برگردان به زبان ساده
زهی! از جام مهرت مست گشته
ز کوباکوب هجران پست گشته
هوش مصنوعی: وای! از شراب محبت تو سرشار شدم، در حالی که از تلخی جدایی به شدت آسیب دیدهام.
بسی در عشق گرم و سرد دیدی
کنون بنشین، که آن خود کشیدی
هوش مصنوعی: بسیاری از تجربیات خوب و بد را در عشق دیدهای، حالا بهتر است آرام بنشینی و به نتیجه کار خود فکر کنی.
بگستر فرش و خلوت ساز جارا
که عزم آن شبستانست ما را
هوش مصنوعی: فرش را بگستران و فضایی آرام و خصوصی فراهم کن، زیرا این شبستان به ما متعلق است.
سحرگاهان دعای مستجابت
به روی کار باز آورد آبت
هوش مصنوعی: در صبح زود، دعای پاسخ داده شده، زندگی و روز تازهای را برای تو به ارمغان میآورد.
دلارامی که از دامت رمان بود
تو گفتی: رام خواهد شد، همان بود
هوش مصنوعی: شخصی که آرامش و راحتی او از محبت و وابستگی تو نشأت میگیرد، تو گفتی که او به زودی آرام خواهد شد و این واقعاً همینطور است.
هر آن حاجت که میخواهی برآری
که رو در قبلهٔ اقبال داری
هوش مصنوعی: هر خواستهای که داری، میتوانی به آن دست یابی؛ زیرا در جهت درست و موقعیت مناسبی قرار داری.
به وصلم طلعتت فیروز گردد
شب تاریک هجران روز گردد
هوش مصنوعی: وقتی به وصال تو میرسم، شب تاریک دوری به روز روشن تبدیل میشود.
مخور اندوه، ازین پس شاد میباش
ز بند هر غمی آزاد میباش
هوش مصنوعی: نگران نباش، از این به بعد خوشحال باش و از هر گونه غمی رها شو.
دهانم را تو باشی میر ازین پس
به بوسیدن مکن تقصیر ازین پس
هوش مصنوعی: مراقب باش که از این به بعد، وقتی دهانم را میبوسی، اشتباهی نکن.
کنار و بوسه اول چیز باشد
چو وقت آید دگرها نیز باشد
هوش مصنوعی: وقتی که زمانش برسد، بوسه و نزدیکی اول اهمیت دارد، و بعد از آن چیزهای دیگر هم اهمیت مییابند.
دل من ترک وصل دیگران گفت
تویی همدم، تویی مونس، تویی جفت
هوش مصنوعی: دل من دیگر درباره ارتباط با دیگران صحبت نمیکند و فقط تو را میبیند، تو تنها همدم و یار من هستی.
رفیق من تو خواهی بود ازین پس
مرا از مهر و کین آن و این بس
هوش مصنوعی: دوست من، از این به بعد تو همراه من خواهی بود و از محبت و دشمنی دیگران برایم کافی است.
دلم در جستجویت گرم گشته
چه جای دل؟ که سنگش نرم گشته
هوش مصنوعی: دل من به خاطر جستجوی تو گرم و شاداب شده است، چنان که حتی سنگ هم نرم شده است.
از آن شوخی به راه آمد دل من
به جانت نیک خواه آمد دل من
هوش مصنوعی: از آن شوخی تو، قلب من به عشق تو کشیده شد و به خوبی برای تو آرزو میکند.
چو باغ وصل را در برگشادی
جهان اندر جهان عیشست و شادی
هوش مصنوعی: وقتی که باغ وصال باز شود، در جهانی که در آن زندگی میکنیم، شادی و خوشی فراوانی وجود دارد.
ز رویم لاله و گل دسته میبند
ز لعلم شکر اندر پسته میبند
هوش مصنوعی: از چهرهام گلها و لالهها دسته دسته چیده میشوند و از علم و دانش به اندازه پستهای شیرینی بند میزنند.
گهی با زلف پستم عشق میباز
گهی میگوی در گوش دلم راز
هوش مصنوعی: گاهی عشق را با زلفهای پریشانم بازی میکنم و گاهی در گوش دل، سخنهای پنهانی را زمزمه میکنم.
مشو نومید و از من سر مپیچان
رخ از پیوند و یاری بر مپیچان
هوش مصنوعی: هرگز ناامید نشو و از من دور نشو، به خاطر این پیوند و دوستی که داریم، از من دور نشو.
بیا، کز وصل من کارت بر آید
به باغ من گل از خارت بر آید
هوش مصنوعی: بیا که اگر به وصالت برسم، میتوانم در باغم گلها را از خارهای تو بکارم.
دلت را مژدهای میده به شادی
بگو او را دگر چون مژده دادی
هوش مصنوعی: دل خوشحالی را به تو نوید میدهد، به او بگو که دوباره مانند گذشته مژدهای خوش برایش بیاوری.