برگردان به زبان ساده
خوردن باده گر شود ناچار
کوش تا نگذرد حریف از چار
هوش مصنوعی: اگر ناچار به نوشیدن شراب هستی، تلاش کن تا دوستانت را از چهار عنصر غفلت نگذارید.
خادمی چست و صاحبی خوشخوی
ساقیی نغز و مطربی خوش گوی
هوش مصنوعی: یک خدمتکار باهوش و چالاک و صاحبخانهای با خلق و خوی نیکو، و نیز ساقیای با حسن انجام کار و مطربی خوشزبان.
تا زر و سیم و نقل داری و می
منه از جای خویش بیرون پی
هوش مصنوعی: تا زمانی که مال و ثروت و نعمت داری، از جایت تکان نخور و بیجا نرو.
گر خوری می به خانهٔ دگران
بر حریفان مباش سرد و گران
هوش مصنوعی: اگر شراب بنوشی در خانهٔ دیگران، پس با دوستانت سرد و بیحوصله نباش.
چشم در شاهد حریف مکن
هزل با مردم شریف مکن
هوش مصنوعی: به دیگران نگاه کن و از گفتن حرفهای بیمعنی یا شوخیهای بیجا خودداری کن. با افراد محترم با ادب رفتار کن.
نقل کم خور، که میخمار کند
نقل کم کن که سرفگار کند
هوش مصنوعی: کم بخور، زیرا که کم نوشیدن میتواند تو را هشیار کند و کم خوردن میتواند تو را مورد توجه قرار دهد.
به قبول کسان ز جای مشو
عندلیب سخن سرای مشو
هوش مصنوعی: به حرف دیگران اعتنا نکن و خودت را درگیر نظرهایشان نکن. مانند بلبل باش که با آوازش به سراغ کسی نمیرود.
وقت خوردن دو باده کمتر نوش
تا نباید به دست رفتن و دوش
هوش مصنوعی: زمانی که مشغول نوشیدن دو جرعه از شراب هستی، بهتر است کمتر بنوشی تا از دست نرود و فراموش نگردد.
تا بگردد خورش گوارنده
مشو، ای خواجه، می گسارنده
هوش مصنوعی: ای خواجه! تا زمانی که خورشید در حال چرخش و زندگیبخش است، به نوشیدن شراب مشغول نباش.
می بهل، تا که کار خود بکند
که به آخر شکار خود بکند
هوش مصنوعی: بنوش تا به مقصودت برسی، زیرا در نهایت به هدف خود خواهی رسید.
خورش و می چو در هم آمیزی
خون خود را به خوان خود ریزی
هوش مصنوعی: وقتی خورشید و شراب با هم ترکیب میشوند، به مانند این است که جان خود را به میهمانی خود تقدیم میکنی.
می خوری، اعتراف کن به گناه
تا نگردد حرام سرخ و سیاه
هوش مصنوعی: اگر میخواهی شراب بنوشی، صادقانه اعتراف کن به اشتباهاتت تا این نوشیدنی، چه سرخ باشد و چه سیاه، برایت حرام نشود.
چند گویی که: باده غم ببرد؟
دین و دنیا نگر که هم ببرد
هوش مصنوعی: چقدر میگویی که نوشیدن باده غم را از بین میبرد؟ به دین و دنیای خود نگاه کن که آنها نیز میتوانند غم را از وجودت دور کنند.
بیغمی شعبهای ز بینفسیست
بطر و خرمی ز ناجفسیست
هوش مصنوعی: بیخیالی نتیجهی بیاحساسی است و شادی و خوشی ناشی از بیتوجهی به مشکلات و کمبودهای زندگی میباشد.
آن که شیرین به غم سرور کند
از دل خویش غم چه دور کند؟
هوش مصنوعی: کسی که با غم خود شادی را تجربه میکند، چگونه میتواند از دل خود غم را دور کند؟
بهتر از غم کدام یار بود؟
که شب و روز برقرار بود
هوش مصنوعی: کدام دوست بهتر از غم میتواند باشد؟ که همیشه و در هر زمان همراه ماست.
می چنان خور که او مباح شود
نه کزو خانه مستراح شود
هوش مصنوعی: به گونهای بنوش که از آن آسیب نبینی و دچار مشکل نشوی.
هر چه مستی کند حرامست آن
گر شرابست و گر طعامست آن
هوش مصنوعی: هر چیزی که باعث مستی و بیخودی شود، چه نوشیدنی باشد و چه غذا، حرام است.
مستی مال و جاه و زور و جمال
هم حرامست و نیست هیچ حلال
هوش مصنوعی: هیچیک از ثروت، مقام، قدرت و زیبایی نمیتواند موجب خوشی واقعی شود و همه اینها در اصل حرام هستند.
به ضرورت نجس حلال بود
بیضرورت نفس وبال بود
هوش مصنوعی: اگر شرایط ایجاب کند، چیزی که نجس است میتواند حلال شود، اما اگر بدون ضرورت باشد، نفس انسان بر او سنگینی میکند و مشکلاتی به وجود میآورد.
آب زمزم گرت کند سرمست
رو بشوی از حلال بودن دست
هوش مصنوعی: اگر آب زمزم تو را مست کند، باید دستت را از حلال بودن بشویی.
تو در آبی، چنین دلیر مرو
بر کنارش رسی، به زیر مرو
هوش مصنوعی: تو در آب هستی، اما بیپروا نباش که به کناره نرسید! زیر آب نرو.
