برگردان به زبان ساده
جوانی خار کن بر خار میخفت
کسی گل بر سرش کرد، آن جوان گفت
هوش مصنوعی: جوانی که در گذشته دچار مشکلات و سختیها بود، اکنون زمانی فرارسیده که گلهای زیبایی بر سرش قرار گرفته است. او با این تغییر و زیبایی به یاد میآورد که روزگاری در کُنج غم و اندوه بوده است.
مرا تا خار دامن گیر گشتست
گل اندر خاطرم کمتر گذشتست
هوش مصنوعی: وقتی که در زندگی با مشکلات و موانع مواجه شدم، یاد گلهای خوشبو و زیبا کمتر در ذهنم باقی مانده است.
ز خاری هر که او پیوند بیند
همان بهتر که: گل دیگر نچیند
هوش مصنوعی: هر کس که با خارها و مشکلات مواجه شود، بهتر است که به دنبال گل و زیباییهای دیگر نرود.
به تنهایی مرا خاری تمامست
وصال گل به انبازی حرامست
هوش مصنوعی: تنهایی من مانند خاری است که به هیچ وجه به وصال گل نمیرسد و این همراهی برای من ممنوع است.
درین بستان گل رنگین چه جویی؟
که دارد حسن او داغ دو رویی
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا و رنگارنگ، دنبال چه چیزی هستی؟ زیرا زیبایی او به دو حالت مختلف خود را نشان میدهد.
اگر خاری کند وقت ترا خوش
بر افشان دامن گل را به آتش
هوش مصنوعی: اگر زمانت از درد و مشکل ناراحت است، پس زیباییها را به خاطر بسپار و از زندگی لذت ببر.
ز گل رویان تر دامن چه جویی؟
که بر هرکس بخندد از دو رویی
هوش مصنوعی: به دنبال دامن گلرویان نباش، چرا که هر کس بر تو میخندد و این نشان از دو رویی آنهاست.
بتان بیوفا خود را پرستند
دلیران این چنین بتها شکستند
هوش مصنوعی: دلیران، بتهای بیوفا و بیاحساس را نمیپرستند و به راحتی آنها را میشکنند.