برگردان به زبان ساده
نخودی گفت لوبیائی را
کز چه من گردم این چنین، تو دراز
هوش مصنوعی: نخود به لپی میگوید که چرا من اینقدر کوچک و ریز هستم، در حالی که تو اینقدر بزرگ و دراز هستی.
گفت، ما هر دو را بباید پخت
چارهای نیست، با زمانه بساز
هوش مصنوعی: او گفت که ما هر دو باید تحمل کنیم، چارهای جز این نیست و باید با شرایط زندگی کنار بیاییم.
رمز خلقت، بما نگفت کسی
این حقیقت، مپرس ز اهل مجاز
هوش مصنوعی: راز آفرینش به کسی گفته نشده است، پس از افرادی که دروغینگویی میکنند، این واقعیات را نپرس.
کس، بدین رزمگه ندارد راه
کس، درین پرده نیست محرم راز
هوش مصنوعی: هیچ کس در این میدان جنگ نمیتواند راهی پیدا کند، زیرا در این فضای خاص کسی به رازها و اسرار نزدیک نمیشود.
بدرازی و گردی من و تو
ننهد قدر، چرخ شعبدهباز
هوش مصنوعی: قد و قامت بلند و چهره زیبا و جذاب من و تو در نظر کسی ارزش زیادی ندارد، مانند دنیای فریبندهای که تغییراتش سریع و موقتی است.
هر دو، روزی در اوفتیم بدیگ
هر دو گردیم جفت سوز و گداز
هوش مصنوعی: یک روز ما هر دو با هم در آتش عشق خواهیم سوخت و به بیان دیگری، به یکدیگر پیوند خواهیم خورد.
نتوان بود با فلک گستاخ
نتوان کرد بهر گیتی ناز
هوش مصنوعی: نمیشود با تقدیر سرسخت مقابله کرد و نمیتوان به خاطر دنیا خود را به ناز و نازک دلی بزداییم.
سوی مخزن رویم زین مطبخ
سر این کیسه، گردد آخر باز
هوش مصنوعی: به جایی میروم که از این مطبخ و این کیسه بیرون بیایم و در نهایت همه چیز مشخص خواهد شد.
برویم از میان و دم نزنیم
بخروشیم، لیک بی آواز
هوش مصنوعی: برای اینکه از میان برویم و صدا نزنیم، باید با خروش و قدرت عمل کنیم، اما بدون اینکه صدایی از خود出切 دهیم.
این چه خامی است، چون در آخر کار
آتش آمد من و تو را دمساز
هوش مصنوعی: این چه نادانی است که وقتی همه چیز به پایان میرسد و مشکلات نمایان میشود، من و تو به هم نزدیک میشویم؟
گرچه در زحمتیم، باز خوشیم
که بما نیز، خلق راست نیاز
هوش مصنوعی: هرچند در سختی و زحمت هستیم، اما خوشحالیم که مردم به ما نیاز دارند.
دهر، بر کار کس نپردازد
هم تو، بر کار خویشتن پرداز
هوش مصنوعی: دنیا به امور دیگران رسیدگی نمیکند، بنابراین تو خودت به کارهایت رسیدگی کن.
چون تن و پیرهن نخواهد ماند
چه پلاس و چه جامهٔ ممتاز
هوش مصنوعی: زمانی که بدن و لباس از ما جدا خواهند شد، دیگر تفاوتی میان لباس کهنه و لباس با ارزش نیست.
ما کز انجام کار بیخبریم
چه توانیم گفتن از آغاز
هوش مصنوعی: ما از پایان ماجرا بیخبر هستیم، پس چه درکی از ابتدا داریم؟