برگردان به زبان ساده
باشدش کار از اول پایه
طلب شیر و جستن دایه
هوش مصنوعی: اگر انسان از ابتدا اصول و نیازهای خود را بشناسد و به دنبال آنها باشد، به راحتی میتواند به آنچه که میخواهد دست یابد.
گه به دوشش کشند و گاه به مهد
گاه صبرش دهند و گاهی شهد
هوش مصنوعی: گاه کودک را روی دوش خود میبرند و گاه در گهوارهاش میگذارند. گاهی به او صبر میآموزند و گاهی نیز لذت و خوشی میدهند.
چون ز گهواره در کنار آید
در دگر گونه گیر و دار آید
هوش مصنوعی: وقتی از گهواره خارج میشود و به دنیا میآید، در وضعیت و حالت دیگری قرار میگیرد.
باشدش خوف و بیم از آتش و آب
آفت خفت و خیز و گریه و خواب
هوش مصنوعی: او از آتش و آب میترسد و نگران است، همچنین از آسیبهای ناشی از خواب و بیحرکتی، و همینطور از گریه و ناراحتی.
چون چپ خود ز راست بشناسد
وآنچه خواهند خواست بشناسد
هوش مصنوعی: وقتی کسی بتواند راست را از چپ تشخیص دهد و آنچه را که دیگران میخواهند درک کند، به خوبی میتواند به موقعیتها و خواستههای مختلف پاسخ دهد.
از سه حالش سخن بدر نبود
هر سه بیرنج و درد سر نبود
هوش مصنوعی: سخن از سه وضعیت او که عاری از مشکل و زحمت است، نمیتوان گفت.
یا به مکتب دهند و استادش
تا دهد فرض و سنتی یادش
هوش مصنوعی: شاید او را به مدرسه بفرستند تا درسهای واجب و آداب را به او یاد بدهند.
باز در گریه و خروش افتد
در کف چوب و مار و موش افتد
هوش مصنوعی: دوباره در حال گريه و ناله است و در دستش چوبی دارد که ممکن است به مار یا موشی برخورد کند.
شود آخر فقیه و دانشمند
راه یابد به خانقاهی چند
هوش مصنوعی: در نهایت، ممکن است یک عالم و دانشمند به مراکز معنوی و معنویتی راه پیدا کند.
دل او را کند نژند و سیاه
راتب هفته و وظیفهٔ ماه
هوش مصنوعی: دل او بسیار خسته و غمزده است و روزهای هفته و وظایف ماه به او فشار میآورند.
ای بسا! نان وقف کو به زیان
بدهد، تا رسد به حد بیان
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است نان حلالی که در راه خدا داده میشود، به جای سود، به ضرر انسان تمام شود، تا جایی که به حقیقت و خواسته واقعی او برسد.
بعد از آن یا شود مدرس عام
یا مُعید و خطیب شهر و امام
هوش مصنوعی: پس از آن ممکن است که فرد به معلمی عمومی یا به عنوان راهنما و سخنران شهر و امام فرابرده شود.
یا برون اوفتد به دقاقی
یا به تزویر و شید و زراقی
هوش مصنوعی: یا به روشهای مستقیم و بدون مانع به هدفش برسد، یا با ترفند و فریب به آنچه میخواهد دست پیدا کند.
کم رسد زین میان یکی به وصول
زانکه غرقند در فروع و اصول
هوش مصنوعی: از میان این همه، تنها یکی به هدف میرسد، زیرا دیگران در جزئیات و مبانی غرق شدهاند.
وگرش در سر این هوس نبود
به معانیش دسترس نبود
هوش مصنوعی: اگر در دلش آرزویی نبود، هرگز به معانی آن دست نمییافت.
به دکانش برند و بنشانند
آتشی بر دماغش افشانند
هوش مصنوعی: او را به فروشگاهش میبرند و آتشسوزی را در جلوی چشمانش به راه میاندازند.
ز غم و داغ حرفت و پیشه
گز و مقراض و ارّه و تیشه
هوش مصنوعی: از غم و درد سخن تو، ابزار کار و وسایل برش و کندهکاری آماده است.
