برگردان به زبان ساده
زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود
پیشهاش جز تیرهروزی و پریشانی نبود
هوش مصنوعی: زن در ایران، به نظر میرسد که پیش از این، زندگیاش هیچ امید و رونقی نداشته و فقط با سختی و بینظمی سپری میشده است.
زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گر زآنکه زندانی نبود؟!
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ او در گوشهای از تنهایی میگذشت. چرا آن روزها او چه کسی بود، اگر که در بند کسی نبود؟
کس چو زن اندر سیاهی قرنها منزل نکرد
کس چو زن در معبد سالوس، قربانی نبود
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه زن در تاریکی قرنها زندگی نکرده و هیچکس مانند زن در معبد فریب و نیرنگ قربانی نشده است.
در عدالتخانهٔ انصاف زن شاهد نداشت
در دبستان فضیلت، زن دبستانی نبود
هوش مصنوعی: در مورد قضاوت و عدالت، زنان در جامعه پذیرفته نشده بودند و در مدارس فضیلت هم حضور نداشتند.
دادخواهیهای زن میماند عمری بیجواب
آشکارا بود این بیداد، پنهانی نبود
هوش مصنوعی: زنان خواستههایشان را بارها مطرح میکنند، اما هیچ پاسخی دریافت نمیکنند. این ظلم و ستم به وضوح مشهود است و پنهان نیست.
بس کسان را جامه و چوب شبانی بود، لیک
در نهاد جمله گرگی بود، چوپانی نبود
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد ظاهری خوب و نجیب دارند و به نظر میرسد که در نقش چوپان یا راهنمایی عمل میکنند، اما در باطن، طبیعت و نیت واقعی آنها شبیه گرگ است و در حقیقت، هیچکدام از آنها چوپان واقعی نیستند.
ازبرای زن به میدان فراخ زندگی
سرنوشت و قسمتی جز تنگمیدانی نبود
هوش مصنوعی: برای زن در زندگی، فضایی وسیع و پر از امکانات وجود نداشت و سرنوشت او به محدودیتهای خاصی ختم میشد.
نور دانش را ز چشم زن نهان میداشتند
این ندانستن، ز پستی و گرانجانی نبود
نور دانش را از چشم زن پنهان میکردند، اما این نادانی به خاطر حقیر بودن یا تنبلی زن نبود.
زن کجا بافنده میشد، بی نخ و دوکِ هنر
خرمن و حاصل نبود، آنجا که دهقانی نبود
هوش مصنوعی: زن نمیتواند به دور از هنر و مهارت، بافنده شود. برای بافتن نیاز به نخ و دوک است و بدون زحمت و تلاش کشاورز، حاصل و محصولی وجود ندارد. جایی که کشاورزی نیست، بافندگی نیز معنا ندارد.
میوههای دکهٔ دانش فراوان بود، لیک
بهر زن هرگز نصیبی زین فراوانی نبود
هوش مصنوعی: در دکهٔ دانش، میوههای بسیار زیادی وجود داشت، اما هیچگاه سهمی از این فراوانی نصیب زنان نمیشد.
در قفس میآرمید و در قفس میداد جان
در گلستان نام ازین مرغ گلستانی نبود
هوش مصنوعی: پرندهای در قفس زندانی بود و در نهایت زندگیاش را در همان قفس از دست داد. در باغ گل، نامی از این پرنده گلستانی وجود نداشت.
بهر زن تقلید، تیه فتنه و چاه بلاست
زیرک آن زن، کو رهش این راه ظلمانی نبود
هوش مصنوعی: برای زن، پیروی از دیگران میتواند به مشکلات و دشواریها منتهی شود. زن زیرک و باهوش کسی است که مسیرش در این راه تاریک نیست و از این چالشها دوری میکند.
آب و رنگ از علم میبایست، شرط برتری
با زمرد یاره و لعل بدخشانی نبود
هوش مصنوعی: برای برتری و ارزشمندی، آب و رنگ (زیبایی ظاهری) کافی نیست و تنها دانش و علم میتواند معیار واقعی باشد؛ بنابراین، ارزش یک سنگ قیمتی مانند زمرد یا لعل، به ظاهر آن وابسته نیست.
جلوهٔ صد پرنیان، چون یک قبای ساده نیست
عزت از شایستگی بود از هوسرانی نبود
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه ظاهری چیزی مانند پارچهٔ نازک و زیبا، به سادگی یک لباس معمولی نیست. ارجمندی و شرافت انسانها به قابلیتها و لیاقتهای آنها بستگی دارد، نه به آرزوها و خواستههای سطحی.
