهای چمن
رنگ را با بوی توام کردهاند
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، گلهای چمن را رنگآمیزی کرده و به عطر تو آغشته کردهاند.
اندرین بزم طرب، گوئی ترا
غرق در دریای ماتم کردهاند
هوش مصنوعی: در این مهمانی شاد، به نظر میرسد که تو را در دریایی از غم غرق کردهاند.
از چه معنی، در شکستی بی سبب
چون بخاکت ریشه محکم کردهاند
هوش مصنوعی: چرا بدون دلیل در شکستت، مانند این است که ریشهای محکم به خاکت زدهاند؟
از چه، رویت در هم و پشتت خم است
از چه رو، کار تو درهم کردهاند
هوش مصنوعی: چرا چهرهات در هم و کمرت خم است؟ چه چیزی باعث شده که کارهای تو به هم ریخته شود؟
از چه، خود را پشت سر میافکنی
چون به یارانت مقدم کردهاند
هوش مصنوعی: چرا خود را نادیده میگیری و به عقب میافکنی، در حالی که دیگران را بر خود ارجحیت میدهند؟
در زیان این قبای نیلگون
در تو زشتی را مسلم کردهاند
هوش مصنوعی: در این لباس آبی رنگ، به وضوح زشتی و نازیبایی تو را مشخص کردهاند.
گفت، بهر بردن بار قضا
عاقلان، پشت از ازل خم کردهاند
هوش مصنوعی: گفت، برای بهرهبرداری از سرنوشت، عاقلان از آغاز، خود را خم کردهاند.
عارفان، از بهر افزودن بجان
از هوی و از هوس، کم کردهاند
هوش مصنوعی: عارفان برای اینکه جانشان را از دلبستگیها و خواستههای دنیوی خالی کنند، از آنها کاستهاند.
یاد حق بر یاد خود بگزیدهاند
کار ابراهیم ادهم کردهاند
هوش مصنوعی: یاد خداوند را بر یاد خود مقدم داشتهاند و مانند ابراهیم ادهم، زندگی خود را وقف این یاد کردهاند.
رهروان این گذرگاه، آگهند
توش راه خود فراهم کردهاند
هوش مصنوعی: سفرکنندگان این مسیر از آگاهی برخوردارند، و هر کدامشان راه خود را به خوبی آماده کردهاند.
گلههای معنی، از فرسنگها
گرگ خود را دیده و رم کردهاند
هوش مصنوعی: جمعیتهای بسیاری از معنا، از فاصلههای دور گرگی را دیده و به شدت ترسیدهاند.
چون در آخر، جمله شادیها غم است
هم ز اول، خوی با غم کردهاند
هوش مصنوعی: در نهایت، تمام خوشیها به غم ختم میشوند و از ابتدا هم طبیعت با غم آمیخته است.
تو نمیدانی که از بهر خزان
باغ را شاداب و خرم کردهاند
هوش مصنوعی: تو از این موضوع بیخبری که به خاطر پاییز، باغ را شاداب و سرزنده نگهداشتند.
تو نمیبینی چه سیلابی نهان
در دل هر قطره شبنم کردهاند
هوش مصنوعی: تو متوجه نیستی که در دل هر قطره شبنم، چه طوفانی از احساسات و هیجانات نهفته است.
هر کسی را با چراغ بینشی
راهی این راه مظلم کردهاند
هوش مصنوعی: هر فردی به نوعی با درکی از مسائل، در این مسیر تاریک هدایت شده است.
از صبا گوئی تو و ما از سموم
بهر ما، این شهد را سم کردهاند
هوش مصنوعی: از نسیم ملایم تو صحبت میکنی، اما ما از گرمای سوزان رنج میبریم؛ این شیرینی برای ما به زهر تبدیل شده است.
تو، خوشی بینی و ما پژمردگی
هر کجا، نقشی مجسم کردهاند
هوش مصنوعی: تو شادی و خوشی را میبینی و ما غم و پژمردگی را احساس میکنیم، هر جا که تصویری از زندگی نمایان شده است.
ما بخود، چیزی نکردیم اختیار
کارفرمایان عالم کردهاند
هوش مصنوعی: ما هیچ کاری از خودمان انجام ندادهایم، بلکه همه چیز به انتخاب و تصمیم صاحبان قدرت در جهان بستگی دارد.
کردهاند ار پرسشی در کار ما
خلقت و تقدیر، با هم کردهاند
هوش مصنوعی: اگر در مورد خلقت و سرنوشت ما سوالی مطرح شده، باید بدانیم که همه چیز به یکدیگر مربوط است و به طور مشترک شکل گرفتهاند.
درزی و جولاههٔ ما، صنع خویش
در پس این سبز طارم کردهاند
هوش مصنوعی: دوختدوز و کار ما، هنر و دستساخت خود را در این پرده سبز پنهان کردهاند.