خوردنی بد، نشستنی غمناک
نان بیوقت و آب پر خاشاک
هوش مصنوعی: نان و آب در زمان نامناسب، دلگیر و ناخوشایند است و دلی که از این قاعده پیروی نکند، دچار ناراحتی خواهد شد.
چو در آید به پایهٔ مردی
گرم گردد، رها کند سردی
هوش مصنوعی: زمانی که انسانی به مقام و مرتبهٔ مردی برسد و به گرمی و شور و شوق برسد، دیگر از سردی و بیاحساسی رها میشود.
افتدش زین سر سبک سایه
باد در بوق و آب در خایه
هوش مصنوعی: باد به آرامی بر او تاثیر میگذارد و او در میان صداها و همهمهها به راحتی و با آرامش حرکت میکند.
به کف حرص و آز درماند
بازش آرند و باز درماند
هوش مصنوعی: انسان در تلاش و کوشش بیپایان خود برای به دست آوردن مال و مقام، همچنان در تنگنا و ناامیدی باقی میماند. هر چه بیشتر تلاش میکند، بیشتر دچار گرفتاری و ناتوانی میشود.
نشنود پند اوستاد و پدر
نه به دانش گراید و نه هنر
هوش مصنوعی: اگر فردی به نصیحت استاد و پدر گوش ندهد، نه علم و دانش به دست میآورد و نه مهارتی را یاد میگیرد.
تا زرش هست میدهد بر باد
چون نماند شود به دزدی شاد
هوش مصنوعی: تا زمانی که زراعت، محصول میدهد، از آن بهرهبرداری میشود، اما هنگامی که دیگر محصولی نماند، به ناچار باید به سراغ دزدی و روشهای نادرست رفت.
فاش و پنهان ز هوشیار و ز مست
ببرد هرچهش اوفتد در دست
هوش مصنوعی: هرچه که از یک فرد هوشیار یا مست برمیآید، چه در ملأ عام و چه در خفا، در نهایت در دستان او قرار میگیرد.
به لتش چند پی فگار کنند
دست آخر سرش به دار کنند
هوش مصنوعی: برای عیب و ایرادهایش چندین بار به او تذکر میدهند، اما در نهایت کارش به مجازات و پرداختن به عواقب ناگوار میکشد.
صد ازین بیهنر تلف گردد
تا یکی در هنر خلف گردد
هوش مصنوعی: از هر صد نفر بیهنر، تنها یک نفر ممکن است به هنری بپردازد و در این زمینه موفق شود.
و گرش بخت یارمند بود
نام بُردار و ارجمند بود
هوش مصنوعی: و اگر شانس و اقبال کمک کند، نام او نیز به خوبی و ارزش خواهد رسید.
یا شود خواجهٔ گرامی بهر
یا سرافرازی از اکابر شهر
هوش مصنوعی: شاید این بزرگوار برای کسب افتخار و اعتبار از بزرگان شهر برگزیده شود.
یا امیری شود فروزنده
یا دبیری دیار سوزنده
هوش مصنوعی: یا اینکه کسی ممکن است به عنوان یک امیر سرشناس و با اقتدار شناخته شود، یا اینکه فردی به عنوان یک دبیر در سرزمینی معروف به زمین سوزان و سخت به شهرت برسد.
رنج بسیار برده از هر باب
کرده بر خود حرام راحت و خواب
هوش مصنوعی: شخصی که از هر سو مشکلات زیادی را تحمل کرده، برای خود لذت و آسایش را ممنوع کرده است.
سالها حاضر و کمر بسته
دل در اندوه و درد سر بسته
هوش مصنوعی: سالهاست که با دل شکسته و نگران در غم و درد زندگی میکنم و در این وضعیت به سختی روزها را میگذرانم.
چون ز سودای قربت و پیشی
با سعادت دلش کند خویشی
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر آرزوی نزدیکی و پیشی گرفتن از خوشبختی، دلش را به دوستی و نزدیکی با دیگران مشغول میکند.
جور و خواری کشد ز شاه و امیر
ناگهان بر نشانش آید تیر
هوش مصنوعی: ناگهان فردی که تحت ظلم و سختی از سوی شاه و امیر قرار دارد، نشانهای از گرفتاری برایش نمایان میشود.
