برگردان به زبان ساده
چو با من رای پیوندی نداری
دلم سیر آمد از پیوند و یاری
هوش مصنوعی: وقتی که تو تمایلی به همکاری و همراهی با من نداری، دل من از ارتباط و دوستی خسته و سیر شده است.
نه خوی آن که از من عذر خواهی
نه بوی آن که بر من رحمت آری
هوش مصنوعی: نه از آن کسی که از من عذرخواهی میکند خبری دارم، و نه از آن کسی که بر من رحم کند بویی به مشامم رسیده است.
سرم شد خیره، تا کی ناامیدی؟
دلم شد تیره، تا کی بردباری؟
هوش مصنوعی: سرم پر از نگرانی و سردرگمی است، تا کی باید ناامید باشم؟ دلم هم پر از غم و ظلمت شده، تا کی باید صبر کنم؟
رخت چندان جفا کردست بر من
که گر بعضی بگویم شرم داری
هوش مصنوعی: رخت به اندازهای با من بیرحمی کرده که اگر کمی از درد و رنجی که به من وارد کرده بگویم، خجالت میکشی.
گهی در پای عشقم میدوانی
گهی در دست هجرم میگذاری
هوش مصنوعی: گاهی به یاد عشق و شوق میدوی و گاهی هم در حسرت و دوری احساس شکست و ناامیدی میکنی.
نخواهم داشت دست از دامن تو
اگر خود بر سرم شمشیر باری
هوش مصنوعی: هرگز دامن تو را رها نخواهم کرد، حتی اگر خودت بر سرم شمشیر بکشی.
من از عشق تو با غمهای دلسوز
من از هجر تو در شبهای تاری
هوش مصنوعی: من از عشق تو محزون هستم و دلسوزی میکنم، و دوری تو در شبهای تاریک، حالم را بدتر میکند.