ارزش پوشانده، کفش و جامه را ارزنده کرد
قدر و پستی، با گرانی و به ارزانی نبود
هوش مصنوعی: پوشش و ظاهر افراد، ارزش و اهمیت آنها را افزایش میدهد. به این معنا که پایین و بالا بودن جایگاه اجتماعی افراد تنها به دلیل قیمت و هزینههای آنها نیست، بلکه به نحوهی پوشش و ظاهری که دارند نیز بستگی دارد.
سادگی و پاکی و پرهیز یکیک گوهرند
گوهر تابنده تنها گوهر کانی نبود
هوش مصنوعی: سادگی، پاکی و پرهیزگاری هرکدام ارزش و زیبایی خاصی دارند. اما در میان همه اینها، گوهری که درخشش خاصی دارد، فقط یک نوع درخشش نیست و این درخشش به ماهیتهای مختلفی برمیگردد.
از زر و زیور چه سود آنجا که نادان است زن؟!
زیور و زر، پردهپوشِ عیبِ نادانی نبود
هوش مصنوعی: زیور و ثروت در جایی که زن نادان است، فایدهای ندارد. زیبایی و زرنگی نمیتوانند نادانی را بپوشانند.
عیبها را جامهٔ پرهیز پوشاندهست و بس
جامهٔ عُجب و هوی بهتر ز عریانی نبود
هوش مصنوعی: عیبها زیر پوشش احتیاط و پرهیز پنهان شدهاند و تنها این پوشش مانع از نمایان شدن آنهاست. ولی پوششهای خودپسندی و غرور به هیچ وجه بهتر از برهنگی و عریانی نیست.
زن، سبکساری نبیند تا گرانسنگ است و بس
پاک را آسیبی از آلودهدامانی نبود
هوش مصنوعی: زن تا زمانی که سبکسار و بیارزش نباشد، ارزشمند و پاک است و نمیتواند آسیبی از جانب کسانی که دامنشان آلوده است، ببیند.
زن چو گنجور است و عفت گنج و حرص و آز دزد
وای اگر آگه ز آیین نگهبانی نبود
هوش مصنوعی: زن مانند گنجی ارزشمند است و عفت او نیز به عنوان گنجی دیگر محسوب میشود، اما حرص و آز مثل دزدی است که میتواند این گنجها را به خطر بیندازد. وای از این که اگر کسی از روشهای حفاظت از این گنجها آگاه نباشد.
اهرمن بر سفرهٔ تقوی نمیشد میهمان
زآنکه میدانست کآنجا جای مهمانی نبود
هوش مصنوعی: شیطانی که نماد پلیدی است، هرگز بر سفرهای که پر از تقوا و پرهیزگاری است، مهمان نمیشود، زیرا میداند که آنجا جایی برای او نیست و جایی برای فساد و بدکرداری وجود ندارد.
پا به راه راست باید داشت، کاندر راه کج
توشهای و رهنوردی جز پشیمانی نبود
هوش مصنوعی: برای رسیدن به مقصد درست، باید مسیر صحیح را انتخاب کرد، زیرا در مسیر نادرست تنها نتیجهای که به دست میآید، پشیمانی است و باری نخواهی داشت.
چشم و دل را پرده میبایست اما از عفاف
چادر پوسیده، بنیادِ مسلمانی نبود
هوش مصنوعی: باید برای چشم و دل حفاظی وجود داشته باشد، اما اینکه فقط با چادر فرسوده بخواهیم ادعای عفت کنیم، دلیلی بر درست بودن اصول مسلمانی نیست.
خسروا! دست توانای تو آسان کرد کار
ورنه در این کار سخت امید آسانی نبود
هوش مصنوعی: ای خسرو! دست قوی تو کار را راحت کرد، وگرنه در این کار دشوار امیدی به آسانی نبود.
شه نمیشد گر در این گمگشتهکشتی ناخدای
ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود
هوش مصنوعی: اگر در این دریای طوفانی، ناخدای ماهری از ساحل پیدا نمیشد، سلطان نیز قادر به عبور از این وضعیت پر آشوب نمیبود.
باید این انوار را پروین به چشم عقل دید
مِهر رخشان را نشاید گفت نورانی نبود
هوش مصنوعی: باید این نورها را با عقل مشاهده کرد، زیرا زیبایی چهرهی تابناک را نمیتوان گفت که غیر نورانی است.