گر چه غم سوز و غصه کاهست او
زو برمن، آب زیر کاهست او
هوش مصنوعی: اگرچه او غم و اندوهی را بر دوش من میگذارد، اما این بار سنگین، به آرامی و به تدریج بر من اثر میگذارد.
گر چه آبی تنک نماید و سهل
پای در وی منه تو از سر جهل
هوش مصنوعی: اگرچه آبی که در آن پا میگذاری کم عمق و ساده به نظر میرسد، اما به خاطر نادانی خود، پای در آن نگذار.
بر حذر باش ز آب آتش رنگ
که تفش اژدهاست و ناب نهنگ
هوش مصنوعی: مواظب باش از آبی که رنگی شبیه به آتش دارد، زیرا گرمای آن به اندازهای است که مانند آتش اژدهاست و میتواند به اندازهی مرگبار نهنگ باشد.
آتش باده بر مکن زین پس
که ترا آتش جوانی بس
هوش مصنوعی: از این پس نوشیدن شراب را ترک کن، زیرا آتش جوانی تو به اندازه کافی سوزاننده است.
می که آتش ندیده جوش کند
چون به آتش رسد خروش کند
هوش مصنوعی: کسی که تجربهای از شرایط سخت و خطرناک ندارد، وقتی با آن مواجه شود، واکنشی شدید و ناگهانی از خود نشان میدهد.
می چو آتش بر آتشت ریزد
می ندانی چه فتنه بر خیزد؟
هوش مصنوعی: شراب مانند آتش است که بر آتش دیگر میریزد. تو نمیدانی که چه شور و هیجانی از این ترکیب به وجود خواهد آمد.
زین دو آتش چو دیگ برجوشی
گر به یکباره خود سیاووشی
هوش مصنوعی: اگر از دو آتش به شدت خروشانی، ناگهان منفجر شوی، مانند سیاوش جانت را از دست خواهی داد.
کاسهای کندرو خوشی نبود
چه شود گر دو آتشی نبود؟
هوش مصنوعی: اگر در زندگی خوشی و لذتی وجود نداشته باشد، هیچ فرقی نمیکند که چقدر شتاب و حرکت در کارها داشته باشیم. برای تجربه واقعی خوشی، نیاز به شور و شوق داریم.
بهل این آتش ار کمست، ار بیش
که درشت آتشیست اندر پیش
هوش مصنوعی: اگر این آتش کم یا زیاد است، در هر حال آتشی بزرگ در برابر ماست.
مکن، ای نفس و کار خود دریاب
روز شد برگشای چشم از خواب
هوش مصنوعی: ای نفس، متوجه کار خود باش و خواب را ترک کن، که روز شده است و زمان بیداری فرا رسیده است.
چند راضی شوی به خورد و به خفت؟
ترک این بیخودی بباید گفت
هوش مصنوعی: چند وقت میخواهی به کمخوردن و به ذلت راضی باشی؟ باید این بیخودی را کنار بگذاری و بگویی کافی است.
باده نوشندگان جام الست
نشوند از شراب دنیا مست
هوش مصنوعی: نوشندگان شراب حقیقی، از شراب دنیوی مست نمیشوند.
ذوق پاکان زخم و مستی نیست
جاه نیکان به کبر و هستی نیست
هوش مصنوعی: احساس خوشی و سرور افراد پاک و معصوم ناشی از زخمها و نارساییها نیست، و ارزش واقعی شخصیت افراد بزرگ و نیکو در خودبزرگبینی و داراییهایشان نیست.
هر کرا عشق او خراب کند
فارغ از بنگ و از شراب کند
هوش مصنوعی: هرکس که عشق او را مجنون کند، از نوشیدن شراب و مستی بینیاز خواهد شد.
از کف من چو جامجم داری
دیگر اندر جهان چه غم داری؟
هوش مصنوعی: اگر تو در دست من، جامجم را داری، پس دیگر در این دنیا چه نگرانی و اندوهی میتواند وجود داشته باشد؟
گر چه اختر به اختیار تو شد
ورچه شیر فلک شکار تو شد
هوش مصنوعی: اگرچه ستاره به انتخاب تو شده و اگرچه شیر آسمان شکار تو شده است،
تو بیکبارگی ز دست مشو
وز شراب غرور مست مشو
هوش مصنوعی: فوراً از دست نرو و به خاطر غرور خود، به مستی دچار نشو.
بس ازین آب و خاک غارت کن
آب و خاکی دگر عمارت کن
هوش مصنوعی: پس از اینکه از این آب و خاک بهرهبرداری کردی، به فکر آباد کردن جایی دیگر باش.
گاه مستی و گه خرابی تو
کس نداند که از چه بابی تو؟
هوش مصنوعی: گاهی در حال شادی و مستی هستی و گاهی در شرایط نابسامان. هیچکس نمیداند که تو به چه دلیلی به این حال و هوا دچار شدهای.
چون نکردی خرابی آبادان
بر خرابی چه میشوی شادان؟
هوش مصنوعی: اگر تو ویرانی آبادانی را نداشته باشی، در ویرانی چه خوشحال میشوی؟
خیز و آباد کن مقامی نیک
تا برآری به خیر نامی نیک
هوش مصنوعی: برخیز و جایی را بهتر کن تا نام نیکویی برای خود برپا کنی.
چند راحت بری ز ملک کسان؟
راحتی هم به ملک خود برسان
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی از سرزمین دیگران راحتی پیدا کنی؟ کمی هم راحتی را برای خودت فراهم کن.