از عمل برکند چراغی چند
خانه و آسیاب و باغی چند
هوش مصنوعی: برخی افراد با تلاش و کوشش خود، نور و روشنی را برای چندین خانه، آسیاب و باغ فراهم کردهاند.
مرکبی چند در طویله کشد
دست بر صورتی جمیله کشد
هوش مصنوعی: چند اسب در اصطبل به سمت چهره زیبا میروند.
غم آنها بگیردش دامن
آز و حرص و نیاز پیرامن
هوش مصنوعی: غصه آنها باعث میشود که دامن آز و حرص و نیاز به دور آنها بیفتد.
محنت جامه و غم جو و کاه
خرجِ ده، سازِ خانه، آلتِ راه
هوش مصنوعی: رنج و غم زندگی و تلاش برای تأمین نیازهای روزمره، همگی بخشی از راه و ابزار زندگی است که باید با آنها مواجه شد.
زرِ خربنده و بهای ستور
نان دربان و اجرت مزدور
هوش مصنوعی: به معنای این است که ارزش و قیمت چیزها به نوع و کیفیت آنها بستگی دارد. به عنوان مثال، قیمت زر خربنده (یک نوع میوه) و بهای یک حیوان بارکش نشاندهنده تفاوتهای ارزشآفرین در زندگی است. همچنین، هزینههایی مانند نان کارگران و دستمزد کارگران نیز به جایگاه و نوع کار آنها مرتبط است. این نشان میدهد که هر چیزی در زندگی قیمت و ارزشی متفاوت دارد و عوامل مختلفی بر آن تأثیر میگذارد.
گر غلامش گریخت آه و دریغ
ور سقط شد ستور، بارد میغ
هوش مصنوعی: اگر بندهاش بهسوی او گریزد، آه و افسوس، هرچند که اگر چهارپایش بیفتد، باران خواهد بارید.
حسد دشمنانش اندر پی
حاجت دوستان به جانب وی
هوش مصنوعی: دشمنان او به خاطر درخواستهای دوستانش، حسادت میورزند و از این موضوع ناراحت هستند.
بار صد کس به تن فرو گیرد
آتش دوزخ اندرو گیرد
هوش مصنوعی: هر کس که بار سنگینی بر دوش خود دارد، آتش جهنم او را در بر میگیرد.
دل مظلوم در دعای بدش
جان محکوم منکر خردش
هوش مصنوعی: دل بیپناه در دعاهایش به بدی، جان من که به دلیل انکار عقل، در بند است.
در دل او ز هر طرف قلاب
بسته بر وی ز بیم دلها خواب
هوش مصنوعی: در دل او از هر سو نگرانی وجود دارد و به همین خاطر دلها آرام و خوابیدهاند.
سالها کار این و آن سازد
که زمانی به خود نپردازد
هوش مصنوعی: سالها تلاش و فعالیت دیگران باعث میشود که آدم فرصتی برای رسیدن به خود و شناخت درونش نداشته باشد.
نتواند دمی نشستن شاد
نکند مرگ و آخرت را یاد
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند لحظهای آرامش داشته باشد، مگر اینکه یاد مرگ و قیامت را در دل داشته باشد.
دست منصب گرفته گوش او را
حب دنیا ربوده هوش او را
هوش مصنوعی: کسی که مقام و جایگاه را در دست دارد، به خاطر عشق به دنیا و زرق و برق آن، عقل و درک خود را از دست داده است.
روز و شب هم چو باز دوخته چشم
شده با بینش و حضور به خشم
هوش مصنوعی: روز و شب مانند پرندهای که چشمانش را بسته، با درک و آگاهی به حالت عصبانیت قرار گرفته است.
غافل و خط آگهان در مشت
که بخواهند ناگهانش کشت
هوش مصنوعی: افرادی که از خطاهای دیگران غافلند، ممکن است ناگهان به سرنوشت بدی دچار شوند.
عالمی گم شود درین سر و کار
تا ازیشان یکی رسد به کنار
هوش مصنوعی: در میان این همه شلوغی و مشغله، ممکن است کسی گم شود تا اینکه در نهایت یکی از آن ها به هدفش برسد.